تیر خلاص با استعفا!
واژه استعفا از آن دست واژههایی است كه در ادبیات شفاهی حاكم بر لابیرنتهای مدیریتی در جامعه ایران مفهوم خود را از دست داده و كاربرد دیگری پیدا كرده است. واژهای كه چندین سال است دچار یك استحاله ادبی شده و معنای دیگری یافته؛ معنایی كه حتی در مجلدهای قطور فرهنگ لغت دهخدا نیز نمیتوان آن را یافت.
استعفا در معنای واژگانی خود بهمعنای كنارهگیری خودآگاهانه شخصی از یك سمت و جایگاه است؛ یك كنارهگیری حقیقی و واقعی كه البته تحتتاثیر شرایط نباشد. اما در سالهای اخیر، مدیران ایرانی به این واژه معنا و مفهوم دیگری دادهاند و آن را معادل با بركناری قرار دادهاند! مدیرانی كه با وجود چالشهای بسیار مدیریتی، آنقدر بر ماندن اصرار میكنند كه برای مدیر بالادستی چارهای جز بركناری نمیماند و آنگاه مدیر موردنظر در دقیقه 90 و چه بسا 120 استعفا میدهد! تازه بعد از استعفا نیز كماكان به صندلی سابق خود چشم دوخته؛ آنچنانكه حسن روشن، پیشكسوت استقلال، میگوید: «از در بیرونش میكنند و از پنجره برمیگردد!»
استعفای علی فتحاللهزاده، مدیرعامل استقلال، دقیقاً مصداق عینی معنای جدید واژه استعفاست. مدیری كه با عدم درایت در هزینهكرد منابع مالی خود، سالی سخت را برای استقلال رقم زد و بدهیهای تلنبارشدهای را که گفته میشود بالغ بر 24 میلیارد است، بر گردن نحیف آبیها تحمیل کرد. بهرغم همه این سوءمدیریتها، در مصاحبههای سریالیاش میكوشید كه توپ را به زمین وزارت ورزش بیندازد تا آنها تاوان خاصهخرجیها و بمب تركاندنهای آقای مدیر هزینه را بدهند. اما وقتی دکتر عباسی تأكید كرد كه «مدیران هزینه بروند تا شایستهها بیایند»، باز هم این جمله را جدی نگرفت و عرصه را خالی نكرد؛ چرا كه اساساً در ادبیات مدیری چون فتحاللهزاده استعفا و كنارهگیری جایی ندارد تا كار بدانجا برسد كه وزیر با یك جمله روشنگرانه حجت را بر او تمام كرد؛ آنجا كه گفت: «به هیچ مدیری چك سفید ندادهایم كه بماند». جملهای كه حكم فصلالخطاب برای مدیرعامل آبیها داشت و به او نهیب زد كه عمر مدیریتش به پایان رسیده تا او مجبور به استعفا در دقیقه 90 شود.
استعفایی كه البته معنا و مفهوم خود را مدتهاست ازدست داده و به یك واژه جدید و البته دستمالیشده بدل شده است؛ واژهای كه نتیجه عملكرد و سوء مدیریت برخی مدیران امروزی ماست!