محسن رضایی در مستند رادیویی:

حرف‌هایی می‌زنم که از اجرایی شدن آن‌ها اطمینان داشته باشم

|
۱۳۹۲/۰۳/۱۳
|
۱۵:۲۳:۱۶
| کد خبر: ۱۲۴۶۲۵
حرف‌هایی می‌زنم که از اجرایی شدن آن‌ها اطمینان داشته باشم
من معتقدم که مشکل ما در کشور فراتر از مدیران است چرا که ممکن است مدیرانی بروند و مدیرانی دیگری جایگزین آن‌ها شوند اما وضع موجود تغییر چندانی نداشته باشند.

برنامه‌های تبلیغاتی صدا و سیما در روز دوشنبه از ساعت 8:30 دقیقه و در رادیو ایران آغاز شد.

به گزارش سرویس سیاسی برنا، محسن رضایی در مستند رادیویی خود در این برنامه با اشاره به اینکه در صورت لزوم باید دست رقیب‌ را بوسید و او را برای مشورت و همکاری به صحنه آورد، تاکید کرد: ما نباید در ایران شاهد فقر باشیم، ما نباید ببینیم که در جمهوری اسلامی بیکاری و گرانی اتفاق می‌افتد. چینی‌ها یک میلیارد جمعیت خود را مدیریت می‌کنند اما ما نمی‌توانیم 75 میلیون نفر را مدیریت کنیم؟

متن کامل سخنان محسن رضایی در این برنامه به شرح زیر است:

از یک طرف پیشرفت‌‌های عظیمی را مشاهده می‌کنیم و از سوی دیگر عقب ماندگی‌های عظیمی را نیز مشاهده می‌کنیم. این عقب ماندگی‌ها در حوزه زندگی اتفاق می‌افتد و در حوزه معیشت و اقتصاد مردم.‌ جوانی که برای این کشور افتخار آفریده امروز باید بیکار بگردد و معتاد باشد و دست گدایی به سمت این و آن دراز کند. آیا این در شأن ملت ایران است؟ چه کسی گفته است که مشکل گرانی و بیکاری را نمی‌توان حل کرد.

آنقدر جوان فرهیخته در کنار من بر روی زمین افتاده که حقیقتاً من خجالت می‌کشم که بر چه کسی ویژگی برتری دارم من خودم را سرباز ملت ایران می‌دانم که در این شرایط سخت تصمیم گرفتم تا آخرین لحظه بمانم خدمت کنم و انشاالله با دست شما نسل سوم و چهارم انقلاب اوضاع کشور را تغییر بدهم و این سختی‌ها را از سر راه ملت ایران بردارم. آرزوی مهم و انگیزه اصلی من در این صحنه سیاسی چیزی نیست جز اینکه با دست نسل سوم و چهارم انقلاب هم مشکلات فعلی را حل کنیم و هم خود آنها را برای آینده کشور آماده کنیم و ما خیالمان راحت باشد ایران ما تا 40 ـ50 سال بعد بیمه شده است.

حرف‌هایی که من می‌زنم تا در عمل به آن نرسم و از اجرایی کردن آن اطمینان حاصل نکنم آن را مطرح نمی‌کنم. من اطمینان دارم که فدرالیسم اقتصادی قابل اجرا است، من به اجرایی بودن آن مطمئن شدم و بعد آن را مطرح کردم و اصولاً فردی عملیاتی هستم و انشاالله با کمک مردم آن را اجرایی خواهم کرد. من معتقدم که مشکل ما در کشور فراتر از مدیران است چرا که ممکن است مدیرانی بروند و مدیرانی دیگری جایگزین آنها شون اما وضع موجود تغییر چندانی نداشته باشند، مشکل ما مدیریت است و نه مدیران، سیستم‌ها، ساختارها، روش‌‌ها، سبک‌ها دچار اشکال است و باید تحولی در مدیریت کشور ایجاد شود.

خیلی‌ها چشم دوخته‌اند تا آقای احمدی نژاد زود کنار برود تا روی صندلی وی بنشینند حال فرضاً این افراد رفتند و روی صندلی آقای احمدی نژاد هم نشستند بالاخره کشور را چگونه می‌خواهند اداره کنند، مگر با بد و بیراه گفتن یا تهمت زدن به این و آن می‌توان کار کرد.فرضاً برخی‌ها بتوانند در طول دو سه سال سر مردم را کلاه بگذارند و جایگاه ریاست جمهور بنشینند، این افراد باید جواب درستی به مردم بدهند. من فکر می‌کنم که ما در حال خارج شدن از مسیر تقوا هستیم، ما نباید این طور فکر کنیم که با جا به جا شدن آدم‌ها معجزه‌ای صورت می‌گیرد، ما باید برای اداره کشور طرحی واقعی داشته باشیم.

من فرماندهی سپاه را قبول کردم چون احساس خطر می‌کردم و نگران بودم کودتا شود. شیوه من در اداره مجموعه‌ها، کار تیمی است وقتی فرمانده سپاه شدم من با آقا صیاد دوتایی جنگ را اداره می‌کردیم، آقا صیاد می‌گفت خوب نیست 2 نفره امضا می‌کنیم ممکن است مسئله‌ای برای ما پیش بیاید بهتر است فرماندهی مشخص شود اما من مقاومت می‌کردم؛ در فتح‌المبین، صیاد گفت بیا یک آئین‌نامه بنویسیم، صیاد تا رفت آئین‌نامه را تهیه کند، عملیات بیت‌المقدس انجام شد. احساس می‌کردم اینطور بهتر می‌شود جنگ را اداره کرد. آخر جنگ مطمئن شده بودم که مشکل اقتصادی خواهیم داشت چرا که اینطور هم شد.

پنج سال دیگر نفت انگلیس،10 سال دیگر نفت آمریکا تمام می‌شود و به مرور انرژی‌ جهان در حال تمام شدن است و نبض انرژی جهان زیر پای نظام و جمهوری اسلامی ایران خواهد بود؛ اگر قیمت نفت 200 دلار شود، تعجب نخواهم کرد؛ برای ما هم فرصت زیاد است و تهدیدات. باید مسائل جدی بگیریم و از کارشناسان فرهیخته کشور استفاده کنیم. شهرهای و استان‌های ایران، در اقتصاد بی‌صاحب هستند؛ در بعد انتخابات صاحب دارد؛ سیاست و امنیت دارد اما در اقتصاد صاحب ندارد.

باید فرهنگ زندگی در سیاست را درست کنیم؛ وقتی دولتمردان ما همدیگر را تضعیف می‌کنند چه انتظاری است وقتی در کف خیابان تصادف می‌شود 2 نفر تا حد مرگ یکدیگر را نزنند. باید اخلاق و فرهنگ مشورت را به جامعه برگردانیم. عادت کردیم تا مشکلی پیش می‌آید، به گردن آمریکا و دیگران بیاندازیم؛ به نظرم خود ما نقش بسزایی در کند شدن حرکت انقلاب داریم. باید فکر نو، ایده نو و با دولت نو اما در مقابل دیگران بلکه به عنوان مکمل آنها از ظرفیت‌ها موجود در دولت آینده استفاده کنیم و دولت فراگیر تشکیل بدهیم.

مردم ایران عاشق پرواز هستند و اگر ناراحت‌هستند به این دلیل است که نمی‌توانند بپرند. از ما سؤال می‌کنند ایران که ظرفیت‌های غنی دارد چرا نمی‌تواند مشکل گوشت و مرغ را حل کند؟ انسان‌های شریفی رفتند جان و زندگی خود را در راه خدا دادند، پس هر صندلی که ما روی آن می‌نشینیم به بهای از دست دادن هزاران جوان پاک است. ما به روحیه‌های افرادی چون آقا مهدی باکری نیاز داریم و نیروهای می‌خواهیم که در اقتصاد، همچون ایثارگران دهه اول انقلاب باشند.

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه