لاسوگاس زیر پای فرنگیکاران ایران؛ "رنگرز" معمار کشتی فرنگی
گروه ورزشی برنا/ حسن رنگرز را شاید بتوان از زاویه بها دادن به جوانها و پشتوانهسازی در پشتوانهسازی شناخت.
قهرمانی تیم ملی کشتی فرنگی زیر ۲۳ سال ایران در خاک آمریکا و در رقابتهای جهانی ۲۰۲۶، با کسب سه مدال طلا، دو برنز و ۱۱۹ امتیاز، اتفاق مهمی برای کشتی فرنگی ایران بود اما اگر بخواهیم عملکرد رنگرز را فقط در همین جام خلاصه کنیم، بخش مهمتری از ماجرا را ندیدهایم.
داستان اصلی، شاید جای دیگری باشد؛ جایی میان تیم بزرگسالان و تیم امید.
رنگرز در شرایطی تیم بزرگسالان را هدایت میکند که در ترکیب آن، تعداد قابل توجهی کشتیگیر جوان و زیر ۲۳ سال حضور دارند. پیام احمدی، علی احمدیوفا، دانیال سهرابی، فردین هدایتی، علیرضا عبدولی و محمدمهدی کشتکار، تنها اسمهایی برای پر کردن یک ترکیب نیستند بلکه آنها بخشی از سرمایه آینده کشتی فرنگی ایران هستند.
نکته مهم اینجاست که بسیاری از این کشتیگیران میتوانستند مسیر سادهتری را طی کنند. در رده امیدها بمانند، تجربه جمع کنند و بعد به تدریج وارد تیم بزرگسالان شوند اما رنگرز بخشی از این نسل را مستقیما وارد فضای سخت و واقعی کشتی بزرگسالان کرده است.
این یعنی جوان را فقط برای جوانان نمیخواهد بلکه میخواهد جوان، در کنار بزرگسالان رشد کند و این تفاوت کوچکی نیست.
وقتی یک مربی به یک کشتیگیر زیر ۲۳ سال فرصت میدهد در سطح بزرگسالان رقابت کند، در واقع او را با فشار، توقع، رقابت و فضای کشتی در بالاترین سطح آشنا میکند. چنین کشتیگیری وقتی به سالهای اصلی دوران ورزشی خود میرسد، دیگر یک استعداد خام نیست، تجربه رقابت در سطح اول را پشت سر گذاشته است و این همان چیزی است که در مسیر ساختن یک تیم قدرتمند برای سالهای آینده اهمیت دارد.
شاید یکی از جذابترین نکات در عملکرد رنگرز همین باشد که او میان تیم بزرگسالان و امیدها دیوار نکشیده است.
در حالی که بخشی از جوانان را در تیم بزرگسالان به میدان فرستاده، تیم زیر ۲۳ سال هم با مجموعهای از چهرههای جوانتر راهی لاسوگاس شده است.
یعنی اگر احمدی، احمدیوفا، سهرابی، هدایتی، عبدولی و کشتکار امروز در سطح بزرگسالان محک میخورند، همزمان گروه دیگری از جوانان در تیم امیدها فرصت پیدا میکنند خودشان را در سطح جهانی نشان دهند.
اتفاقا همین جاست که مفهوم «پشتوانهسازی» معنای واقعی خود را پیدا میکند.
پشتوانهسازی فقط این نیست که چند جوان را در یک تیم جمع کنیم و به مسابقات امیدها بفرستیم. پشتوانهسازی یعنی برای امروز تیم داشته باشیم، برای فردا هم نفر آماده کنیم و برای سالهای بعد، نفرات بعدی را پشت سر آنها قرار دهیم.
تیم زیر ۲۳ سال ایران در لاسوگاس دقیقا نشان داد این نگاه میتواند نتیجه بدهد. شاگردان رنگرز در آمریکا روی سکوی قهرمانی تیمی ایستادند و ایران بار دیگر نشان داد در ردههای پایه و امید، ذخیره قابل توجهی از استعداد دارد اما مهمتر از جامی که به ایران برگشت، نسلی است که از این مسابقات بیرون آمد.
شاید بتوان گفت یکی از تفاوتهای مهم رنگرز با بسیاری از مربیان این است که نگاهش صرفا نتیجه مسابقه بعدی نیست.
طبیعی است که هر سرمربی تیم ملی دنبال مدال و قهرمانی باشد اما هنر اصلی آنجاست که یک مربی بتواند همزمان دو کار را انجام دهد هم برای امروز نتیجه بگیرد و هم تیم فردا را بسازد.
در سال ۲۰۲۶، تیم بزرگسالان ایران ترکیبی از قهرمانان باتجربه و جوانانی است که هنوز در ابتدای مسیر حرفهای خود قرار دارند. این یعنی یک چرخه در حال شکلگیری است.
امید امروز، ملیپوش بزرگسال سالهای آینده است و اگر این زنجیره درست ادامه پیدا کند، میتوان امیدوار بود که ایران برای سالهای بعد از المپیک لسآنجلس هم تیمی قدرتمند داشته باشد.
قهرمانی در خاک آمریکا شیرین است، خیلی شیرین اما شاید شیرینی واقعی این قهرمانی زمانی بیشتر شود که بدانیم پشت این موفقیت، یک برنامه بلندمدتتر قرار دارد.
این یعنی قرار نیست همه استعدادها در یک رده متوقف شوند.
هر کشتیگیر، متناسب با سطح آمادگی و تواناییاش، در یک مسیر قرار گرفته است.
یکی در تیم بزرگسالان برای رسیدن به قله میجنگد، دیگری در امیدها برای رسیدن به تیم بزرگسالان آماده میشود و نفرات دیگری نیز در ردههای پایینتر منتظرند تا وارد این چرخه شوند.
اگر این روند حفظ شود، میتوان از همین امروز به المپیک ۲۰۲۸ و حتی ۲۰۳۲ هم فکر کرد.
شاید هنوز فاصله زیادی تا آن مسابقات باقی مانده باشد، اما تیمهای بزرگ دقیقا از همین سالها ساخته میشوند. از زمانی که یک مربی حاضر میشود به جوان اعتماد کند، به او فرصت بدهد و حتی اجازه دهد در کنار بزرگان، شکست بخورد و تجربه کسب کند.
وقتی تیم امید ایران در آمریکا قهرمان میشود، طبیعی است که تیترها حول مدال طلا و قهرمانی تیمی بچرخد اما پشت آن جام، اتفاق مهمتری در حال رخ دادن است.
کشتی فرنگی ایران دارد نسلی را تجربه میکند که فاصلهاش با تیم بزرگسالان کم شده یا تقریبا ابن فاصله از بین رفته است!
رنگرز اگر فقط به دنبال قهرمانی در یک مسابقه بود، میتوانست همه نیروهای جوان را در تیم امید نگه دارد و از ظرفیت آنها برای کسب عنوان قهرمانی استفاده کند اما مسیر دیگری را انتخاب کرده است.
او بخشی از جوانان را به تیم بزرگسالان برده و در همان زمان، تیم امید را هم با نفرات دیگری ساخته و راهی مسابقات جهانی کرده است.
این یعنی پشتوانهسازی در پشتوانهسازی و شاید همین جمله، بهترین توصیف برای کاری باشد که امروز در کشتی فرنگی ایران در حال انجام است.
چند مربی را میتوان پیدا کرد که حاضر باشند همزمان برای تیم بزرگسالان نتیجه بگیرند و برای تیم امید هم نفر بسازند؟
چند مربی حاضرند به جوانان اعتماد کنند و آنها را در سختترین میدانها محک بزنند؟
قهرمانی امیدهای فرنگی ایران در آمریکا، تنها یک جام دیگر در ویترین کشتی نیست.
این قهرمانی، گوشهای از تصویری بزرگتر است، تصویری که در آن قرار است نسل امروز، تیم فردای ایران را بسازد.
شاید به همین دلیل باشد که حسن رنگرز را باید فراتر از یک سرمربی دید.
او، بیادعا و پرتلاش، در حال ساختن یک چرخه است.
چرخهای از جوانانی که امروز کنار بزرگسالان کشتی میگیرند، جوانانی که در تیم امید قهرمان جهان میشوند و نسلی که هنوز نامش برای مردم چندان آشنا نیست، اما ممکن است چند سال دیگر روی تشک بزرگترین مسابقات جهان برای ایران افتخارآفرینی کند؛ و اگر این مسیر ادامه پیدا کند، شاید روزی در آستانه المپیک ۲۰۳۲ به گذشته نگاه کنیم و بفهمیم بخشی از آن موفقیت، همین امروز و در همین روزها ساخته شده بود.
این شاید مهمتر از هر جام و مدالی باشد.
رنگرز فقط تیم نمیسازد بلکه نسل میسازد و چه چیزی برای آینده کشتی فرنگی ایران مهمتر از این؟
یادداشت از سعید میرزائیان
انتهای پیام/