روبیو و معمای «پسر اروپا»: لحن نرمتر، همان خواستههای پیشین
در حالی که کمتر از یک سال از سخنرانی جنجالی جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، در کنفرانس امنیتی مونیخ میگذشت، مارکو روبیو، دیپلمات ارشد کابینه دونالد ترامپ، شنبه ۱۴ فوریه بر همان صحنه حاضر شد تا روایتی دیگر از رابطه فراآتلانتیک دهد. اگر ونس با لحنی تند و تهدیدآمیز، اروپاییها را به خیانت به ارزشهای دمکراتیک متهم کرد، روبیو این بار با چاشنی «دیپلماسی فرهنگی» و ادای احترام به میراث مشترک، کوشید پیام واشنگتن را در قالبی نرمتر، اما با همان محتوای سخت بگنجاند.
روبیو سخنان خود را با این جمله آغاز کرد که آمریکا همیشه «فرزند اروپا» خواهد ماند؛ اشارهای به ریشههای تمدن غرب و میراثی که از میکلآنژ تا شکسپیر را دربرمیگیرد. اما این تعارفات دیپلماتیک راه را برای نقدی بنیادین باز کرد. او «شور و شوق» ناشی از پیروزی در جنگ سرد را عامل توهمی خطرناک خواند که فرانسیس فوکویاما آن را «پایان تاریخ» نامید. به باور روبیو، این تفکر که تمام ملتها به ناچار به لیبرالدمکراسی و جهانی بدون مرز خواهند پیوست، نه تنها سادهلوحانه، که ویرانگر بود. او در این بخش، بهصراحت به سیاستهای مهاجرتی اروپا تاخت و آن را تهدیدی برای «انسجام اجتماعی، تداوم فرهنگ و آینده مردم» قاره قدیم توصیف کرد.
وزیر خارجه آمریکا در ادامه، اروپا را به دلیل اتخاذ سیاستهای اقلیمی سختگیرانه و پایبندی به «کیش آبوهوایی» (climate cult) به انتقاد گرفت و این سیاستها را عاملی برای «تهیدستی مردم» و تضعیف اقتصاد دانست. این اظهارات نشاندهنده شکاف در رویکرد دو سوی آتلانتیک است؛ جایی که اتحادیه اروپا با رهبری اورزولا فون در لاین، «قرارداد سبز اروپا» (European Green Deal) را بهعنوان محور سیاستهای توسعهای خود دنبال میکند، در حالی که دولت ترامپ همواره آن را مانعی برای رشد و رقابتپذیری صنایع غرب تلقی کرد. برای نمونه، قانون کاهش تورم آمریکا (IRA) که بهتازگی به تصویب رسیده، با حمایتهای گسترده از صنایع داخلی، زنگهای خطر را برای صادرات سبز اروپا به صدا درآورده است.
اما آنچه در میان این حجم از انتقاد و لحن آشتیجویانه روبیو غایب بود، نامی از روسیه و جنگ اوکراین بود. در شرایطی که چهار سال از آغاز تهاجم همهجانبه روسیه میگذرد و مذاکرات صلح با میانجیگری آمریکا قرار است هفته آینده در ژنو از سر گرفته شود، روبیو ترجیح داد به جای پرداختن به تهدید مسکو، بر ارزشهای مورد اختلاف تمرکز کند. این غیبت معنادار، واکنشهای تند برخی متحدان اروپایی را برانگیخت. گابریلیوس لندسبرگیس، وزیر خارجه پیشین لیتوانی، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «اروپاییها افول تمدنی ناشی از مهاجرت را بهعنوان منفعت مشترک نمیبینند. منفعت مشترک ما امنیت است». این سخن نشاندهنده نگرانی عمیق کشورهای حوزه بالتیک و اروپای شرقی است که خود را در خط مقدم مواجهه با تجدیدنظرطلبی روسیه میبینند.
واکنشها به سخنرانی روبیو دوگانه بود. از یک سو، اورزولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا، آن را «بسیار اطمینانبخش» خواند، اما بلافاصله بر ضرورت «استقلال بیشتر اروپا» در حوزه دفاع و «حاکمیت دیجیتال» تأکید کرد. این جمله کنایهای به قانون خدمات دیجیتال (DSA) اتحادیه اروپا بود که اخیرا جریمههای سنگینی را برای پلتفرمهای آمریکایی بهدلیل مدیریت محتوای نفرتپراکن وضع کرده است. از سوی دیگر، کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، با لحنی صریحتر به انتقاد از رویکرد واشنگتن در قبال اکراین پرداخت. او با هشدار نسبت به فشار بر کییف برای «مصالحه»، تأکید کرد تسلیم در برابر متجاوز، تنها به اشتهای او برای ادامه تجاوز میافزاید.
جیمز بیز، خبرنگار الجزیره در مونیخ، بهدرستی به این نکته اشاره کرد که تفاوت لحن روبیو با ونس «بسیار مشهود» بود، اما «سیاستهای دولت ترامپ بهاحتمال زیاد تغییر نخواهد کرد». این ارزیابی با دیدگاه دانلد ینسن، استاد دانشگاه جانز هاپکینز و دیپلمات پیشین آمریکایی، همخوانی دارد. ینسن معتقد است مشکل در واشنگتن است؛ جایی که روبیو، ونس و سایر مقامات ارشد «همیشه روی یک صفحه نیستند» و این ناهماهنگی داخلی، شرکای اروپایی را سردرگم میکند، در حالی که واشنگتن از اروپا میخواهد در مسیر «نظم نوین جهانی» ترامپ گام بردارد، بدون آنکه تصویری شفاف از آن دهد.
در مجموع، سخنرانی روبیو در مونیخ را میتوان نمایشی از «تداوم با تغییر تاکتیک» توصیف کرد. در حالی که با نقل خاطرات مشترک از نبردهای «کاپیونگ تا قندهار» بر اتحاد دو طرف تأکید میکرد، در عمل خواستار آن بود که اروپا ارزشهای بنیادی خود را در حوزههای مهاجرت، انرژی و حتی تنظیمگری فناوری، مطابق خواست واشنگتن اصلاح کند. ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، که در حاشیه کنفرانس از احساس «فشار اندک» ترامپ برای پذیرش آتشبس خبر داد، میداند در این معمای فراآتلانتیک، کییف نخستین قربانی وحدت صوری یا اختلاف عمیق غرب است. کنفرانس مونیخ ۲۰۲۶ نشان داد شکاف فراآتلانتیک نه بر تهدیدها، که بر تعریف «ارزشهای مشترک» و «تهدید اصلی» است؛ بحثی که پیامدهای آن برای امنیت اروپا، از اوکراین تا بالکان، در ماههای آینده تعیینکننده خواهد بود.


