Sareh Soltanieh
گشت جزیره «کیش»
دیگر مثل گذشته نیست... ساحل بود و آرامش و تکرار. اتفاقی که در زندگی پرماجرای شهری هر روز نایاب تر می شود. از آرامش زیاد که خسته می شدیم ، گهگاهی خرید و تفریحات پرهیجان دریایی هم چاشنیش می کردیم تا دو سه روز سفر خاطره ای برای ماندگار شدن داشته باشد.
اما اکنون قدم در جزیره که می گذاری تا چشم کار می کند ، برج های سر به فلک کشیده ای می بینی که از پس هر منظره ای رخ نمایی می کند. چشم ها به طرز عجیبی به آمیخته شدن ناهمگون خطوط عمودی برج ها و افق دریا عادت می کند. سوار یکی از ماشین های گشت جزیره می شویم . از دهلیزهای پرپیچ و خم قنات کاریز عبور می کنیم. درخت سبز را از دور حصار تازه کشیده اش نظاره می کنیم و قهوه محلی را از دست مردمان بومی نشین این جزیره می گیریم به امید اینکه در ایستگاه آخر ، غروب خورشید را با منظره کشتی یونانی به گل نشسته تماشا کنیم. افسوس که این نماد جزیره دو سه ماهی بیشتر مهمان آن نخواهد بود. به این فکر می کنم که بعد از این نماد جزیره چه خواهد بود؟! برج های سر به فلک کشیده؟!