حاج حسین خرازی می‌گفت: خدا تو خودت فرمانده کل قوایی!
برای آستین خالی فرمانده لشگر امام حسین(ع)

حاج حسین خرازی می‌گفت: خدا تو خودت فرمانده کل قوایی!

خدایا به قول امام خمینی «تو فرمانده كل قوا هستی»، خودت رزمندگانت را پیروز گردان و شر صدام و كفار را از سر مسلمین بكن.
۱۳۸۹/۱۲/۰۹ - ۱۸:۳۹:۰۰
سرویس استان های برنا/ اصفهان

مسافر بود ولی نماز را کامل می خواند، می گفت من سرباز را به اجبار فرستادند اینجا، «این سفر، سفر معصیت است و باید نماز را كامل خواند». عملیات سرکوب ظفار عمان بود که حسین خرازی را اینقدر شاکی کرده بود. زمان انقلاب هم که امام فرمان فرار سربازها از پادگان ها را داد، خودش و برادرش آمدند بیرون و همراه مردم شدند.

انقلاب که شد مدتی در کمیته دفاع شهری اصفهان بود، غائله کردستان که شروع شد رفت آنجا، یک سالی آنجا بود.

جنگ که شروع شد رفت جنوب. دارخوین خط دفاعی مقابل عراق بود؛ 9 ماه آنجا ماند و تقریبا با دست خالی ایستاد، خط را نگه داشت و نیرو هم تربیت کرد.

سال 60 بود؛ بعد از آزاد سازی بستان که حاج حسین خرازی تیپ امام حسین (ع) را تشکیل داد. حرکت های خوب او و بچه هایش باعث شد کمی بعد لشگر امام حسین(ع) شکل بگیرد و او هم فرمانده آن شود.

حاج حسین غافلگیر می کرد

شناسایی رفتن های حاج حسین معروف بود، فرمانده لشگر خودش راه می افتاد می رفت عملیات شناسایی. به قدری دقیق بود که وقتی موقع عملیات با بی سیم با بچه ها حرف می زد می گفت الان بغلت یک نهر آبه یا سمت چپت یک درخت خشکیده است. می گفت باید دشمن را غافلگیر کرد همان چیزی که نظامی ها به آن می گویند اصل غافلگیری و محاصره. همیشه هم خط مقدم بود اگر دنبال حاج حسین می گشتند می دانستند که آن جلو ها پیدایش می کنند.

بسیجی بود ولی برای نظم و ترتیب رو دست نظامی ها می زد، کوتاه هم نمی آمد. موقع آموزش هم از آن مربی ها بود که سخت می گرفت. سر بیت المال هم که مشهور بود، همه می دانستند که حاجی درباره بیت المال کوتاه نمی آید.

با وجود اینکه وقت سر خاراندن هم به خودش نمی داد اما قرآن خواندش کم نمی شد، وقتی شهید شد از قرآن توی جیبش شناخته بودنش.

حاج حسین خزازی اول که آمد جبهه حاجی نبود، از این خط به آن خط می رفت و می آمد. سالی یک بار هم که مرخصی می گرفت اگر در بیمارستان نبود، در خانه پیدایش نمی کردند، یا می رفت پیش خانواده های شهدا یا گلزار شهدا بود یا... خلاصه خانه نبود. فقط یک سال این طوری نشد همان سالی که رفت مکه تا حسین خرازی بشود، حاج حسین. شهریور 65. 


فرماندهی كه با یك دست، 20 لیتری را بر دوش كشید تا نیروهایش تشنه نمانند

حاجی معروف بود ولی نه اینطوری که همه جبهه چهره اش را بشناسند، پوسترش که روی دیوار نبود، یک دفعه می دیدی یکی از بچه های شیطان خط کلی کار ریخته سر حاج حسین و خودش هم نشسته استراحت می کند. حاجی هم به روی خودش نمی آورد بعد هم که دست راستش را در عملیات خیبر از دست داد، نه فقط نمی گذاشت کسی کمکش کند، برای کار تدارکات هم کمک می کرد.

یك بار بهش خبر دادند كه 15 نفر از بچه‌های كمین چند ساعت هست آب نخوردند، به یكی از بچه‌ها گفت «اسلحه‌ات رو بردار و همراه من بیا»؛ 20 لیتری آب را با دست چپ كشید روی دوشش و برای بچه ها آب برد.


«كربلای 5» بود آتش توپخانه به قدری سنگین بود که نمی شد به بچه ها غذا رساند، حاج حسین خودش رفت دنبال کار بعد خبر آوردند که حاجی هم پریده. جمعه بود؛ 8 اسفند 65. چند ماه بعد از حاجی شدنش!

حاج حسین خرازی الان در گلزار شهدای اصفهان است.



متن كامل اولین وصیت نامه حاج حسین خرازی:

بسم الله الرحمن الرحیم
من عبدالعاصی حسین خرازی، اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا عبده و رسوله و اشهد ان علیا و اولاده المعصومین حجج الله.

گواهی می دهم كه ائمه معصومین گفتارشان بر ما حجت و امتثال امر و اطاعتشان واجب، محبتشان به حكم حق لازم و پیروی آنها موجب نجات و مخالفتشان موجب عذاب و آنها امامان و شفعیان روز جزا هستند.

انا الله و انا الیه راجعون. این جانب خود را لایق وصیت نمی‌دانم ولی بنابراین كه وصیت بعد از رفتن هركس راهنمای راه او و بیانگر هدف اوست من هم بر حكم وظیفه چند كلمه می نویسم.

شخصی هستم معتقد به انقلاب اسلامی ایران و رهبری و ولایت حضرت امام خمینی روحی له الفداه، در عصر غیبت امام زمان (عج). از مردم می خواهم كه پشتیبان ولایت فقیه باشند. راه شهدای ما راه حق است، اول می‌خواهم كه آنها مرا بخشیده و شفاعت مرا در روز جزا كنند و از خدا می‌خواهم كه ادامه دهنده راه آنها باشیم. آنهایی كه با بودنشان و زندگیشان به ما درس ایثار دادند. با جهادشان درس مقاومت و با رفتنشان درس عشق به ما می آموختند.

از خانواده شهدا، اسرا و مفقودین می‌خواهم كه صبر پیشه كنند چرا كه دنیا فانی است و ما معتقد به معاد هستیم و ان شاء‌الله انتقام این مظلومین را با مظلوم كربلا یكجا خواهیم گرفت.

از خانواده معلولین و مجروحین می خواهم كه با این عزیزان كه برای اسلام رفتند و چنین شدند با صبر و حوصله و خوش اخلاقی برخورد كنند چرا كه این عزیزان به خاطر بیماری و اینكه اكنون دستشان از انجام وظایفشان كوتاه شد احتیاج به مراقبت و محبت بیشتری دارند. ان شاءالله خداوند به شما اجر و صبر عنایت فرماید. دیگر اینكه فرزندان شهدا را فراموش نكنید آنها پدرانشان را به خاطر اسلام از دست داده‌اند. در اسلام در مورد یتیمان سفارش زیادی شده است به خصوص یتیمی كه فرزند شهید باشد ناگفته نماند كه درست است كه در مقابل هركدام از اینها به شما اجری داده می شود ولی فراموش نكنیم كه اینها همه به عنوان یك وظیفه است برای ما كه مسلمانیم.

از تمام اقشار ملت، اعم از كسبه، اطبا، مهندسان، علما و سپاهیان به عنوان یك فرد از اجتماع كه حق بر گردنش هست تشكر می‌كنم و عرض می‌دارم كه هركدام از شما ممكن است در كار خود كمبودهایی حس كنید و مشكلاتی برای شما باشد. این جانب خواهشمند است كه موقعیت اسلام و انقلاب و كشور را در نظر گرفته صبر بیشتری كنید و توجه داشته باشید كه در مشكلات است كه انسان ها آزمایش می‌شوند.

كاری نكنید كه خدا نیاورد آن روزی را كه شما در مقابل شهدا و خانواده محترمشان جوابی نداشته باشید كه بدهید دیگر از مسوولان محترم و مردم حزب الله می‌خواهم كه در مقابل آن افرادی كه نتوانستند از طریق عقیده مردم را از انقلاب دور و منحرف كنند و الان در كشور دست به مبارزه دیگری از طریق اشاعه فساد و فحشاء و بی حجابی و... زدند در مقابل اینها ایستادگی كنند و با جدیت هرچه تمامتر جلو این فسادها را بگیرید.

و توصیه‌ام به مردم حزب الله و شهیدپرور اصفهان، شهری كه در جبهه‌های نبرد با دشمن و اقتصاد و دیگر امور خیر و صالح پش قدم و حضور فعال و چشمگیر داشته است می خواهم كه همچنان انقلابی و دوست داشتنی بمانند و قدر امام جمعه و نماینده ارزشمند حضرت امام حضرت آیت الله طاهری را بدانند كه می‌دانند.

و اما پدر و مادر عزیزم، امیدوارم كه مرا حلال كنید و مرا ببخشید چرا كه شما با زحمت زیاد ما را بزرگ كردید. با رنج زیاد وسایل راحتی و تحصیل ما را فراهم كردید. شما كسی هستید كه در عظمت شما در قرآن خداوند فرمودند «و بالوالدین احسانا» یعنی به پدر و مادرتان نیكی كنید و یا آمده «و لا تقولو لهما اف...» به آنها اف نگویید با آنها روی ترش نكید حال اگر من در انجام وظایفم در مورد شما كوتاهی كردم شما ببخشید چرا كه من فرزند شما و شما بزرگترید و مادرم شما برای من خیلی زحمت كشیدید. در حدیث داریم كه «الجنة تحت اقدام الامهات» بهشت زیر پای مادران است. به خصوص شما مادری كه درتمام احوال و اوقات مراقب اعمال و رفتار ما بودید.... مادر، حسینت را حلال كن و از تمام دوستان و آشنایان و اقوام برای من حلالیت بطلب.

اللهم اجعلنا من التوابین، اللهم جعلنا من الشاكرین، اللهم اجعلنا من المتقین، اللهم اجعلنا من المؤمنین ، اللهم اجعلنا من الشهداء و احشر نامع الحسین و اصحاب الحسین، الحمدالله رب العالمین، اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان.
حسین خرازی
17/11/64

*بسمه تعالی
[....] در ضمن این حقیر سر تا پا تقصیر نماز و روزه (140 روز) صد و چهل روز بدهكارم. مقدار قابل توجهی مثلا ده یا 15هزار تومان پول رد مظالم بدهید. احیانا در مقابل كم كاری ها یا استفاده بی جا از وسایل بیت‌المال سپاه لازم است. از همگی التماس دعا دارم.


متن كامل دومین وصیت نامه حاج حسین خرازی كه 50 روز پیش از شهادتش تحریر شده است:

الهم انی اسئلك ان تملاء قلبی حبا لك و خشیة منك و تصدیقا بكتابك و ایمانا بك و خوفا منك و شوقا الیك یا ذالجلال و الاكرام حبب الی لقائك و احبب لقائی و اجعل لی فی لقائك الراحة و الفرج و الكرامة

قبلا چند كلمه‌ای نوشته بودم فكر كنم تكمیلی چندكلمه دیگر باید بنویسم.

خدایا ! غلط كردم، استغفرالله، خدایا امان، امان از تاریكی و تنگی و فشار قبر و سوال منكر و نكیر در روز محشر و قیامت. به فریادم برس. خدایا! من دلشكسته و مضطرم.

تو را صاحب پیروزی و موفقیت می دانم و بس، و بر تو توكل دارم. خدایا! تا زمان عملیات فاصله زیادی نیست خدایا به قول امام خمینی «تو فرمانده كل قوا هستی»، خودت رزمندگانت را پیروز گردان و شر صدام و كفار را از سر مسلمین بكن.

خدایا! از مال دنیا چیزی جز بدهكاری و گناه ندارم. خدایا! تو خود توبه مرا قبول كن و از فیض عظمای شهادت، نصیب بهره مندم ساز. از تو طلب مغفرت و عفو دارم.

یا واسع المغفرة، یا سبقت رحمتة غضبه
از همسر خوب و ایثارگرم كمال تشكر و سپاسگذاری را دارم. ان اء‌الله كه مرا می بخشی. الحمدالله اگر خداوند فرزندی لطف و كرم فرمود، به سلامتی او را مهدی و زهرا اسم بگذار و از خوراك و طعام حلال و طیب به او بخوران و او را سرباز و طلبه امام زمان بار بیاور و تربیت كن كه این خود هدیه‌ای است به پیشگاه خداوند باری تعالی و كاهشی باشد از عذاب قبر و آخرت و قیامت. می دانم در امر بیت المال امانتدار خوبی نبودم و زیاده روی كرده ام. خلاصه برایم رد مظالم و آمرزش بخواهید.
والسلام
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار
رزمندگان اسلام پیروزشان بگردان
حسین خرازی
1/10/1365