وقتی سیاست جای عدالت را در ورزش میگیرد؛ چرا آمریکا و رژیم صهیونیستی محروم نمیشوند؟
به گزارش برنا، در حالی که ورزش جهانی همواره از «صلح، دوستی و برابری» سخن میگوید، اجرای این شعارها همچنان با تناقضهای آشکار در برخورد با رفتار برخی کشورها همراه است. در روزهای اخیر، حملات نظامی و اظهارنظرهای تهدیدآمیز مقامهای آمریکایی و صهیونیستی علیه ملت ایران، واکنش جدی و ساختارمندی از سوی نهادهای بینالمللی به همراه نداشته است.
این در حالی است که در موارد مشابه، کشورهایی با تخلفات کمتر، بلافاصله با محرومیتهای سنگین مواجه شدهاند.
سکوت نهادهای ورزشی در برابر تهدید مستقیم علیه تیم ملی ایران، پرسشهای جدی را درباره استقلال و بیطرفی جریان مدیریت ورزش جهانی ایجاد کرده است. چگونه ممکن است دولتی که رئیسجمهور آن رسما تیم ملی کشوری دیگر را تهدید میکند، همچنان میزبان رویدادهایی چون جام جهانی باشد؟ معیارهای انتخاب و ارزیابی این میزبانیها کجاست و چه کسانی از این تصمیمها سود میبرند؟
ورزش، طبق منشور المپیک، وسیلهای برای نزدیکی میان ملتهاست، نه بستر مشروعیتبخشی به سیاستورزی یا تهدید. اما حضور برخی رژیمها در رقابتها، در حالی که همزمان متهم به نقض مکرر حقوق بشر و حمله به غیرنظامیان هستند، این منشور را به یک شعار تزئینی تبدیل کرده است. محرومیتهای گزینشی، نه تنها عدالت ورزشی را خدشهدار میکند، بلکه باعث بیاعتمادی ملّتها به نهادهای تصمیمگیرنده میشود.
ناظران مستقل معتقدند که بحران اعتماد در ورزش جهانی به نقطهای خطرناک رسیده است. وقتی سیاست از درِ پشتی به زمین بازی راه پیدا میکند، نتیجه آن چیزی جز تبعیض و ریاکاری نخواهد بود. همین تبعیض است که سبب میشود صدای مظلومان شنیده نشود اما صدای صاحبان قدرت، حتی در میدان ورزش، طنینانداز بماند.
جامعه جهانی اگر به اصول خود پایبند است، باید پاسخ دهد که چرا برای برخی قوانین معنا دارد و برای برخی نه. اگر شعار ورزش، عدالت و برابری است، این عدالت باید در قبال همه ملتها اعمال شود. در غیر این صورت، ورزش از معنا تهی خواهد شد و به عرصهای برای نمایش قدرت سیاسی بدل میشود.
آمریکا و رژیم صهیونیستی باید از رویدادهای بین المللی ورزشی محروم شوند و حق میزبانی هیچ رویداد بزرگی را نداشته باشند. البته رژیم صهیونیستی که در ورزش حرفی برای گفتن ندارد و خصوصا در فوتبال که زنگ تفریح تیمهای اروپایی است اما همین حق بازی کردن هم باید از آنها گرفته شود.
در نهایت، شاید زمان آن رسیده که افکار عمومی، رسانهها و سازمانهای آزاد از سیاست، بازنگری جدی در مسئولیت اخلاقی نهادهای ورزشی بینالمللی مطالبه کنند. سکوت در برابر ظلم، هرگز بیطرفی نیست؛ بلکه نوعی مشارکت در بیعدالتی است.
انتهای پیام/