نشست کارشناسی «بررسی ظهور تروریسم در منطقه» در برنا /۲

جریان‌های تکفیری و تروریستی توسط اتاق‌های فکر امریکا طراحی شده‌اند

|
۱۳۹۳/۰۶/۰۹
|
۱۴:۳۹:۳۷
| کد خبر: ۲۱۶۲۳۴
جریان‌های تکفیری و تروریستی توسط اتاق‌های فکر امریکا طراحی شده‌اند
جریان‌های تکفیری در جهان اسلام توسط اتاق‌ فکرهای امریکا و با این هدف طراحی شده‌اند که بتوانند در حوزۀ تمدن لیبرال اذهان و منابع انسانی را در اختیار داشته باشند

رسول‌پور: آن چیزی که امروزه به عنوان هارتلند در دنیا توسط آمریکایی‌ها مطرح می‌شود،چه از لحاظ سخت‌افزاری و چه از لحاظ نرم‌افزاری درحوزه تسلط و چیرگی تشیع است.

امروزه هارتلند (Heart Land) و هارت‌سی (Heart Sea) جهان، هر دو در محدودۀ تمدن شیعی واقع‌اند


از منظر تاریخی بحث در این زمینه را می‌توان به صورت مدون در تاریخ اسلام جستجو کرد؛ و برای مثال آن را در مناظره‌‌ای که میان امام صادق‌(ع) و هارون‌الرشید برگزار شد مشاهده کرد. هارون الرشید در جلسه‌ای از امام موسی بن جعفر سؤال می‌کند که شما چه زمانی می‌خواهید دست از سر ما بردارید؟ امام در جواب پاسخ می‌دهد زمانی که شما فدک را به ما بازگردانید. هارون الرشید می‌گوید: فدک را به شما باز می‌گردانیم، امام در پاسخ می‌گوید: خیر، فدک مورد نظر ما تنها این باغ نیست. موسی بن جعفر محدوده‌ای را ترسیم می‌کند که امروزه از آن به عنوان خشکی‌های جهان یاد می‌کند. کران غربی آن شمال غرب آفریقا، کران شرقی آن تا اندونزی و بالی، کران جنوبی آن به سودان و کران شمالی آن به قفقاز می‌رسد. محدوده‌ای را که موسی بن جعفر ترسیم می‌کند بعد از ایشان در قالب هجرت‌های چهارگانه به عنوان استراتژی اهل‌بیت می‌توانیم رصد کنیم. هجرت امام رضا علیه‌اسلام به مرو، هجرت ادریس به فارس، هجرت اولاد امام حسن (ع) به شرق و جنوب شرق آسیا و مهم‌ترین هجرت ، هجرت حضرت معصومه به قم. اگر نقشه‌‍ای ترسیم شود و این چهار هجرت در این نقشه بررسی شود؛ به خوبی شاهد خواهیم بود آن چیزی که امروزه به عنوان هارتلند در دنیا توسط آمریکایی‌ها مطرح می‌شود، امروز چه از لحاظ سخت‌افزاری و چه از لحاظ نرم‌افزاری درحوزه تسلط و چیرگی تشیع است. بعد از فروپاشی دیوار برلین، اتفاقی که می‌افتد این است که ما شاهد تغییر هارتلند (قلب زمین) هستیم و این هارتلند نوین به خراسان، قم - البته منظور من از قم به عنوان یک مفهوم – مطرح است محدود می‌شود و همچنین هارتسی (قلب دریا) که در این تغییر ژئوپلیتیکی به عنوان قلب سرزمینی و آبی جهان مطرح می‌شوند؛ هر دو محدودۀ تشیع واقع‌اند و باید گفت در کلان خود به جهان اسلام تعلق دارند.
 
تمامی مناقشات ذیل دو تمدن مهدوی و لیبرال تعریف می‌شوند
 
با این پیش‌درآمدمی‌خواهم وارد بحث شده و بگویم که نگاه من به مقولۀ تروریسم، تمدنی است. به باور من امروز تمامی مناقشات پیرامون و ذیل دو تمدن تعریف می‌شوند و ما نیز تمامی این مسائل و مؤلفه‌ها را ذیل این دو تمدن تعریف می‌کنیم.
الف) تمدن مهدوی
ب) تمدن لیبرالی با خرده روایت ها و خرده تمدن هایی که ذیل این تمدن تعریف می شود.
به گمان من این دو تمدن حداقل 1400 در تقابل با یکدیگر قرار دارند. من نیز نظریه برخورد تمدن‌های «هانتینگتون» را می‌پذیریم و اتفاقاً ما هم قائل به این برخورد تمدنی هستیم؛ما نیز معتقدیم که تنها یک تمدن باقی خواهد ماند یا ما یا آن‌ها. در کلان قضیه باید گفت هر اتفاق، هر رویداد، هر مؤلفه، هر شاخصه و هر حکومتی که در این بازۀ زمانی عمل می‌کند، ذیل یکی از این روایت های تمدنی است.
 
هر تمدن به دو مؤلفۀ سرزمین و منابع انسانی نیازمند است
متخصصان علوم تمدن در علوم تمدن شناسی اظهار می کنند که هر تمدن به دو مؤلفه اساسی نیازمند است:
الف) سرزمین
هر تمدنی که بخواهد شکل بگیرد نیاز به سرزمین دارد وهمچنین منابع انسانی. حوزۀ سرزمینی را می توان در تمدن «آنگلوساکسون» رصد کرد. هم اکنون بسیاری از کشورها در این حوزه تعریف می‌شوند همانند استرالیا، کانادا ، امریکا ، انگلیس، ایرلند و ... تمدن اسلامی نیز به این سرزمین نیاز دارد. چهار کرانی را که نام بردم سرزمین های اسلامی است.
ب) منابع انسانی
منابع انسانی به معنای انسان به ماهو انسان هم در معنای عدد و شمارش و هم در معنای سبک زندگی و انسان متعلق به آن تمدن – مهدوی و لیبرال – مطرح است.

برخورد تمدن مهدوی و لیبرال تاریخی است
جریان‌های تکفیری در جهان اسلام توسط اتاق‌ فکرهای امریکا و با این هدف طراحی شده‌اند که بتوانند در حوزۀ تمدن لیبرال اذهان و منابع انسانی را در اختیار داشته باشند
تمدن مهدوی و تمدن لیبرال در مقاطع مختلف تاریخی با یکدیگر درگیری داشتند، چه در زمان موسی بن جعفر و چه در زمان امام حسین (ع) و چه در زمان شکل گیری اسرائیل و چه در امروزه. بنابراین هر دو تمدن همواره سعی در بسط قدرت خود داشته و دارند. ما اسرائیل را ذیل تمدن لیبرال تعریف می‌کنیم همچنان‌که امریکا را. ما فروش سلاح – تهاجمی و تدافعی – به کشورهای منطقه؛ ظهور و بروز گروه‌های تروریستی چون القاعده، طالبان و داعش را نیز ذیل تمدن لیبرال تعریف می‌کنیم. جریان‌های تکفیری در جهان اسلام توسط اتاق‌ فکرهای امریکا و با این هدف طراحی شده‌اند که بتوانند در حوزۀ تمدن لیبرال اذهان و منابع انسانی را در اختیار داشته باشند.
 
در حوزۀ سرزمینی کاری که داعش در حال انجام است کاری است که ایالات متحده سال‌هاست آن را انجام می‌دهد
آمریکا به عنوان تجلی اعظم تمدن لیبرالی نیز همین کار را می‌کند و این‌کار چیزی نیست جز تضعیف کشورهای اسلامی و تمدن اسلامی
در حوزۀ سرزمینی کاری که داعش در حال انجام است کاری است که ایالات متحده سال‌هاست آن را انجام می‌دهد. آمریکا به عنوان تجلی اعظم تمدن لیبرالی نیز همین کار را می‌کند و این‌کار چیزی نیست جز تضعیف کشورهای اسلامی و تمدن اسلامی. بر این اساس درک آن‌چه گروه تکفیری و تروریستی داعش در حال انجام آن است چندان سخت و پیچیده نیست.

داعش کاری می کند که حضور امریکا در منطقه حضوری منت گذارانه می‌‍‌شود
اگر نگاه ما به قضایا ذیل روایت‌های تمدنی تعریف شود، آن‌گاه می‌توان داعش، ترکیه ، عربستان و امریکا و اسرائیل را در یک مجموعۀ تمدنی تعریف کرد؛ البته با زوایای مختلف و در مقاطع مختلف با رویدادهای و به تعبیر دکتر مطهرنیا ضد رویدادهای مختلف. جملگی این رویدادها و ضد رویدادها همان تعبیر فیل مولاناست. اگر اینها در مقاطع مختلف اقدامات گوناگونی را انجام می دهد ما نباید گمان کنیم که اینها تغییر راهبرد داده اند. اینها تغییر تاکتیک دادند. داعش را هم باید در این مجموعه تعریف کرد. به تعبیر دکتر مطهرنیا داعش کاری می کند که حضور امریکا در منطقه حضوری منت گذارانه می‌‍شود. اما مسئله در همین جا تمام نمی شود. حتی اگر یک روز جریانات تکفیری داعش، النصره، و تمامی گروه‌هایی از این دست از میان بروند، اطمینان داشته باشید جلوۀ دیگری از این تمدن را خواهیم دید. این تمدن‌ها تا بدان‌جا با یکدیگر اصطکاک خواهند داشت تا در نهایت یکی از آن‌ها از میان برود؛ البته ما بر این اعتقادیم که این تمدن مهدوی است که در نهایت پیروز خواهد بود؛ و این ما هستیم که بر حقیم؛ در این میان تمدن لیبرال نیز داعیۀ بر حق بودن دارد.

 
در این جدال و برخورد تمدنی تروریسم از شأن ابزاری خود تغییر یافته و به هدف تبدیل شده است؛ امروزه تروریسم به عنوان مکتب مطرح است
نکته‌ای که در این میان حائز اهمیت است این است که در این جدال و برخورد تمدنی تروریسم از شأن ابزاری خود تغییر یافته و به هدف تبدیل شده به بیان دیگر در این برخورد تمدنی تروریسم دیگر در مقام ابزار تعریف نمی‌شود؛ بلکه در مقام هدف است. زمانی تمدن لیبرالی از تروریسم به عنوان ابزاری برای حذف مخالفین خودش استفاده می‌کرد، به گمان ما در وضعیت «Trans modern» جهان که بعد از وضعیت پست‌مدرن مطرح شده است کار به جایی رسیده است که این تمدن دیگر از ابزار تروریسم استفاده نمی‌کند بلکه خود تروریسم است. در زمانۀ ما تروریسم به عنوان مکتب مطرح است.

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه