آخرین تفریح‌تان چه بوده است؟

جوانان تفریح دسته جمعی می‌خواهند/عزاداری را خوب بلدیم، کارناوال شادی را نه

|
۱۳۹۳/۰۶/۱۰
|
۱۷:۵۴:۱۴
| کد خبر: ۲۱۶۷۱۷
جوانان تفریح دسته جمعی می‌خواهند/عزاداری را خوب بلدیم، کارناوال شادی را نه
تفریح به عنوان یک نیاز آدمی ثابت شده است. در گفتگو با جوانان ایرانی در خصوص دیدگاه شان نسبت به تفریح و آخرین باری که تفریح کرده اند پرسیدیم.

در زندگی باید لحظاتی وجود داشته باشد که انسان با فراغت خیال سعی در لذت بردن از آن داشته باشد. داشتن سرگرمی و تفریح کردن یک ابزار مناسب برای لذت بردن از لحظات است. در فرهنگ لغت معین معنی تفریح چنین آمده است: شادمانی کردن و سپری کردن اوقات فراغت با فعالیت های فرح بخش.

اما خبرنگار باشگاه جوانی در گفتگو با جوانان اقصی نقاط کشور دیدگاه آنان را در خصوص تفریح پرسیده و از آنها سئوال می کند: آخرین باری که تفریح کرده اید چه زمانی بوده است؟
 
تفریحی که بار مالی پایینی داشته باشد کم است
 
مینا 27 ساله ساکن تهران می گوید: آخرین باری که به معنای واقعی تفریح کرده ام پیش از ماه مبارک رمضان بود که با خانواده ام به یک باغ حوالی کردان کرج رفته بودیم. غیر از این ها تفریح دیگری در این کشور به خصوص برای دختران وجود ندارد. یک پسر به راحتی می تواند در یک پارک فوتبال بازی کند ، اما دختر نمی تواند. تازه یک توپ فوتبال 11 پسر را می تواند دور هم جمع کند و یک تفریح دسته جمعی اینگونه پسران داشته باشند ، اما چنین چیزی برای دختران نیست. دختران محدودترند. تعداد پارک های ویژه بانوان در تهران بسیار اندک است و باید کیلومتر ها از این سر شهر به آن سر شهر بروی تا در پارک ویژه بانوان کمی راحت تر باشی. از طرفی اگر یک سینما بخواهی بروی باید 6000 تومان پول بلیط بدهی. یا یک استخر الان کمتر از 20 هزار تومان نیست. طبیعی است که با این تورم و مشکلات اقتصادی قدرت اینکه بتوانی از درآمدت برای اینگونه تفریح ها استفاده کنی کاهش می یابد. تفریحی که بار مالی کمتری داشته باشد وجود ندارد و در این زمینه برای دختران تهرانی فکری نشده است.
 
وی در پاسخ به این سئوال که آیا سفر را هم می توان جزو تفریح حساب کرد گفت: اتفاقاً سفر بیشتر جنبه تفریحاتی دارد. منتهی این روزها اغلب کسانی که در تهران زندگی می کنند ، اقوام شان در شهرستان ها هستند و مسافرت هایشان محدود به رفتن به شهر پدری و مادری شان و بازدید از اقوام می شود. اینگونه سفر کردن به نظر من تفریح نیست بلکه سفری که به قصد بازدید از مراکز دیدنی و گردشگری کشور باشد را یک سفر تفریحی می دانم که متاسفانه تعداد اینگونه سفر ها به مراتب کاهش پیدا کرده و خود من بسیار کم به چنین سفرهایی رفته ام.
 
این جوان 27 ساله در پایان گفت: البته من تفریحات دیگری هم دارم که از کنار آنها برای خودم کسب درآمد می کنم. مثلاً من برای تفنن و تفریح خودم اقدام به ساخت صنایع دستی می کنم. این عمل برای من یک تفریح است اما می توانم از آن برای کسب درآمد نیز استفاده کنم.

برای شادی های اجتماعی مدلسازی نکرده ایم

امید 26 ساله ساکن سیرجان در خصوص آخرین باری که تفریح کرده است گفت: همین پنجشنبه گذشته بود که یکی از دوستانم قرار بود به سربازی برود و ما برایش یک جشن خداحافظی گرفته بودیم. تعدادی پسر دور هم در خانه دوستمان جمع شدیم و به شادی و پایکوبی پرداختیم. من با توجه به روحیه ام دوست دارم اجتماعی تفریح کنم.
 
وی ادامه داد: تفریح با مادیات گره نخورده است بلکه تفریح را می شود ساخت. حتی با دست خالی هم می شود دور هم جمع شد و تفریح کرد. به نظرم ما دو نوع تفریح داریم ؛ تفریحات سطح پایین و تفریحات سطح بالا. تفریح سطح پایین آن است که با بیشترین امکانات کمترین لذت را ببری. از نظر من اینکه با یک ماشین مدام خیابان ها را دور بزنی یک نوع تفریح سطح پایین است چون کمترین لذت را به یک جوان می دهد.
 
امید افزود: باید شادی های اجتماعی در کشور بیشتر شود. به نظرم هیچ نهادی برای شادی های اجتماعی برنامه ریزی نکرده است. ما تا اسم شادی اجتماعی را می شنویم یاد پایکوبی های خودجوش مردمی بعد از صعود تیم ملی فوتبال به جام جهانی می افتیم ، اقدامی که درست از دل مردم بیرون آمده بود و هیچ سازمان و نهادی آن را ساماندهی نکرده بود. چه اشکالی دارد اگر نهادی باشد که اینگونه جشن ها را ساماندهی کند و مدام شاهد چنین شادی هایی در کشور باشیم؟ من به عنوان یک جوان اگر بخواهم یک هیئت عزاداری راه بیندازم ظرف 6 ساعت تمام اقدامات آن قابل انجام است. اما اگر بخواهم یک کارناوال شادی راه بیندازم نمی دانم که باید چه کنم. نهایتش این می شود که با چهار تا برنامه صندلی بازی و آکروبات و تقلید صدا سر مردم را گرم کنم که چنین برنامه هایی انقدر نخ نما شده اند که دیگر جذابیتی برای مردم ندارد.

وی در پایان گفت: تجربیاتی که در این خصوص کسب کردم به من فهماند که بسیاری از اقدامات اجتماعی می تواند باعث تفریح شود. مثلاً بازارچه های خیریه جدا از کمک کردن به دیگران باعث نوعی تفریح نیز در جوانان می شود. یا حتی روزی با تعدادی از دوستانم تصمیم گرفته بودیم که در شب های سرد زمستان به رفتگران شهر چای داغ بدهیم. این کار هم نوعی خیرخواهی است و هم یک تفریح برای ما می تواند باشد. باید بیشتر به سراغ اینگونه حرکات برویم و تفریحات این چنینی در بین جوانان رشد یابد.

موقعیت جغرافیایی بر روی نحوه تفریحات جوانان اثرگذار است

متفاوت ترین نگاه به تفریح را مهناز 24 ساله ساکن شیراز داشت. او آخرین روزی که تفریح کرده است را 2 روز پیش و رفتن به باغ خانوادگی شان در اطراف شیراز دانست. وی ادامه داد: در شیراز به دلیل داشتن مراکز متعدد گردشگری تفریح کردن برای من ساده تر است. من انتخاب های فراوانی برای تفریح دارم. یا به باغ ارم می روم ، یا به باغ عفیف آباد ، یا به باغ جهان نما و یا در نهایت حافظیه و دروازه قرآن و... . حضور در چنین مکان هایی هم هزینه بالایی برای من ندارد و هم آن آرامش از تفریح را به من می دهد.
 
مهناز افزود: من از تفریح آرامش می خواهم و گشت زدن در پاساژها و رفتن به کافی شاپ به من آرامش نمی دهد. می پذیرم که به دلیل شهری که زندگی می کنم دسترسی به مراکز تفریحی برای من سهل الوصول تر است و شاید نسبت به سایر افراد تفریحات بیشتری داشته باشم.
 
تفریح انفرادی را هرگز دوست ندارم

علیرضا 26 ساله ساکن تهران نیز با بیان اینکه آخرین تفریحش مربوط به 2 سال پیش و حضور با دوستانش در نمایشگاه فناوری دیجیتال تهران است خاطرنشان کرد: من تفریح را هرگز انفرادی نمی بینم و آن را دوست ندارم. مثلاً من به تنهایی به سینما می روم یا تمامی فیلم های جشنواره فیلم فجر پارسال را دیده ام ، هر شب در خانه یک DVD تماشا می کنم ؛ اما این ها را تفریح نمی دانم چون من را ارضا نمی کند. تفریحی که من را ارضا کند حتماً باید دسته جمعی باشد. اما خیلی وقت است که با دوستانم دور هم جمع نشده ایم. این روزها همه مشغله های خاص خود را دارند و امکان هماهنگ کردن برای بودن در کنار هم نیست. از طرفی اغلب پسران ترجیح می دهند با دوستان غیر همجنس خود بیرون بروند تا با دوست همجنس. برای همین است که مدت ها با دوستان قدیمی ام دور هم جمع نشده ایم.
 
وی در ادامه گفت: من مدتی است که تصمیم گرفته ام کاملاً مستقل زندگی کنم و خرج خورد و خوراک و پوشاک و... را خودم تامین کنم و دیگر دستم را پیش خانواده ام دراز نکنم. برای همین در 3-4 محل مختلف کار می کنم تا بتوانم از پس خرج هایم بر بیایم. مثلاً من تمام 15 روز تعطیلات عید را به عنوان شیفت بر سر کارم حاضر بودم و تفریحی نداشتم. طبیعی است که اگر من جایی یک شغل رسمی داشتم که خیالم از بابت هزینه هایش راحت بود ، تفریح بیشتری هم داشتم ؛ چون نیازی نبود که بخواهم در 4 جا کار کنم و حتی وقتی برای لذت بردن از زندگی پیدا نکنم.

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه