چرا کودکان در خانه بدرفتارتر از بیرون هستند؟
به گزارش برنا، بسیاری از والدین در جلسات اولیا و مربیان با تعجب میشنوند که فرزندشان در کلاس درس آرام مینشیند، همکاری میکند، قوانین را رعایت میکند و حتی رفتارهایی از خود نشان میدهد که در خانه کمتر دیده میشود. این در حالی است که همان کودک در خانه ممکن است قشقرق به پا کند، جیغ بزند یا از انجام سادهترین درخواستها سر باز زند.
این پدیده، تجربهای مشترک میان والدین است و معمولاً با این پرسش همراه میشود که «چرا کودک من برای دیگران بهتر رفتار میکند؟» پاسخ روانشناسان به این سؤال ریشه در نظریه دلبستگی دارد.
بر اساس پژوهشهای «مری آینزورث»، روانشناس برجسته، کودکانی که دلبستگی ایمن دارند، در حضور مراقب اصلی خود احساس امنیت میکنند. در آزمایشی موسوم به «وضعیت عجیب»، واکنش نوزادان به حضور و غیبت مادر و همچنین بازگشت او بررسی شد. نتایج نشان داد کودکانی که دلبستگی ایمن دارند، هنگام ترک مادر ناراحت میشوند اما با بازگشت او بهسرعت آرام میگیرند.
این نوع دلبستگی معمولاً در کودکانی شکل میگیرد که والدینشان به نیازهای هیجانی آنها پاسخ میدهند؛ کودکانی که هنگام گریه آرام میشوند، در شادیهایشان همراهی میشوند و میدانند در شرایط ناراحتی یا بحران تنها نخواهند ماند.
روانشناسان معتقدند چنین کودکانی خانه را امنترین محیط خود میدانند؛ جایی که میتوانند بدون ترس از طرد شدن، احساسات واقعیشان را بروز دهند. به همین دلیل، کودک در خانه ممکن است خشم، ناامیدی یا خستگی خود را آشکارا نشان دهد، اما در محیطهای ناآشنا مانند مدرسه یا خانه دیگران، رفتار کنترلشدهتری داشته باشد.
در واقع، کودکان در مواجهه با غریبهها یا موقعیتهای جدید، محتاطتر عمل میکنند و برای حفظ امنیت خود، بهترین رفتارشان را به نمایش میگذارند. این موضوع باعث میشود والدین تصور کنند کودکشان بیرون از خانه «بهتر» است، در حالی که آنچه در خانه دیده میشود، بازتاب اعتماد عاطفی کودک به والدین است.
متخصصان تأکید میکنند این الگو در بزرگسالی نیز ادامه دارد؛ افراد معمولاً در جمعهای رسمی یا محیط کار رفتار سنجیدهتری دارند، اما احساسات واقعی و آسیبپذیریهای خود را در کنار نزدیکترین افراد زندگیشان نشان میدهند.
در نهایت، روانشناسان توصیه میکنند والدینی که با چنین رفتاری مواجهاند، به جای نگرانی یا سرزنش خود، آن را نشانهای مثبت تلقی کنند. کودکی که در خانه احساس امنیت کافی دارد تا هم خوبیها و هم سختترین احساساتش را بروز دهد، معمولاً از پایههای عاطفی سالمتری برای رشد روانی برخوردار است.





