اسرائیل در آستانه الحاق کامل سرزمینهای فلسطینی؟
در سالهای اخیر، شاهد شتاب قابل توجهی در ساخت و توسعه شهرکهای اسرائیلی در کرانه باختری اشغالی بودهایم. این شهرکها که از نظر حقوق بینالملل غیرقانونی شناخته میشوند، اکنون به گونهای گسترش یافتهاند که مناطق فلسطینینشین را به تکههای کوچک و منفصل از هم تبدیل کردهاند. شبکه پیچیده جادههای اختصاصی اسرائیلیان و ایستهای بازرسی نظامی، حرکت آزادانه فلسطینیان در سرزمین خودشان را عملاً غیرممکن ساخته و هرگونه امکان ایجاد یک دولت مستقل با پیوستگی سرزمینی را از بین برده است.
در کنار توسعه فیزیکی شهرکها، اسرائیل به طور سیستماتیک در حال تحکیم کنترل اداری و حقوقی خود بر این مناطق است. از طریق الحاق غیررسمی ولی عملی بخشهای بزرگی از کرانه باختری به حوزه قضایی خود، اعمال قانون اسرائیل بر شهرکنشینان، و مدیریت متمرکز منابع کلیدی مانند آب و زمین، دولت اسرائیل در حال نهادینه کردن حاکمیت خود بر تمامی سرزمین میان دریای مدیترانه و رود اردن است. این روند به معنای پایان دادن عملی به «موقت بودن» وضعیت اشغال است.
واکنش جامعه بینالملل به این فرآیند تدریجی، اما پیوسته، عمدتاً ضعیف و بیاثر بوده است. اگرچه بسیاری از کشورها و نهادهای بینالمللی الحاق را محکوم میکنند و بر راه حل دو دولتی پای میفشرند، اما در عمل اقدام مؤثری برای متوقف کردن آن انجام ندادهاند. ایالات متحده، که همواره نقش کلیدی در فرآیند صلح داشته، در دورههای اخیر موضعی یکسویهتر اتخاذ کرده و حتی برخی اقدامات اسرائیل را به رسمیت شناخته است. این امر فضای سیاسی لازم برای ادامه این روند را برای اسرائیل فراهم آورده است.
از سوی دیگر، در صحنه داخلی فلسطین نیز انشقاق و ضعف سیاسی مزمن، توانایی مقابله مؤثر با این چالش بزرگ را کاهش داده است. اختلاف میان جنبش فتح و حماس، فقدان یک رهبری واحد و کارآمد، و ناتوانی در ارائه یک استراتژی منسجم برای مقابله با روند الحاق، موقعیت فلسطینیان را تضعیف کرده است. به نظر میرسد گفتمان غالب در اسرائیل نیز به سمت عادیسازی این وضعیت و کنار گذاشتن قطعی راه حل دو دولتی در حال حرکت است.
پیامدهای این تحول برای آینده بسیار سنگین است. در صورت تثبیت وضعیت موجود، فلسطینیان ساکن کرانه باختری در وضعیتی شبیه به آپارتاید زندگی خواهند کرد: شهروندانی بدون حقوق در سرزمینی که تحت کنترل کامل یک دولت دیگر است، فاقد حق رأی و محروم از بسیاری از حقوق اولیه شهروندی. این وضعیت نه تنها ثبات داخلی اسرائیل را در بلندمدت تهدید میکند، بلکه میتواند موجب تشدید تنشها و خشونتهای مقطعی شود.
آینده چندان روشن به نظر نمیرسد. در غیاب یک فشار بینالمللی جدی و تغییر در معادلات داخلی اسرائیل و فلسطین، روند فعلی به احتمال زیاد ادامه خواهد یافت. اسرائیل به تدریج و بدون اعلام رسمی، کنترل خود را بر سرزمینهای اشغالی نهایی و دائمی خواهد کرد. این امر به معنای مرگ قطعی راه حل دو دولتی است و جامعه بینالملل را با این پرسش دشوار مواجه میسازد که آیا حاضر است بر اساس واقعیت جدید، بر حق تعیین سرنوشت و برابری حقوق برای تمام ساکنان این سرزمین پافشاری کند یا اینکه شاهد تثبیت یک نظام نابرابر و تبعیضآمیز خواهد بود. نادیده گرفتن این واقعیت در حال شکلگیری، تنها بحران را عمیقتر و حل آن را در آینده دشوارتر خواهد کرد.
انتهای پیام/


