پرسپولیس در مسیر فروپاشی؛ جایی برای پیرمردها نیست!
سعید میرزائیان - به گزارش برنا، پرسپولیس در شرایطی بحرانی قرار دارد که کمتر هواداری چنین روزهایی را برای این تیم پر افتخار لیگ برتر تصور میکرد. پنج شکست از هفت مسابقه نیمفصل دوم نه تنها از نظر آماری فاجعهبار است، بلکه از منظر فنی نیز هیچ توجیه قابل قبولی ندارد. عملکرد بازیکنان باتجربه به شدت افت کرده و ترکیب فعلی تیم، از روح رقابت، انگیزه و حتی کیفیت لازم برای بازی در سطح بالای لیگ بیبهره مانده است.
درون دروازه، پیام نیازمند تقریبا مقابل هر توپی تسلیم شده و اعتماد به نفسش به حداقل رسیده است. در خط دفاعی کنعانیزادگان و پورعلیگنجی که روزگاری نقطه اتکای تیم محسوب میشدند، اکنون ضعیفترین خط دفاع را تشکیل دادهاند؛ به ویژه پورعلیگنجی که یکی از ناکارآمدترین بازیکنان پرسپولیس در این فصل بوده است. دنیل گرا نیز چیزی شبیه به یک تجربه ناموفق کامل است و حتی توان فنی لازم برای هماهنگی با خط دفاع را ندارد.
در خط میانی، میلاد سرلک چهار فصل است که از فرم بازی حرفهای و استاندارد فاصله گرفته و مشخص نیست بازیکنی با این عیار فنی چرا باید در پرسپولیس بازی کند.
باکیچ هم بعد از مصدومیت کاملا تبدیل به یک بازیکن معمولی شده است!
خدابندهلو صرفا به دویدن بسنده کرده و از لحاظ تکنیک و تصمیمگیری، ارتباط مؤثری با جریان بازی ندارد. امین کاظمیان و رضا شکاری هنوز جایگاه مشخصی در ترکیب ندارند و خریدهایی بیهدف به نظر میرسند. سروش رفیعی نیز بیش از آنکه مهره فنی باشد، به چهرهای پرحاشیه و بدون تمرکز بدل شده است و انگار که فوتبال را بهکلی فراموش کرده است.
در جناحین، امید عالیشاه با مصدومیتهای پیاپی، اثرگذاری خود را از دست داده و بیفوما یکی از ناکامترین خریدهای فصل لقب گرفته است. در خط حمله، علی علیپور با وجود آنکه بهترین پاسور و گلزن تیم محسوب میشود، در هفتههای اخیر نه از نظر آماری و نه تأثیرگذاری، شرایط مطلوبی ندارد و آخرین گلش به خاطرهای دور تبدیل شده است.
پرسپولیس در فصل جاری بیش از آنکه تیمی برای رقابت باشد، به مجموعهای از بازیکنان پرهزینه و بیانگیزه تبدیل شده است؛ بازیکنانی که بیشتر با سوابق گذشته خود شناخته میشوند تا با عملکرد امروزشان و در عین حال قراردادهای میلیاردی خود را تمدید میکنند بیآنکه نشانی از تعصب یا اراده رقابت داشته باشند.
در شرایطی که تیم بیرمق و بدون شور بازی میکند، این سؤال پیش میآید که چرا جوانانی چون محمدحسین صادقی، سهیل صحرایی و علیرضا عنایتزاده شانس حضور در ترکیب اصلی را پیدا نمیکنند؟ چرا امیررضا رفیعی بهعنوان جانشین نیازمند درون دروازه قرار نمیگیرد؟ اگر قرار است پرسپولیس شکستهای متوالی را تجربه کند، بهتر نیست با استفاده از استعدادهای جوان این شکستها حداقل معنای رشدی و آیندهسازی داشته باشند؟
در بازیهایی که امثال محمودی میدان پیدا کردند، نشانههای امید مشاهده شد؛ با این حال، اوسمار همچنان از ریسک میدان دادن به نسل تازه بازیکنان پرهیز دارد. پورعلیگنجی تا چند امتیاز باید از تیم بگیرد تا نهایتا به نیمکت سپرده شود و جای خود را به سهیل صحرایی بدهد؟ عنایتزاده چه چیزی کمتر از باکیچ، سروش یا سرلک دارد که حتی فرصت حضور در ترکیب اصلی را پیدا نمیکند و چرا محمدحسین صادقی هنوز حتی یک بار هم در ترکیب ابتدایی تیم دیده نشده است؟
اگر این روند ادامه پیدا کند و کادر فنی همچنان به بازیکنان تمامشده و کمانگیزه اعتماد کند، آینده پرسپولیس نهتنها روشن نخواهد بود، بلکه ممکن است این تیم فصل را با رتبهای دورقمی به پایان برساند؛ وضعیتی که برای پر افتخارترین تیم تاریخ لیگ برتر ایران، یک سقوط واقعی محسوب میشود و نیازمند تغییرات فوری در نگرش فنی و ساختار بازیکنان است.
انتهای پیام/