یکتایی: اجازه ندادیم حتی پوتین دشمن در کشور باقی بماند
قهرمانی که در کتاب کلاس چهارم شناختیم و با خاطراتش بزرگ شدیم تنها در دوران دبستان جا نماند، پتروس فداکار یک الگو نبود بلکه باور ما بود. او که تنها یک انگشتش برای نجات مردم شهرش کرخت شد را ما کاملش کردیم جوانان ما نه یک انگشت؛ دست، پا و سر دادند اما اجازه ندادند حتی پوتین دشمن در کشور باقی بماند. اینها بخشی از صحبت های اسماعیل یکتایی، آزاده و جانباز 70 درصد شاعر و نویسنده ادبیات پایداری است. وی در سال 1348 درشهرستان لنگرود متولد گردید در سن 14 سالگی به جبهه اعزام شد درعملیات والفجر10درمنطقه حلبچه بر اثر اصابت انفجار مین به درجه رفیع جانبازی نائل آمد و درهمان زمان به دلیل شدت جراحت وارده به اسارت دشمن درآمد او هم اکنون دارای مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد در رشته حقوق خصوصی بوده و هشت کتاب در حوزه دفاع مقدس نوشته است.
وی در گفتگو با سرویس باشگاه جوانی خبرگزاری برنا بخشی از خاطرات آن روزها را اینگونه بیان می کند:
آرزویی که بر دل عراقی ها ماند
زمانی که 14 سال بیشتر نداشتم و برای جنگ به خرمشهر رفته بودم نوشته های بعثی ها را بر روی ویرانی خانه های مردم می دیدم که نوشته بودند آمده ایم تا بمانیم که این نشان می داد جنوب ایران را بخشی از عراق می دانستند اما ملت ما با پایمردی و مقاومت آرزو را بر دل انها باقی گذاشتند.
جوانان ما با حداقل امکانات کاری کردند که اکنون به تاریخ 8 ساله خود با افتخار نگاه می کنیم.
جبهه بهترین تقدیر برای من بود
لحظه ای از رفتن به جنگ و جبهه پشیمان نیستم این را اعماق وجودم می گویم اینکه امروز فرزندان و فردا نوادگانم به من به عنوان پدرشان افتخار کنند کافی ست اگر تقدیر اینگونه بود که یک پای من قطع شود و چند سال از عمر من در اسارت بگذرد این مسیر بهترین مسیری بود که در سر راه من قرار گرفت این مسیری بود که برای خدا و ایران رفته ام.
جوانان امروز همانند جوانان دیروز هستند
تفاوت چندانی میان نسل من با نسل جوانان امروز وجود ندارد اگر بحران پیش بیاید همان کاری را می کنند که جوانان دیروز کردند.
جوان امروز وقتی بهپاد اسرائیلی را در آسمان شکار می کند همان فرهنگ مقاومتی است که دیروز نیز در بین جوانان رواج داشت.