تحول نقشه غزه: از آتشبس تا مرزبندی نوین
در میانه گذار ظاهری به «مرحله دوم» توافق آتشبس، واقعیت میدانی در نوار غزه روایتی کاملاً متفاوت از متن امضا شده ارائه میدهد. بر اساس گزارشی مفصل که با استناد به تصاویر ماهوارهای، گزارشهای میدانی و اظهارات مقامات نظامی اسرائیل تهیه شده، رژیم صهیونیستی از مرحله موسوم به «آتشبس» نه به عنوان فرصتی برای کاهش تنش، بلکه به عنوان پوششی برای تثبیت و حتی گسترش کنترل نظامی و ترسیم مرزهای جدید درونی استفاده کرده است. هسته این تحول، تفسیر و اجرای کاملاً یکجانبه و متغیر از مفهوم «خط زرد» است. بر اساس طرح اولیه آمریکایی که مبنای توافق قرار گرفت، این خط میبایست به عنوان یک خط تماس موقت عمل کند که نیروهای اسرائیلی به آن عقبنشینی کرده و پشت آن مستقر شوند، تا فضایی برای تبادل اسرا، بازگشت تدریجی آوارگان و آغاز مراحل سیاسی بعدی فراهم آید.
اما در عمل، اسرائیل هرگز «خط زرد» را به عنوان یک مرز ایستا نپذیرفت. بلکه آن را به یک «پلتفرم متحرک» برای پیشروی تدریجی تبدیل کرد. شواهد ماهوارهای نشان میدهد که موانع بتنی و خاکریزهایی که ابتدا در محل اولیه خط زرد ایجاد شده بودند، در هفتهها و ماههای پس از آتشبس، صدها متر به درون مناطق مسکونی غزه رانده شدند. این جابجایی با تخریب گسترده و سیستماتیک تمامی سازهها و ساختمانهای واقع در مسیر این پیشروی همراه بود. به عبارت دیگر، به جای عقبنشینی، شاهد یک عملیات پاکسازی اراضی و ایجاد یک «کمربند امنیتی» عریض در داخل خاک غزه بودهایم. این کمربند، مناطق وسیعی را به فضایی غیرقابل سکونت و فاقد هرگونه سازه تبدیل کرده که کنترل نظامی بر آن را تسهیل مینماید.
این فرآیند مهندسی جغرافیایی، حتی در اوج روزهای آتشبس نیز متوقف نشد. گزارشهای سازمان ملل و ناظران حقوق بشری تأیید میکنند که عملیات نظامی با شدت کم، تخریب خانهها و درگیریهای مسلحانه در مناطقی که مشمول آتشبس بودند، ادامه یافت. توجیه اسرائیل برای این اقدامات، «تعقیب افراد تحت تعقیب» یا «پاکسازی تهدیدات» اعلام شده است. یکی از نمونههای بارز، اعلام ارتش اسرائیل مبنی بر نابودی چهار کیلومتر تونل در عمق غزه در طول دوره آتشبس است که با استناد به «حق عمل در پشت خط زرد» توجیه شد. این رویکرد، ماهیت تک بعدی و امنیتی محور تفسیر اسرائیل از توافق را آشکار میسازد.
پیامد این تحولات، تغییر بنیادین در نقشه انسانساخته غزه است. محلههای کامل تخریب شده و به «زمینهای سوخته» تبدیل گردیدهاند تا فضایی باز و تحت نظارت ایجاد شود. این امر نه تنها بازگشت آوارگان به خانههایشان را در این مناطق برای همیشه غیرممکن میسازد، بلکه جغرافیای جمعیتی قطاع را نیز دگرگون کرده است. از سوی دیگر، کنترل شدید بر معبر رفح که میبایست به رویکردی انساندوستانه تبدیل شود، به ابزاری برای اعمال فشار و محدود کردن تحرک بدل گشته و نشان میدهد که جنبههای انسانی توافق عملاً فدای ملاحظات امنیتی اسرائیل شده است.
اکنون و با اعلام انتقال به مرحله دوم، صفآرایی جدید به وضوح قابل مشاهده است. مقامات عالی رتبه نظامی اسرائیل، از جمله رئیس ستاد کل ارتش، دیگر از «خط زرد» به عنوان یک مرز موقت یاد نمیکنند. صراحتا از آن به عنوان «یک خط مرزی جدید»، «خط دفاعی پیشرفته» و حتی «خط تهاجمی» نام میبرند. این تغییر گفتمان، نشاندهنده عزم رژیم صهیونیستی برای تبدیل این خط به یک مرز دائم امنیتی-نظامی، مشابه «خط آبی» در مرز لبنان است. برآوردها حاکی از آن است که اسرائیل هماکنون بر حدود ۵۳ درصد از خاک نوار غزه، شامل قسمتهای وسیعی از شمال، شرق و جنوب آن، تسلط کامل دارد و این تسلط را مشروط به پیشرفت در مذاکرات خلع سلاح و استقرار نیروهای بینالمللی میکند.
در مقابل این واقعیتسازی میدانی، موضع جامعه بینالمللی به رهبری سازمان ملل متحد، رد هرگونه تغییر دائمی در مرزها یا تقسیمبندی داخلی غزه است. کارشناسان حقوق بینالملل تأکید دارند که تبدیل خط زرد به یک مرز دائم، آشکارا نقض متن و روح توافق آتشبس و قواعد حقوق بشردوستانه بینالمللی است که تغییر مرزها از طریق نیروی نظامی را ممنوع میداند. این تقابل، صحنه را برای دور جدیدی از تنش آماده میکند: از یک سو، اسرائیل در حال ایجاد واقعیتهای غیرقابل بازگشت بر روی زمین است و از سوی دیگر، فلسطینیان و نهادهای بینالمللی بر بازگشت به وضعیت پیش از جنگ و حفظ تمامیت ارضی غزه اصرار میورزند. نتیجه این کشمکش، نه تنها آینده سیاسی غزه، بلکه معادلات امنیتی منطقه را برای سالهای آینده تعیین خواهد کرد.
انتهای پیام/


