اوباما به امضای توافق هستهای با ایران نیاز دارد
کارشناس امور بینالملل ابراز کرد: امریکا برای تقویت جایگاه خود در انتخابات آینده کنگره ملی امریکا و ریاستجمهوری آینده نیاز به توافق نهایی در مورد موضوع هستهای ایران دارد.
مهدی مطهرنیا در گفتگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری برنا با اشاره به مذاکرات هستهای ایران و 1+5، گفت: مذاکرات هستهای یک ویژگی تعریف شده و شاخص عملیاتی است، تعریف سیگنالهای موجود در دوطرف به معنای دو کنش مرکزی میان ایران و امریکا است.
مطهرنیا با تأکید بر شکلگیری توافق بر مبنای نظریه صفرو یک، گفت: اگر توافقنامه هستهای بخواهد بر اساس نظریه صفر و یک شکل بگیرد در آن صورت اگر 99درصد مسائل مذاکرات حل شود و یک درصد از مشکلات باقی بماند به معنای آن است که توافق نهایی انجام نخواهد شد.
وی با امید به حل شدن مذاکرات هستهای اظهار کرد: رسیدن به توافق هستهای به ویژه برای امریکا مطلوبترین کنش و معقولترین خواهد بود، هم ایران نیازمند گذر از پرونده است، هم امریکا برای تقویت جایگاه خود در انتخابات آینده کنگره ملی امریکا و ریاستجمهوری خود نیاز به توافق نهایی در مورد موضوع هستهای ایران دارد، به همین دلیل از منظر تحلیل پیشرانها آینده پرونده هستهای دوسوی میز، درصورت معقولانه عمل کردن جدی خواهد بود و از هزینههای بیشتر بازی «مینی ماکس»را باید پذیرا باشد تا هزینههای بیشتری را در آینده پرداخت نکند.
وی افزود: در نظریه بازیهای ناظر پذیرش حداقل احزاب برای تثبیت تواناییها برای دستیابی به حداکثرها درآینده است تا از بافت دوطرفه جلوگیری کند.
این استاد دانشگاه با اشاره به پیشرفت مذاکرات هستهای ایران و 1+5، تأکید کرد: آنچه پیشرانها و سیگنالها نشان میدهد پیشرفت محتاطانه و همکاری گام به گام برای حل پرونده هستهای دیده میشود و از ابعاد و باور توافق به یک طرح جامع گذشته و گامهای نهایی به ارجاع و افکارعمومی را می گذراند به معنای آنکه پرونده هسته ای از هفت خوان،پنج خوان گذرانده و دو گام مانده است. نخستین موضوعی که باقی مانده است، موضوع تحویل تعهدنامه و امضای آن است و بعد از آن انتقال به افکارعمومی است.
وی با بیان اینکه انتقادهایی در چارچوب رقابتهای سیاسی در درون ایران و خارج از آن وجود دارد، گفت: انتقادها یک پایگاه دارند و از سوی محافظه کاران و نئوکانهای هردو کشور و افراد خواهان قدرت عنوان میشود؛ زیرا حسن روحانی و حتی اوباما از انتخاباتی در چارچوب ملتها وسیاستگذاریهای خود آمدهاند، پشتیبانی مردم را دارند و طبیعی است که منتقدان استدلال غیرمنطقی مبنی بر وابسته بودن دیپلماتها به غرب و 1+5 را در راستای آنها معرفی کنند و طرفداران جنبش تیپارتی نیز اوباما را مورد انتقاد قرار میدهد.