پسرعموهای پناهنده؛ همزیریکبرفنشین یا همسایههای اجباری؟
حمیدرضا خالدی:خانه احمدیها دو اتاق داشت. چهار نفر خانوادهی اصلی. ناگهان پیامک آمد: "عمران از تهران میآید، سه نفر از شمال غرب، پسرعموی من است. چند روز است. "
صدای مادر از اتاق میآمد: "چطور؟ خانهی ما دو اتاق است، نه هفت اتاق! "
پدرش در پاسخ میگوید: "حالا بچهها چهطوری باشند؟ این خانوادهها از شمال غرب آمدند، جنگ است. نباید طردشان کنیم. "
همسرش در حالی که آشپزخانه را جمع میکرد میگوید: "ولی ما چهکار کنیم؟ جای خوابمان کجا باشد؟ "
پسرشان از اتاق بیرون میآید و میگوید: "بابا، من میتوانم بروم پیش دوستم، اتاق را بدهیم به آنها. "
پدر جواب میدهد: "نه عزیزم، تو باید درسات را بخوانی. "
خانهی مظاهریها در کرج
خانهی مظاهریها یک واحد سهاتاقه بود. خانوادهی اصلی و پسرعموی جوان به همراه همسرش.
پسرعمو میگوید: "خواهرم، میدانم که سخت است، ولی چند هفته دیگر که آرام شود، ما میرویم. "
خواهرش با چشمان خسته میگوید: "میدانی؟ من از روز اول میدانستم که اینطور میشود. پدرم گفت اگر جنگ شد، همه باید به هم برسم. ولی من فکر نمیکردم اینطور باشد. "
لیلا همسر پسرعمو اضافه میکند: "ما میتوانیم اتاقمان را نگه داریم، هر شب در اتاق خواب میمانیم، اتاق مهمان را نمیگیریم. "
پدر خانوادگی با آرامش، اما میافزاید: "نه عزیزم، این خانهی ماست، همهی شما باید اینجا باشید. "
نکات روانشناختی
دکتر مهسا کاظمی، روانشناس بالینی و پژوهشگر خانواده، در این باره میگوید: «در زمان جنگ، خانوادهها تحت فشارهای روانی شدیدی قرار میگیرند. پذیرش مهمان ناخوانده، بهخصوص اگر مدتدار باشد، میتواند تنشهای زیرپوستی ایجاد کند. این تنشها معمولاً در شکلگیری "خشمهای کنترلشده" ظاهر میشوند. افراد حرفی نمیزنند، ولی رفتارشان تغییر میکند. ما این را "خشمهای خاموش" مینامیم.»
او ادامه میدهد: «کودکان در این شرایط آسیبپذیرتر هستند. آنها احساس میکنند فضای خصوصیشان نقض شده است. باید به آنها اطمینان داد که هنوز فضایی دارند که فقط متعلق به آنهاست. حتی اگر این فضا یک گوشهی اتاق باشد.»
دکتر رضا محمدی، روانشناس و مشاور خانواده، اما معتقد است؛ «یکی از مهمترین چالشها، "مرزهای روانی" است. وقتی چند خانواده در یک خانه زندگی میکنند، مرزها محو میشوند. باید مرزهای جدیدی تعیین کنیم. مثلاً زمان استفاده از حمام، زمان استفاده از آشپزخانه، زمان استراحت. بدون مرز، تنش افزایش مییابد.»
دکتر سیدمحمد حسینی، جامعهشناس و استاد دانشگاه، در این باره توضیح میدهد: «در فرهنگ ایرانی، "خوشآمدگویی به مهمان" یک ارزش عمیق است. این ارزش در زمانهای صلح خوب است، ولی در زمانهای بحرانی، میتواند به یک بار روانی تبدیل شود. ما باید یاد بگیریم که چگونه این ارزش را تعدیل کنیم.»
او ادامه میدهد: «در جنگ ۸ ساله، بسیاری از خانوادهها در خانههای خودشان پناهندگان داخلی را پذیرفتند. این پدیده یک "همدلی اجباری" بود. بعد از جنگ، بسیاری از این روابط دوستانه شد، ولی بسیاری دیگر با تنش پایان یافت. این نشان میدهد که این تجربهها بهصورت بلندمدت میتواند تأثیر بگذارد.»
دکتر نرگس کریمی، جامعهشناس و پژوهشگر خانواده، میگوید: «در زمان جنگ، "شبکههای حمایتی غیررسمی" قویتر میشوند. یعنی فامیل و همسایهها یکدیگر را حمایت میکنند. این شبکهها، فشارهای روانی را کاهش میدهند. اما اگر این شبکهها از بین بروند، خانوادهها به تنهایی میمانند.»
راهحلها و پیشنهادها
- مرزبندی: باید مرزهای جدیدی تعیین کنیم. چه کسی چه ساعتی از چه اتاقی استفاده میکند.
- حفظ حریم خصوصی: بهخصوص برای کودکان و نوجوانان.
- گفتوگو: باید هر شب یک جلسهی کوتاه داشته باشیم و مشکلات را حل کنیم.
- تقسیم وظایف: چه کسی آشپزی کند، چه کسی نظافت کند.
- حمایت روانی: اگر نیاز بود، از مشاورهی روانشناس کمک بگیریم.
پسرعموهای پناهنده، داستانهای زیادی دارند. بعضی از آنها بهصورت موفقیتآمیز پایان مییابد و روابط دوستانهی عمیقی شکل میگیرد. بعضی دیگر بهصورت تنشآمیز پایان مییابد و روابط را تیره میکند. مهم این است که ما یاد بگیریم چگونه با این شرایط کنار بیاییم و روابط را حفظ کنیم. این شرایط موقتی است، ولی تأثیرات آن میتواند بلندمدت باشد.
انتهای پیام/