روایتی از موفقیت‌های توخالی/ افراط خبر از کمبودهای جبران ناشدنی می‌دهد

|
۱۴۰۲/۰۹/۲۲
|
۱۱:۳۷:۴۴
| کد خبر: ۲۰۳۰۵۱۱
روایتی از موفقیت‌های توخالی/ افراط خبر از کمبودهای جبران ناشدنی می‌دهد
افراد، همیشه شخصیت‌هایی نیستند که جامعه نشان می‌دهد و از همین رو است که چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید.

به گزارش خبرنگار باشگاه جوانی خبرگزاری برنا، افراط یکی از اختلالات روحی به شمار می‌آید که تحت عنوان زیاده روی در زمینه‌های مختلف در جامعه دیده می‌شود. در این نوع از رویکرد اخلاقی ممکن است شخص مورد نظر که دچار افراط شده است به صورت یک شخص موفق در جامعه شناخته شود. چرا که در اثر افراط به بالاترین مرتبه یک شاخه دست پیدا کرده و طبیعی است که در آن زمینه مثل یک ستاره بدرخشد.

جامعه نیز چیزی به جز این که فرد در یک زمینه موفق شده است را نه می‌بیند و نه اهمیت می‌دهد. مشکل اصلی گریبان خود قربانی را خواهد گرفت که به طور معمول در زندگی شخصی خود را نشان می‌دهد. تک بعدی بودن و جا ماندن از باقی ابعاد زندگی از اصلی‌ترین عوارض افراط هستند. همچنین در این جریان سلامت روان شخص بیش از هرچیز دیگری به مخاطره می‌افتد.

تعادل به منظور اهمیت دادن به تمام ابعاد است

سید علیرضا مرتضوی روانشناس، روان درمانگر و متخصص کودک و نوجوان در گفت وگو با خبرنگار باشگاه جوانی خبرگزاری برنا، درباره رفتارهای افراطی در جوانان گفت: علت نامگذاری این رشدهای غیرمتوازن یا تک جانبه این است که تمرکز روی یک موضوع باعث می‌شود که فرد از بقیه ابعاد خارج شود و از باقی حوزه‌ها عقب بماند. افراطی گری در یک مسیر ممکن است به یک نقطه قابل مورد قبول برسد ولی سلامت روان و جسم مورد هجمه قرار خواهد گرفت و از نگاه روانشناسی فرد دچار خطر می‌شود.

این روان درمانگر با بیان این که پشتکار به معنای توازن است، افزود: علاوه بر این که پشتکار، توسعه متوازن تمام ابعاد انسان است، انگیزه و انرژی نیز به عنوان پشتوانه پشتکار شناخته می‌شوند که همراه با تعادل روان انجام می‌گیرد. در غیر این صورت هرکاری که بدون انگیزه و انرژی انجام شود بعد از مدتی فروکش خواهد کرد. یعنی فردی که پشتکار دارد نمی‌تواند بدون تعادل باشد.

وی ادامه داد: همچنین آدم متعادل پشتکار دارد و تعادل به منظور اهمیت دادن به تمام ابعاد است. به عبارت دیگر فرد سعی می‌کند در همه زمینه‌ها پیشرفت داشته باشد. رشد و عملکرد مناسب در همه ابعاد جسمانی، اجتماعی، هویتی، تحصیلی، آموزشی و شناختی نشان دهنده پشتکار مثبت است. انگیزه، تکمیل کننده پشتکار است و از تعادل به وجود می‌آید در حالی که فرد افراط ‌گر در روند کاری خود انگیزه‌ای برای پشتکار ندارد و انرژی خود را به زودی از دست می‌دهد و در نهایت وارد چرخه‌های نادرست و نامتعادلی خواهد شد.

مرتضوی با بیان این که پشتکار، بعد جسمانی و بعد روانی را تحت تاثیر قرار می‌دهد، تشریح کرد: به همین جهت یک نخبه علمی که ارتباطات موفقی ندارد مورد قبول نیست چرا که در زمینه علم افراط کرده است. همچنین ورزشکاری که تمام عمر خود را وقف ورزش کرده است و به طور مثال هیچ کتابی نخوانده، دچار توسعه نامتوازن شده است.

این روانشناس با توجه به این که افراط، رشد در یک بعد است، ادامه داد: در افراطی گری رشد اتفاق می‌افتد و موفقیت هم به دنبال آن خواهد آمد اما موفقیت در راستای سلامت روان و جسم نخواهد بود. موفقیتی که در جهت سلامت روان باشد ابعاد مختلف وجود را مورد حمایت قرار می‌دهد.

همچنین وابستگی‌های افراطی که در دوستی‌های نوجوانی به وجود می‌آید، از جمله نگرانی‌های والدین نوجوان‌ها است. اما به طور معمول کسی نگران دانش آموزی نمی‌شود که بی‌وقفه در حال درس خواندن است.

کسی اهمیت نمی‌دهد که چنین دانش آموزی نه یک دانش آموز ممتاز، بلکه کسی است که یاد گرفته ارزش خود را با نمرات بسنجد و با موقعیتی که در کلاس دارد، به همکلاسی‌هایش برای دوستی باج بدهد. در موارد دیگر فرد ارزش خود را با میزان آرایش، یا هرچیز دیگری می‌بیند که در آن افراط می‌کند.

یک فرد خوشبخت در تمام ابعاد زندگی تعادل را رعایت کرده است

در این راستا با علیرضا شریفی یزدی، جامعه شناس صحبت کردیم.

علیرضا شریفی یزدی، جامعه شناس در گفتگو با خبرنگار باشگاه جوانی خبرگزاری برنا، افراطی‌گری را برگرفته از عادات، ارزش و هنجار‌ها ورفتار‌های اجتماعی عنوان کرد و گفت: افراطی گری به عنوان یک روش دفاعی در برابر کمبودها، نداشته‌ها و خواسته‌های دوران کودکی مورد استفاده قرار می‌گیرد. افراد تلاش می‌کنند با افراط، آسیب‌ها و زخم‌های گذشته را ترمیم کنند که اغلب به خاطر زمان نادرست و نوع روش و عملکرد نتیجه بخش نیست.

شریفی یزدی با بیان این که افراطی‌گری ریشه در دوران کودکی دارد، ادامه داد: می‌توان اولین و مهم‌ترین دلیل افراطی‌گری را الگو‌هایی دانست که از کودک درخواست‌های زیادی دارند. این الگو‌ها به طور معمول از اطرافیان کودک هستند که تأثیر چشمگیری روی کودک دارند. معلم و خانواده‌ای که به صورت افراطی کودک را به یک سو هدایت می‌کنند جزو عوامل تأثیرگذار هستند.

وی دومین دلیل افراطی‌گری را تقلید از افراط دانست و ادامه داد: منظور از تقلید از افراط این است که فرد به تقلید و به دنبال الگو برداری از مربی خود دست به افراط می‌زند. مربی افراط گر در قالب رسانه، جریانات اقتصادی، سیاسی، فکری و اجتماعی نقش آفرینی می‌کند، بنابراین دومین عامل افراط در انسان‌ها زیست و زندگی با عوامل افراطی است.

این جامعه شناس با تاکید بر آسیب‌های جسمی و روانی افراطی‌گری ادامه داد: افسردگی، اضطراب، وسواس و نشخوار فکری، کم خوابی یا پرخوابی، کم خوری یا پرخوری از جمله آسیب‌های روانی ناشی از افراط هستند که خیلی زود گریبان فرد را خواهند گرفت. آسیب‌های جسمی نیز در قالب بیماری‌های فیزیکی و کمبود انواع ویتامین در بدن ظاهر خواهند شد.

وی افزود: افراد افراط گر شاید در یک شاخه با دسترسی پیدا کردن به بالاترین مقام آن شاخه برنده باشند، اما به طور معمول افراد خوشبخت یا موفقی نیستند. افراد افراطی انسان‌های تک بعدی‌ای هستند که در یک زمینه موفق شده و در عوض این موفقیت، از تمام ابعاد زندگی جا می‌مانند و در نهایت با تهی بودن مواجه می‌شوند.

افراد مشهور و به ظاهر موفقی که علیرغم موقعیت شغلی خوب، به خودکشی پناه بردند، در تله افراط افتادند. در حالی که یک فرد خوشبخت در تمام ابعاد زندگی تعادل را رعایت کرده است.

به عبارتی می‌توان رفتار افراطی را رفتاری دانست که شخص هنگام مواجه شدن با سختی‌ها به کار می‌گیرد. شخص در اثر فشارهایی که از انجام آن رفتار به وجود می‌آید، آن رفتار را بیشتر انجام می‌دهد. در مقابل با کاهش سختی‌ها و فشار‌هایی که ناشی از انجام آن رفتار است، از میزان تکرار یا ادامه آن رفتار می‌کاهد.

زمانی می‌توان رفتار معمولی را از رفتار افراطی تشخیص داد که میزان سختی‌ها و هزینه‌های حاصل از انجام آن رفتار، تغییر کرده باشد. به عبارت دیگر اگر شخصی رفتاری را انجام می‌دهد که در طول زمانی مشخص، به ازای انجام هر واحد از آن رفتار، میزان ثابتی نیز سختی یا هزینه را تحمل می‌کند، رفتارش افراطی نیست.

اما اگر مشاهده شود که با ادامه انجام یک رفتار، شخص به ازای هر واحد، سختی بیشتری را متحمل می‌شود و باقی کارها را فدا می‌کند تا آن رفتار را بیشتر انجام می‌دهد، در این صورت رفتار او افراطی است.

به تعداد افرادی که دچار افراطی‌گری می‌شوند، دلیل برای افراطی‌گری وجود دارد

برای نتیجه غایی با لیلا سلیقه‌دار روانشناس و پژوهشگر حوزه نوجوان تماس گرفتیم و لیلا سلیقه‌دار روانشناس و پژوهشگر حوزه نوجوان در گفت وگو با خبرنگار باشگاه جوانی خبرگزاری برنا، درباره رفتارهای افراطی در نوجوانان گفت: افراطی‌گری منفی زمانی رخ می‌دهد که فرد به محض مواجهه با کمبودها نتواند از یک فرد خردمند کمک بگیرد. در افراطی‌گری منفی معمولاً میل به آسیب زدن به خود یا دیگران دیده می‌شود که از نشناختن روحیات نشأت می‌گیرد.

سلیقه‌دار با بیان این افراطی‌گری مثبت وجود دارد، ادامه داد: در این نوع از افراطی گری ارتباطات با افراد دانا و باتجربه‌تر حفظ می‌شود و در نهایت شخص در نقش یک فرد موفق در جامعه ظاهر شده و توسط مردم تایید می‌شود.

 ایراد این نوع از افراط این است که فرد افراط‌‌ گر از باقی بعدهای زندگی جا خواهد ماند. به زبان ساده‌تر کسی که در یک زمینه‌ای موفق است ممکن است بین علم و هنر و مهارت آموزی تعادل مناسبی برقرار نکرده باشد و این یعنی عملاً موفق نیست، چرا که برای افراط در یک زمینه، تمرکز از یک حوزه دیگر کم شده است.

سلیقه‌دار علاقه را انگیزه‌ای برای حرکت در یک مسیر عنوان کرد و افزود: علاقه مندی نسبت به یک حوزه نه تنها منجر به افراط نخواهد شد بلکه انرژی و لذت را در فرد افزایش می‌دهد. علاقه برای انسان، نقش بنزین برای ماشین را دارد، به طور معمول علاقه به یک زمینه افراط را به بار نخواهد آورد اما در ریشه افراط می‌توان نشانه‌هایی از علاقه را مشاهده کرد.

 وی ادامه داد: به تعداد افرادی که دچار افراطی‌گری می‌شوند، دلیل برای افراطی‌گری وجود دارد، اعتماد به نفس و عزت نفس پایین از جمله عوامل گرایش به افراط هستند که باعث می‌شوند شخص در دام خطر و آسیب بیفتد و اگرچه به این آسیب آگاه است، اما دست از صدمه زدن به روح و روان خود برندارد.

ناکامی‌های پشت سر هم و احساس نیازمندی می‌توانند موجبات افراطی‌گری را فراهم کنند.

این روانشناس با تاکید بر این که نیاز اصلی غیر قابل تغییر است، عنوان کرد: افراط می‌تواند به صورت یک قرص شادی بخش عمل کند. برای مثال کسی که اعتیاد به تتو دارد ادعا می‌کند که با تتو بدن خود را بیشتر دوست دارد یا تتو حال او را خوب می‌کند.

اما از دیدگاه روانشناسی چنین فردی نتوانسته با طبیعت بدن خود کنار بیاید. در نتیجه نیاز اولیه سر جای خود است ولی صرفاً نادیده گرفته شده.

وی ادامه داد: در چنین شرایطی فرد باید با ذهن باز پذیرای اشتباهات خود به جای انکار یا فرار کردن و توجیه آن‌ها باشد. مشورت با یک مشاور آگاه به پیدا کردن دلایل و ریشه‌یابی این اتفاقات کمک خواهد کرد.

عموم مردم تصور می‌کنند رفتار منفی برطرف خواهد شد، درحالی که یک مشاور خردمند روی دلیل رفتار منفی تمرکز خواهد کرد و با ریشه یابی دلیلی که موجب رفتار منفی شده، به مراجع کمک خواهد کرد. در غیر این صورت اگر فرد دچار آسیب به خود یا اطرافیان شده است باید به طور فوری  از یک مشاور کمک بگیرد تا از این خطر نجات پیدا کند.

در نهایت می‌توان به راحتی متوجه شد که افراط در هر زمینه‌ای که باشد نشان از کمبودهای کودکی دارد و شاید در ظاهر مشابه موفقیت باشد ولی غافل از این که یک باخت بزرگ در دل خود دارد. هزینه افراط  را هیچ چیز به جز سلامت روان نمی‌پردازد. جامعه هیچوقت سلامت روان یک فرد افراط گر را نمی‎سنجد و از همین رو شاهد خودکشی‌های بسیار در زندگی افراد مشهور هستیم. صادق هدایت به عنوان یک چهره فرهنگی برجسته یا ونگوگ به عنوان یک نقاش موفق مثال‌هایی از این دست هستند.

در پایان، می‌توان گفت جامعه علاقه‌ای به شناختن چهره واقعی افراد نشان نمی‌دهد و فرقی ندارد که سوژه مورد نظر موفق باشد یا به عنوان یک فرد ناکام شناخته شود. افراد، همیشه شخصیت‌هایی نیستند که جامعه نشان می‌دهد و از همین رو است که چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه