حمیدعسگری عضوشورای تخصصی مرکزموسیقی حوزه هنری درگفت‌وگوبا برنا:

تلاش بزرگان موسیقی صرف تثبیت جایگاه واقعی این هنردرکشور می‌شود تا فعالیت‌های موسیقیایی

|
۱۳۹۳/۰۳/۱۶
|
۰۷:۱۴:۵۰
| کد خبر: ۱۹۳۳۱۴
تلاش بزرگان موسیقی صرف تثبیت جایگاه واقعی این هنردرکشور می‌شود تا فعالیت‌های موسیقیایی
عسگری:موسیقی دانان ما دروهله اول بایدبسیاری ازمواردغیر موسیقیایی رااثبات کنند وبعدبه سراغ کارشان بروند.این درحالی است که درسینما،نمایش ودرشعر اهالی هنراین مشکل را ندارند.


گفت‌و گو: مهدی قنبر

حمید عسگری عضو شورای تخصصی مرکز موسیقی حوزه هنری و عضو کانون آهنگسازان خانه موسیقی ایران است. او دارای دکترای هنر گرایش موسیقی شناسی از آکادمی ملی علوم ارمنستان است.
عسگری همچنین مدرس دانشگاه تهران، کنسرواتوار کومیتاس ایروان ، کنسرواتوار تهران و پردیس بین المللی کیش دانشگاه تهران ، مدرس هنرهای آوایی در مجتمع های فرهنگی – آموزشی ( فارابی – سیدالشهدا – علامه طباطبایی )
و مدرس چندین دوره ی" آموزش هنر مربیگری سرود در مدارس " برای مربیان استانها مختلف کشور است.
 
او همچنین برگزار کننده کنسرت در تالار اپرای ملی ارمنستان با شرکت ارکستر اپرای ملی و کر مجلسی ارمنستان و داور جشنواره موسیقی خنیاگران انقلاب اسلامی، خلیج فارس و عدالت و امید ، داور چندین دوره مسابقات هنری دانش آموزان در رشته سرود بود. حمید عسگری هم اکنون مدیر مرکز هنرهای آوایی و نمایشی مجتمع فرهنگی – آموزشی علامه طباطبایی است.
 
او در گفت و گو اختصاصی با خبرگزاری برنا به جایگاه موسیقی سنتی کشورمان در میان اهالی موسیقی و جوانان علاقمند به موسیقی اشاره کرد و از نقات قوت وضعف این نوع از موسیقی کشور سخن گفت. او لزوم تغییرات اصولی و سازی در این حوزه موسیقایی با نگاه به موسیقی چند صدایی و نواحی را خاطر نشان کرد.وی با اشاره به اینکه دفاع از موسیقی بخش عظیمی از انرژی یک آهنگساز و موزیسین را می گیردو موسیقی دانان ما در وهله اول باید بسیاری از موارد غیر موسیقیایی را اثبات کننداعلام کرد:دکتر ارجمند حاج آقا ریاحی در حوزه هنری مباحثی فقهی درباره موسیقی را مطرح کرده اند. این اتفاق خوبی بود و اگر در ارشاد هم این روند پیگیری شود تاثیرات خوبی خواهد داشت.


امروز با وجود رشد و فراگیر شدن انواع مختلف موسیقی در کشور جایگاه موسیقی سنتی مان را در کجا می بینید؟در سالهایی که گذشت تا چه میزان توانسته ایم این موسیقی را حفظ و حراست کنیم. البته در این میان کشورهای دیگری مانند ژاپن هم که به موسیقی و نمایش ها سنتی خود مانند کابکی می بالند و می کوشند تا در حفظ از آن کوشا باشند. اما به نظر می رسد در سالهایی که گذشت ما نسبت به این نوع از موسیقی خود بی تفاوت بوده ایم و اشتقاقات بسیاری از دل این موسیقی بیرون آمد که بسیاری از موسیقی دانان ما از ایجاد آنها ابراز تاسف می کردند.البته این اشتقاق ها در موسیقی سنتی به دلیل نگرش و نگاه و خواست جوانان از موسیقی سنتی شکل گرفته است.برای آشتی جوانان با موسیقی سنتی چه باید کرد؟

البته اگر بخواهیم منصفانه درباره جایگاه موسیقی سنتی صحبت کنیم و آن را با سنت های ادبی وزین خودمان هم مقایسه کنیم باید توجه داشت که گرایش جوانان به ادبیات کلاسیک ما هم کم شده است.امروز جوانان ما بزرگان ادب کشورمان مانند فردوسی ، حافظ و سعدی و نظامی مولانا را فقط به اسم می شناسند. امروز جوانان ما چند بیت از میراث ادبی این شاعران جهانی را حفظ است؟ این موضوع کلاً یک جریان است. جریانی که به روانشناسی جوان امروز مرتبط می شود. از طرف دیگر باید در نظر داشت که در موسیقی سنتی گرایش های مختلفی وجود دارد.برخی حفظ سنت ها و نگهداری آنها به همان شکلی که هستند را اصل می دانند.تاریخ نشان داده که اگر تنها به صرف حفظ سنت ها به همان شکلی که هستند را مدنظر داشته باشیم هیچ پیشرفتی در این گونه از سنت هایمان نخواهیم داشت. گروهی دیگر هم به نوع آوری اعتقاد دارند و راه‌هایی نیز در این زمینه ارائه می دهند. استاد علیزاده نیز سرآمد این گروه از افراد است. البته این تلاش ها باید قانون مند شوند.ایشان باید در دوره هایی آثار متعددی بسازند و پس از مدتی موسیقی شناسانی بر مبنای کارهای انجام شده اصولی را استخراج کنند.این اتفاق باید در بستری 40 تا 50 ساله به نتیجه برسید. موسیقی اروپایی و آنچه که ما امروز موسیقی پلی فونی و چند صدایی می شناسیم نزدیک به هزار سال از قرون وسطا آغاز شد و در طی زمان رشد خوبی پیدا کرده است.البته ما در ایران فارابی و ابن سینا هم داریم.

بی شک موسیقی سنتی ما نیز در طول سال‌ها دچار تغییر شده و مسیر رو به جلویی داشته است به عنوان مثال در ساخت ساز ها نیز این مسیر طی شده است و سازها تکامل پیدا کرده اند.اما اگر امروز بخواهیم جلوی حرکت و تغییر موسیقی سنتی را بگیریم و آن را محدود به نغمه های خاص و دستگاه ها و سازهای و نواهای و شعر ها و مضامین ثابت کنیم این موسیقی سنتی ما قدم از قدم بر نخواهد داشت و یک سیر نزولی و تکرار و تسلسل پیدا خواهد کرد. در نهایت بجایی می رسد که جوان پویای ما که دنبال تغییر و تنوع در موسیقی است جذب آن نمی شود و موسیقی سنتی ما آینده خطرناکی پیداخواهد کرد. متاسفانه تاکنون موسیقی سنتی ما روبه جلو نبوده است.حتی در مضامین هم تغییراتی پدید نیامده است. علت اصلی ایجاد شعر نو سهل قابل فهم و برخواسته از خواست و نیاز مردم زمانه خودش بود. شاید مردم عصر امروز دغدغه هایشان را در شعر قدما نمی دیدند پس شعر نو پدید آمد. پس دیوار های وزن و قافیه و ردیف را برداشت تا شاعر راحت تر با مردم و جامعه اش حرف بزند. این اتفاق باید در موسیقی سنتی ما هم شکل گیرد.چرا این اتفاق نیفتاده است؟ و چرا شاعرانی که در این وادی وارد شدن پس زده شدند وبا واکنش های عجیب رانده شدند؟


وقتی شما از گسترش و پیشرفت یک چیزی صحبت می کنید جهت و هدف آن چیز را باید مشخص کنید. پیشرفت و گسترش موسیقی سنتی باید در چه عرصه ای و در کجا صورت گیرد؟ این تغییرات یا باید در صورت و یا در محتوا انجام گیرد. ما از نظر عناصری که می توانیم در موسیقی بست دهیم یک دیدگاه مشخصی توسط موسیقی دانان داریم اما جسارتی بر انجام این تغییرات و تجربه این شیوه های گسترش وجود ندارد. نکته دوم، خلاقیت در پیدا کردن این شیوه ها نیزاز جمله اختلاف نظر ها در میان موسیقی دانان است. در غیر این صورت در پیشرف موسیقی سنتی هیچ اختلاف نظری وجود ندارد .اگر شما این سئوال را از من دردوره وزیری و خالقی می پرسیدید پس از بحث مبانی فلسفه موسیقی سنتی به شما می گفتم که باید این موسیقی حفظ شود. در آن دوران اشخاص دیگری معتقد بودند موسیقی سنتی عقب مانده است و باید اروپایی شود. به این ترتیب در آن دوران دو دیدگاه متفاوت و متناقض وجود داشت. اما امروزه خوشبختانه موسیقی دانان تقزیباً به یک اجماع رسیده اند. این اجماع هم به گسترش موسیقی سنتی می رسد.این گسترش در صدا هایی است که باید به نغمه یک صدایی اضافه شود. موسیقی ما موسیقی مونوفونیک است. تزدکترای من در باره تنظیم آواز های محلی برای کر در موسیقی قرن بیستم بود.موضوع آن هم چند صدایی کردن یک آواز یک صدایی بود .پس یکی از موضوعات مهم در گسترش موسیقی، چند صدایی کردن نغمه های تک صدایی است. در این بخش مهمترین مشکل ما مسئله میکروتن ها یا همان ربع پرده ای ها است.اینکه این ها را چگونه می توان در آن تعاریف موسیقایی جا داد مسئله مهمی است.

عرصه دوم به قابلیت های سازی باز می گردد. آیا ما می توانیم این سازها را بچنان استانداری برسانیم که بتوانیم یک کار ارکسترال انجام دهیم. می دانید که سازهای ما گاهی کوک را تا پایان قطعه نگه نمی دارند و در حال افتادن هستند. در واقع کارگاه های ساز سازی ما باید بتوانند تا سازهای استانداردی بسازند. تا بتواند در همنوازی ها جواب دهد. باید این سازها تکامل پیدا کند.

عرصه سوم نیز تجربه درحوزه های شعری غیر از اشعار کلاسیک است. زیرا یکی از انتقاد هایی که در چند سال گذشته به برخی از آهنگسازان ما شده است این است که آنها بافت سنتی موسیقی را همسازگار با اشعار نو کرده اند.از جمله این اشعار می توان به موسیقی در گلستانه سهراب سپهری ، شهرام ناظری و زمستان اخوان ثالث ، استاد شجریان اشاره کرد. در اینجا از اشعار نو در ساختار موسیقی سنتی استفاده کرده بودند. شاید از طریق پرداختن به این اشعار نو بتواند تغییراتی در کار ایجاد کرد.

محدودیت های سازها در این عدم تغییر چقدر نقش دارند؟

در زمینه سازها ما بسیار محدودیت داریم. اگر بخواهیم از موسیقی تک نوازی خارج شویم و به موسیقی هم نوازی نزدیک شویم محدودیت ها بسیار زیاد است. بی شک این دگرگونی ها و پیشرفت ها در حوزه موسیقی در حوزه های مختلفی می تواند شکل بگیرد. اتفاقاً آهنگسازان در این زمینه تجربیات بسیاری کسب کرده اند . ترکیب بین سازهای سنتی و غیر سنتی و انواع ترکیب ها به سود موسیقی ما است. 

موسیقی سنتی ما با کشور های هم جوار شباهت هایی دارد. آیا سازهای سنتی در کشور ترکیه و آذربایجان هم تا این حد در خارج شدن از کوک و محدویت های مختلف دچار مشکل هستند و دست و پای آهنگ ساز و نوازنده خود را می بندند؟

بی شک ریشه های مشترکی بین موسیقی ایران ، ترکیه و هند وجود دارد. ما در کشورمان مشکل دیگری داریم که این مشکل خارج از حوزه موسیقی است. بزرگی از اهالی موسیقی گفته بود ما در کشورمان مفهوم موسیقی دان به معنای کامل آن کمتر داریم. اکثر موسیقی دانان ما بیشتر مدافع موسیقی هستند. این دفاع از موسیقی بخش عظیمی از انرژی یک آهنگساز و موزیسین را می گیرد. موسیقی دانان ما در وهله اول باید بسیاری از موارد غیر موسیقیایی را اثبات کنند و بعد به سراغ کارشان بروند. این در حالی است که در سینما و نمایش و در شعر اهالی هنر با این مشکلات روبرونیستند. یکی از مشکلات و محدودیت های موسیقی دانان رویکرد های اجتماعی ، سیاسی و مذهبی است که نسبت به هنر موسیقی وجود دارد. البته همین که در صدا و سیما و سینما موسیقی به وفور استفاده می شود نشانگر این است که بخش قابل توجهی از حوزه های موسیقایی می توانند مقبول باشند. ولی شاید تا امروز فرصت رفتن به سراغ حوزه های شرعی و مذهبی موسیقی مبتنی بر دغدغه های مسوولانه کمتر ایجاد شده است. دکتر ارجمند حاج آقا ریاحی در حوزه هنری مباحثی فقهی درباره موسیقی را مطرح کرده است. این اتفاق خوبی بود و اگر در ارشاد هم این روند پیگیری شود تاثیرات خوبی خواهد داشت.


حوزه هنری به عنوان یکی از موسسات و نهاد های هنری که کوشیده است تا با لحاظ کردن جنبه های مذهبی به هنر والای ایرانی و اسلامی بپردازد بی شک می تواند در زمینه موسیقی هم مانند مجسمه سازی در کشور مثمر ثمر باشد. به نظر شما در زمینه موسیقی این نهاد چه تلاش هایی انجام دادده و جا دارد تا چه کارهای دیگر را انجام دهد؟

بطور کلی حوزه هنری آینه هنر ایران اسلامی است.در حوزه هنری معیار هایی در جهت فرهنگ سازی مد نظر قرار می گیرد. در این محل گرایش های ارزشی سمت می گیرند و غنی می شوند. به نظرم تا امروز هم کارنامه حوزه هنری بسیار خوب بوده و آثار بسیار خوبی را در حوزه موسیقی و نشر این هنر داشته اند. از این رو باید به تمام کسانی که در حوزه هنری با دغدغه کار کرده اند درود فرستاد و تشکر کرد. زیر بسیار شجاعانه و صبورانه قدم برداشتند.

اگر بخواهید در زمینه گسترش موسیقی به این مجموعه پیشنهادی بدهید آن پیشنهاد چیست؟

زمینه های رشد موسیقی هر ملت با زمینه های موسیقی محلی و نواحی پیوند بسیار نزدیکی دارد. ما باید هویت و ماهیت موسیقایی خودمان را بشناسیم. این موضوع نیز ریشه در موسیقی نواحی و محلی و موسیقی آئینی و مذهبی دارد. از این رو باید این نوع موسیقی را نیز بسیار خوب بشناسیم و مورد بررسی قرار دهیم. حداقل اینکه باید این موسیقی را برای نسل های بعد حفظ کنیم.از سوی دیگر ما باید ارتباط موسیقایی مان را با جهان اسلام گسترش دهیم. این موضوع نیز بخشی از دغدغه ما در زمینه موسیقی است. به نظرم اجراهای گروه های دعوت شده از کشورهای مختلف می تواند در فهم زبان فرهنگی یک دیگر تاثیر بسزایی داشته باشد. زمانی که با موسیقی برخی از محتوای هویتی خودمان را ارائه دهیم قادر خواهیم بود حرف های خودمان را بزنیم. زیرا زبان موسیقی درهمه جای دنیا قابل فهم و زبانی بین المللی است.زیرا روح عریان شده به ترنم در می آید.بنا براین اگر ما اعتقاد به اشاعه فرهنگ غنی کشورمان داریم باید این فرهنگ غنی را به جهانیان ارائه دهیم.موسیقی از بسیاری از ابزاهای دیگر کلامی می تواند گویا تر باشد.بی شک آینده از آن جوانان مااست و آنها باید این راه را طی کنند. از سوی دیگر جوانان ما بسیار خلاق و باهوش هستند. اگر سیر تاریخیمان را در 30 سال گذشته بررسی کرده باشیم متوجه می شویم که رویکردمان به جوان امروز متفاوت تر شده است.پس بیائم آینده نگری درستی دغدغه های این قشر را در نظر بگیریم.

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه