آداب و رسوم شب یلدا در استان مرکزی
به گزارش برنا از مرکزی ، مراسم یلدا یا شب یلدا یکی از آیین های کهن ایرانیان باستان است که آخرین شب پاییز را به یمن بلندترین شب سال و آغاز طولانی شدن شب ها از اولین روز زمستان جشن می گیرند و از آن شب به عنوان شب یلدا یا چله نام می برند، شبی که در آیین ایرانیان نماد پیروزی روشنایی بر تاریکی است.
یلدا را در مناطق مختلف ایران به شیوه های مختلف و منطبق با آداب و رسوم همان منطقه به جشن می نشینند و طولانی ترین شب سال را با دعا برای آغاز زمستانی خوب، پربرکت و پر بارش به جشن می نشینند.
آیین شب یلدا در استان مرکزی از دیرباز در سه شب متوالی با عناوین شب "چله بزرگه"، "چله وسطی" و" چله کوچیکه" برگزار میشده و خویشان و دوستان سفرهای از مهر را میگشودند و از هر دری سخنی میگفتند.
از شب یلدا در شهر اراک با عنوان شب چله نام برده می شود که در برخی از روستاهای اراک از آن با عنوان "شو چله" نیز نام برده می شود.
از چند روز مانده به شب چله یا شو چله در اراک تکاپویی در شهر برپاست و همه برای برپایی این شب آیینی و سنتی در حال خرید هستند و خود را برای برپایی شب چله آماده می کنند.
بازار هم رنگ و بوی یلدایی در اراک می گیرد و از نقطه نقطه شهر که عبور می کنی بوی تخمه داغ، ذرت بو داده و گندم و شاهدانه به مشام می رسد و مردم شهر در حالی که از سرمای هوای کوهستانی اراک دستها را در جیب فرو برده اند، مشغول خرید شب یلدا هستند تا در کنار بزرگان فامیل شبی خاطره انگیز را در دفتر خاطرات خود و خانواده هایشان ثبت کنند.
در شب چله اراکی ها در منزل بزرگتر فامیل دور هم جمع می شوند که البته این جمع شدن ها با طعم زغال و کرسی طعمی دیگر داشت و هنوز هم در بسیاری از خانه ها بزرگترهای فامیل بساط کرسی و چای آتشی را برای کوچکترها فراهم می کنند و با چیدن تنقلاتی چون آجیل، برگه زردآلو که در اراک با نام قیصی آن را می شناسند و اغلب مادر بزرگ ها در روزهای آخر شهریور با خشک کردن زردآلو و نگهداری آن در یخچال برگه ها را برای شو چله آماده می کنند، کشمش هایی که اغلب حاصل دسترنج پدربزرگ ها و محصول باغات آنها است و نخود چی در ظروف مسی قدیمی بر روی کرسی هایی که با لحاف قرمز رنگ پوشیده شده و اینک دیگر بجای آتش زغال با کرسی برقی گرم می شوند خودنمایی می کنند، از میهمانان خود پذیرایی می کنند و معتقدند میهمان با خود خیر و برکت می آورد.
غذای مخصوص شام شب یلدا در برخی از شهرهای استان مرکزی، جگر و دل و قلوه گوسفند است که با سیب زمینی سرخ شده تهیه می شود و به آن «جزلاق» می گویند، جزلاق در واقع همان غذای جغول بغول معروف است.
باسلوق، مغز گردو و بادام سوخته، کفلمه ای که از آسیاب کردن مغز بادام، گردو، نخودچی و شکر تهیه شده، برش های هندوانه که اغلب برای شادی بچه ها شتری برش خورده، انار دانه شده و خرمالو، پفیلا، گندم و شاهدانه ای که عطرشان تمام خانه را پر می کند و تخمه آفتابگردان همه و همه برای پذیرایی از اقوام در شب چله فراهم می شود.
در گوشه ای از خانه نیز بزرگترها گریزی به کتاب حافظ می زنند و فال خود را به تماشا می نشینند تا هم فالی گرفته باشند و هم چند بیتی هم حافظ را میهمان خانه هایشان کنند و کوچکترها نیز با حافظ خوانی آشنا شوند.
البته که این تمام ماجرای شب چله اراکی ها نیست و در ادامه انجام بازی پر یا پوچ، بادام بازی که بچه ها با دانه های بادام شکسته نشده این بازی را به همراه بزرگترها انجام می دهند، گفتن خاطره از یلداهای قدیم و برف های سنگینی که در گذشته تا کمر کوچه ها را می پوشانده و اینک دیگر خبری از آنها نیست هم بخش دیگری از یلدای شهر اراک است.
در برخی از روستاهای اراک یا برخی از شهرهای استان مرکزی نیز میهمانان به تناول برف و شیره دعوت می شوند، شیره انگور را با اولین برف های پاییزی که از قله کوه های استان مرکزی بدست آورده اند مخلوط می کنند و بستنی زمستانی یخی را زیر کرسی گرم و آتشین میل می کنند.
در شب چله خانواده هایی که به تازگی عروس گرفته اند و یا دخترشان را به خانه بخت فرستاده اند هم بیکار نمی مانند و با تهیه هدیه برای عروس خانم ها به عنوان هدیه شب چله ای آن را در طبق قرار داده و با بسته های آجیل و میوه آن را با ساز و آواز راهی خانه عروس خانم ها می کنند و معتقدند این هدیه خوش یمن است و برکت را برای خانه های جوانان به همراه می آورد.
دورهمی در شب چله آنقدر ادامه می یابد تا خواب در چشمان میهمانان دو دو بزند و بالاخره بعد از راهی کردن آخرین دقیقه از فصل پاییز به خانه، اولین دقایق زمستان را در آغوش می کشند و با آرزوی زمستانی پر خیر و برکت و بعد از جمع کردن بساط یلدا یک به یک راهی خانه هایشان می شوند و با گفتن شب چله مبارک و قدم زمستان خیر و مبارک، با یلدا خداحافظی می کنند.
در یکی از مناطق اراک به اسم سه ده، روستایی قدیمی با نام ضامنجان وجود دارد که نام باستانی آن زامنگان بوده است.
در ضامنجان خانواده ها با راه اندازی کرسی ذغالی یا برقی محفلی گرم برای دورهمی را آغاز میکنند ، همسایه ها درصورتی که پیرزن یا پیرمردی تنها مانده و همسر و فرزندان خود را ازدست داده به جمع خود دعوت کرده یا با بردن مقداری تنقلات آن شخص را خوشحال میکنند .
در ضامنجان که به زبان ترکی صحبت میکنند شب چله نمادی از یک شب به رنگ دور همی و آشتی کردن و حذف کدورت هاست و این شب میتواند آغاز جدیدی باشد.
شهر دلیجان از دیگر شهرهای استان مرکزی نیز در شب چله کدو حلوایی را قطعه قطعه کرده و آن را با آب می پزند و به عنوان دسر تناول میکنند.
یکی دیگر از خوراکی هایی که حتما در این شب می خورند، زردک (هویج زرد، هویج بومی) است که آن را مثل کدو می پزند و یا آن را به صورت خام می تراشند و ریش ریش می کنند و سپس آن را می خورند. آنان معتقدند باید حتما روی آن آب خورد، چون بر این باورند که زردک می گوید: آبم بده تا توی آبت اندازم.



