ماراتن نان + جدول و نمودار
تحلیل «سرانه مصرف» نشان میدهد که وابستگی هر ایرانی به این کالای استراتژیک، فراتر از استانداردهای جهانی و حتی کشورهای پرجمعیتی نظیر هند و چین است. اما ریشه این مصرف بالا در کجا کجاست؟
پارادوکس جمعیت و مصرف؛ ایران در تعقیب غولها
نگاهی به لیست ۱۰ کشور اول پرمصرف گندم، نام ایران را در کنار قدرتهای جمعیتی جهان نظیر چین، هند و آمریکا قرار میدهد. طبق آمار Statista، ایران با مصرف سالانه ۱۷ میلیون و ۱۰۰ هزار تن گندم، در جایگاهی بالاتر از کشورهای توسعهیافتهای نظیر کانادا ایستاده است. نکته تأملبرانگیز اینجاست که ایران با جمعیتی حدود ۸۹ میلیون نفر، در حال رقابت با کشورهایی است که چندین برابر آن جمعیت یا توان صنعتی دارند.
تحلیل سرانه؛ واقعیتی که پشت رتبهها پنهان است
اگرچه چین با مصرف ۱۵۱ میلیون تن در رتبه اول قرار دارد، اما سهم هر چینی از این کوه گندم، تنها ۱۰۷ کیلوگرم در سال است. در مقابل، هر ایرانی سالانه ۱۹۲ کیلوگرم گندم مصرف میکند؛ یعنی تقریباً ۲ برابر یک شهروند چینی و ۲.۵ برابر یک شهروند هندی!
این شکاف عمیق نشاندهنده دو واقعیت ساختاری در اقتصاد ایران است:
۱. سوبسیدهای سنگین: ارزان بودن دستوری نان که منجر به انحراف مصرف و افزایش ضایعات در زنجیره تولید میشود.
۲. فقر پروتئینی: جایگزینی نان به عنوان ارزانترین منبع تأمین کالری در سفره دهکهای پایین به جای گوشت و حبوبات.
از مزرعه تا صنعت؛ تفاوت ماهوی مصرف ایران با اروپا
در حالی که سرانه مصرف در اتحادیه اروپا (۲۴۱ کیلوگرم) یا روسیه (۲۹۵ کیلوگرم) بالاتر از ایران به نظر میرسد، اما یک تفاوت کلیدی وجود دارد: در این مناطق، بخش بزرگی از گندم صرف خوراک دام و صنایع تبدیلی* میشود تا در نهایت به صورت پروتئین به سفره مردم برسد. اما در ایران، این حجم عظیم عمدتاً به صورت «مصرف انسانی مستقیم» و در قالب نان مصرف میشود که نشاندهنده الگوی مصرف سنتی و غیرصنعتی است.
درسهایی از انتهای جدول؛ مدیریت به سبک کانادا
کشور کانادا با وجود اینکه یکی از بزرگترین تولیدکنندگان و صادرکنندگان گندم جهان است، با مصرف تنها ۹.۶ میلیون تن در رتبههای انتهایی لیست قرار دارد. این تفاوت فاحش، حاصل تنوع بالای سبد غذایی و مدیریت دقیق زنجیره مصرف است؛ مسیری که ایران برای کاهش وابستگی و تقویت امنیت غذایی خود، ناگزیر به پیمودن آن است.
انتهای پیام/