سینمای ایران را فقط جشن نگیریم؛ آن را دوباره ببینیم
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و هنر برنا؛ ۲۱ شهریور که میرسد، دوباره نام سینما روی تقویم میآید اما سینما فقط یک مناسبت تقویمی نیست. پشت این روز، بیش از یک قرن تصویر، خاطره، سالنهای تاریک، صفهای طولانی، فیلمهای ماندگار، ستارهها و نسلهایی از آدمهایی ایستادهاند که بخشی از زندگیشان را روی پرده جا گذاشتهاند.
ورود سینماتوگراف به ایران در سال ۱۲۷۹، اتفاقی فراتر از ورود یک دستگاه تازه بود. تصاویر متحرک، خیلی زود از یک پدیده جدید و تماشایی فاصله گرفتند و به بخشی از زندگی فرهنگی مردم تبدیل شدند. سالنهای نمایش شکل گرفتند، فیلمسازی در ایران پا گرفت و سینما به مرور از یک سرگرمی تازه به زبانی برای روایت جامعه، آدمها و تغییرات آن تبدیل شد.
از همان سالهای نخست، سینمای ایران مسیری ساده و یکدست را طی نکرد. دورههای مختلف اجتماعی و سیاسی، شکل فیلمسازی و حتی رابطه مردم با پرده سینما را تغییر دادند. سینما گاهی محل سرگرمی بود، گاهی آینهای از جامعه و گاهی جایی برای طرح پرسشهایی که در بیرون از سالن امکان مطرح شدنشان کمتر بود.
در این مسیر، فیلمها فقط آثار چند ساعتِ روی پرده نبودند. بخشی از حافظه جمعی چند نسل با سینما ساخته شد؛ با شخصیتهایی که ماندگار شدند، دیالوگهایی که وارد زبان روزمره شدند و فیلمهایی که برای بسیاری از مردم با خاطره یک دوره از زندگیشان گره خوردند.
سینمای ایران در دهههای مختلف، نسلهای متفاوتی از فیلمسازان، بازیگران، نویسندگان، فیلمبرداران، تدوینگران و دیگر عوامل خود را شناخته است؛ نسلی که هر کدام تصویری متفاوت از ایران و آدمهایش به پرده آوردهاند. از سینمای پیش از انقلاب و تجربههای متفاوت فیلمسازی تا شکلگیری سینمای پس از انقلاب و حضور پررنگتر آثار ایرانی در جشنوارههای جهانی، مسیر سینمای ایران همواره با تغییر و بازتعریف همراه بوده است.
اما شاید روز ملی سینما بیش از آنکه فقط فرصتی برای مرور این گذشته باشد، بهانهای برای نگاه کردن به وضعیت امروز سینماست.
امروز رابطه مردم با فیلم دیگر فقط در سالن سینما تعریف نمیشود. شبکه نمایش خانگی، پلتفرمها و شبکههای اجتماعی شکل تماشای فیلم و حتی شکل مواجهه با بازیگران و فیلمسازان را تغییر دادهاند. با این حال، هنوز تجربه نشستن در یک سالن تاریک و دیدن یک فیلم روی پرده بزرگ، چیزی است که هیچ صفحهای کاملا جای آن را نگرفته است.
مسئله امروز سینمای ایران فقط تولید فیلم نیست؛ مسئله، زنده نگه داشتن ارتباط میان سینما و مخاطب است. اینکه فیلمها تا چه اندازه میتوانند با زندگی واقعی مردم ارتباط برقرار کنند، چقدر میتوانند دغدغههای جامعه را ببینند و چطور میتوانند در میان انبوه تصاویر و محتواهایی که هر روز به مخاطب عرضه میشود، هنوز دلیلی برای رفتن به سینما ایجاد کنند.
از طرف دیگر، حفظ گذشته سینمای ایران نیز بخشی از زنده نگه داشتن آن است. فیلمهایی که مرمت میشوند، نسخههای قدیمی که دوباره روی پرده میروند و آثاری که از آرشیوها بیرون میآیند، فقط یادگارهای تاریخی نیستند؛ فرصتی هستند برای اینکه نسلهای جدید ببینند سینمای ایران از کجا آمده و چه مسیری را پشت سر گذاشته است.
شاید به همین دلیل، روز ملی سینما را نباید تنها با تبریک و مرور چند نام و تاریخ پشت سر گذاشت. سینما در ایران بیش از ۱۲۶ سال است که بخشی از زندگی فرهنگی این جامعه است؛ هنری که خودش تغییر کرده، مخاطبش تغییر کرده و شیوه تماشایش هم تغییر کرده است.
پس امروز شاید بهتر باشد به جای اینکه فقط سینما را جشن بگیریم، دوباره آن را ببینیم؛ گذشتهاش را، وضعیت امروز آن را و آیندهای را که هنوز روی پرده نیامده است.
سینما زمانی زنده میماند که همچنان چیزی برای دیدن، چیزی برای گفتن و مهمتر از همه، دلیلی برای نشستن در تاریکی سالن و منتظر ماندن برای روشن شدن پرده داشته باشد.
انتهای پیام/