آخرین ایستگاه پیش از تشک
امروز، در مسابقات قهرمانی نونهالان کشتی، از ورودی هتل و همراه ورزشکاران وارد اتاق گرم سالن شهدای هفتم تیر تهران شدم؛ سالن قدیمی کشتی شهر تهران که چندسالی است به زیبایی بازسازی شده است.
اتاق گرم، آخرین ایستگاه پیش از تشک است؛ جایی برای گرمکردن، مرور فنون، کشتی گرفتن با همتیمی و آمادهشدن برای لحظهای که نام هر کشتیگیر خوانده میشود. اما برای این بچهها، اینجا فقط یک فضای آمادهسازی نیست. روی دیوارها، تصاویر بزرگان کشتی ایران دیده میشود؛ قهرمانانی که سالها پیش از این، همین مسیر را از اتاق گرم تا تشک طی کردهاند.
در این فاصله کوتاه میان گرمکردن و مبارزه، ترس و تمرکز، رویا و واقعیت، نگاه این نونهالان بارها به عکس قهرمانان روی دیوار میافتد. شاید هنوز نمیدانند چند سال بعد کجای این مسیر خواهند ایستاد؛ اما برای لحظاتی، میان صدای تشک، عرق و نفسهای تند، آیندهای را تصور میکنند که ممکن است روزی تصویر خودشان روی همین دیوارها باشد