بازگشت روحانی به خانه/ این مرد متفاوت حرف میزند
صبح یک روز دل انگیز پاییزی در دانشگاه تهران، دانشگاهی که همیشه بوی سیاست می دهد بر خلاف انتظار اولیه با ازدحام دانشجویان در محل سخنرانی رئیس جمهوری روبرو نشدم. چیزی که مایه اندکی نگرانی من شد. نکند روحانی در دانشگاه تنهاست.
در اولین نگاه ترکیب حاضران در جلسه بسیار تصنعی به نظر می رسید سخنرانان یکی پس از دیگری سخنان کسالت بار خود را ایراد و هر دم بر غم حاضران می افزودند تا این که نوبت به روحانی رسید. رئیس جمهوری اما فرد دیگری است. بدون تملق بگویم روحانی خوب خطابه می کند. هم زمان با سخنرانی رئیس جمهوری در گوشه ای از سالن دانشجویانی پلاکارت هایی را با عناوینی چون در «انتظار تحقق وعده ها هستیم»،امید بذر هویت ماست» برافراشتند.
ناخودآگاه همه منتظر واکنش رئیس جمهوری بودیم از ابتدای جلسه این پرسش در ذهن من و چند روزنامه نگار دیگر بود که رخوت جلسه حاصل نگاه روحانی است یا دیگران؟ درست در چنین شرایطی سخنان رئیس جمهوری رنگ و بوی دیگری گرفت. روحانی گفت:« از غیبت و نشنیدن صدای تشکل های دانشجویی متاسف است» کف ممتد حاضران فضای رخوت آلود جلسه را دگرگون کرد آنگاه که روحانی «استدعا کرد در فضای دانشجویی سختگیری صورت نگیرد» چرا که سختگیری قاتل تساهل و مدارا است و زمینه مستعد پرورش دورویی، چاپلوسی و تملق است.
.روحانی در ادامه از شأن و اهمیت آبروی افراد گفت. رئیس جمهوری از اهمیت سعه صدر برای اداره جامعه سخن گفت وی همه مردم را راستگو، صالح و بی گناه دانست مگر آنکه خلاف آن ثابت شود. روحانی به درستی تأکید کرد که این نگرش برخاسته از اصول دینی ماست. رئیس جمهوری در ادامه خاطرنشان ساخت که در یک سال گذشته همواره کوشیده و خواستار آن بوده است که چهره دانشگاه توسط مشاطه امنیت آرایش نشود.
این سخنان رییسجمهور واکنش مثبت حاضران در جلسه را به همراه داشت و شاید بتوان آن را مهم ترین بخش سخنان وی دانست.
با شنیدن این سخنان بود که تردیدم برطرف شد. رخوت جلسه ارتباطی با روحانی نداشت و مقصرین آن افراد دیگری بودند. در همهمه حاضران جلسه پس از ایراد سخنان رئیس جمهوری و در میان جمعیت گم شدم. شنیدن سخنان حضار جالب بود هر کسی از زاویه ی دید خود به سخنان روحانی می نگریست. ژست صورت و زبان بدن حاضران در نوع خود دیدنی بود شرایط را برای گفتگو با برخی از آنان مناسب دیدم به سراغ یکی از آن ها رفتم خود را افشین احمدی معرفی کرد دانشجوی کرد زبان رشته ی بهداشت محیط. افشین گفت به رغم تمامی ناملایمات کماکان به آینده امیدوار است هر چند در ادامه افزود که دولت بار سنگین معضلات اقتصادی چون رکود و تورم را بر دوش می کشد.
با افشین خداحافظی کردم و به سراغ دو تن دیگر از دانشجویان رفته و نظر آن ها را جویا شدم هاشمی و آقایی هر دو در تحلیل شرایط کشور به درستی اشاره کرده اند که باید منصف بود و تلاش های صورت گرفته از سوی دولت تدبیر و امید را به رغم تمامی ناملایمات و کارشکنی ها پاس داشت. این دو نیز به آینده سیاسی کشور امیدوار بودند هرچند در ادامه افزودند که این میزان تمرکز بر مسائل سیاست خارجی و اقتصاد نکند به بهای غفلت در حوزه های دیگر تمام شود.
در ادامه با سلطانی دانشجوی رشته مهندسی پلیمر به گفتگو نشستم. دانشجویی خوشرو و بسیار مودب. سلطانی نیز گفت که به آینده امیدوار است و وضعیت کنونی کشور به هیچ روی قابل قیاس با آنچه او «تجربه ی تلخ دوران احمدی نژاد» می خواند نیست. از نظر او وضعیت دانشگاه ها در مقایسه ی با دوران بی خردی احمدی، به مراتب بهتر شده است. به باور سلطانی با تغییر ترکیب مجلس در انتخابات آتی این نهاد باید به انتظار روزهای بهتری نیز نشست.
به راستی در میان نوسان آونگی جامعه مابین امید و ناامیدی، رکود و رخوت سیاسی و کنش اجتماعی، قهر و آشتی، سیلاب حوادث و رخدادها ما را به کدام سو رهنمون خواهد بود؟ روحانی رفت و امروز در هیبت خاطره ای به تاریخ سنجاق شد. با این وضع در جدال درونی میان امید و ناامیدی من نیز چون آن فرهیخته و استاد دانشکده فنی دانشگاه تهران که در پایان مراسم سخنرانی رئیس جمهوری نسبت به آینده ی کشور اظهار خوش بینی کرد، به آینده کشورم امیدوارم. من نیز شبیه افشین احمدی، سلطانی، هاشمی و آقایی و ... به آینده بهتر میاندیشم. من نیز همچون آنان به روحانی امید بسته ام چرا که همانند آن دانشجوی خارجی حاضر در جلسه اعتقاد دارم «این مرد متفاوت است، متفاوت حرف می زند» دانشگاه تهران را به سمت دانشگاه تربیت مدرس ترک کردم امیدوار به آینده اما نگران از سمیناری کهباید در کلاس بعد از ظهر ارائه بدهم البته با تکرار مدام این جمله بر لب که نباید از سردی زمستان هراس داشت.