عقاب؛ تیزپرواز بیهمتا و نماد قدرت در جهان
به گزارش خبرگزاری برنا از ایلام؛ در میان انبوه جانوران خشکی، عقاب ها طایفهای استثنایی و خارق العادهاند. آنان در فرهنگ بیشتر ملتها جایگاهی بلند دارند و همزمان نماد قدرت، زیبایی، شکوه، سرعت و دقت به شمار میروند. تصویر عقاب همه جا حضور دارد؛ بر پیراهن فوتبالیست ها، بر سینهٔ بروس لی و بازوی محمدعلی کلی ها ، در میدان های ورزشی، مراسم ملی و مذهبی؛ گویی نام عقاب همواره با درخشش گره خورده است.
مهمترین ویژگیای که عقاب را ممتاز میکند، دلباختگی به صعود و عشق به آسمان است. نگاه این پرنده به هستی رو به بالاست و گلوله نیز آسان به او نمیرسد. از حقارت بیزار است، دست به دامن هیچ سفله ای نمیشود و مطلقاً دشمن طبیعی ندارد. هیچ حیوانی هوس نمیکند به عقاب همچون شکار و طعمهای چرب بنگرد، مگر آنکه او را نشناسد؛ وگرنه خود طعمه خواهد شد. عقاب، تیز پرواز، تیز چنگال، دوربین، تیزبین، درشت استخوان و خوش استیل است.
چشمان درشت، زیبا و پرفروغ عقاب، مایه شگفتی است. ادبیات جهان و دیوان شاعران بزرگ از مدح و ستایش این طایفه موج میزند. هنرمندان و پیکر تراشان برجسته، تندیسهای طلایی از او ساختهاند تا زینت بخش کاخها، عمارت ها و برجهای بلند شود. خودروهای برند جهانی نیز نقش عقاب را بر زیبایی خود افزودهاند و تندیس های بیشمار سنگی و گلی، همچنین نقش شمایلش بر انگشترها، گردن بندها و زیورآلات گرانبها در ویترین طلافروشی های جهان فراوان دیده میشود.
هوشیاری عقاب فوقالعاده است؛ به قول شاعر پارسیگوی،"اگر بر سر خاشاک یکی پشه بجنبد، جنبیدن آن پشه عیان در نظر اوست ". از نظر هیبت، قدرت، ابهت، جرأت و جسارت، عقاب در ردیف گربه سانان بزرگی چون شیر، پلنگ و ببر جای میگیرد. او نماد ملی و نقش پرچم بسیاری از کشورهای ابرقدرت و پرمدعا است. گشتن در اوج آسمان را دوست دارد و از زندگی در بیغوله ها، همسایگی سگها، روباهها، کفتارها و کرکسهای مردارخوار بیزار است. حافظ، شاعر گران سنگ تاریخ، این بیزاری را چنین به تصویر میکشد؛"شاهباز صدر نشینیم تا پرخور مزبله گرد".
عقاب از همسایگی ابرها، هم نفسی با نسیم ها، شنای در اعماق طوفان ها و جولان در آسمان نیلگون و بیکران لذت میبرد. در شکار، بسیار جسور، نقطه زن و سریع العمل است و گاه از شدت گستاخی و بیپروایی، یا شاید دیوانگی و سرمستی، حتی به شیرها نیز حمله میکند. سایه بالهایش برای بسیاری از حیوانات، از گرگ های درنده گرفته تا مارهای غولپیکر، پیام مرگ است و پایان زندگی.
به حکم غریزه، عقاب موجودی بسیار مغرور، متین و قله نشین است. مگر گرسنگی جانکاه امانش را ببرد و جان به لبش رسانده باشد، که پدر تا پدر جدش مردارخوار، آشغال خوار، زباله گرد و منت کش نبوده و نیست. آشیانه را در ارتفاعات بلند، خشن، ناسازگار و ترسناک میسازد و در روزهای باران، برف و طوفان، بهجای خزیدن در سوراخها، بالاتر از ابرها پرواز میکند و تنه به تنه آفتاب میزند.
جمعیت عقاب زیاد نیست و او کیفیت را بر کمیت ترجیح میدهد؛ چه باور دارد که "سیاهی لشکر نیاید به کار / یک فرد جنگی به از صد هزار". از این رو، حتی جنگنده های مشهور و پیشرفته را نیز به خاندان او تشبیه میکنند و مثلاً میگویند"عقابان تیز پرواز".
با آنکه عقاب پادشاه آسمان است و شیر غرشگر بیرقیب بیشهزارها، خود عقاب صادقانه اعتراف میکند که به یال و کوپال و کت و کول گربه سانان بزرگ، به ویژه شیرها، غبطه میخورد و در برابر آنان احساس حقارت میکند. شاید نظام هستی اوج هنرش را در خلقت شیر به کار برده باشد؛ شیر موجودی است بیمثال، اسطورهای، بیبدیل و فراتر از قدرت بیان بشر. سر دعوا با شیرها ندارند و اگر روزی تقسیم قدرتی در میان باشد، میگویند:"فدای یال و کوپالتان، آسمان مال ما، زمین برای شما، با حفظ حق شکار"، هرچند شیرها به این سادگی چنین صورت جلسهای را امضا نخواهند کرد.
به راستی، آیا این موجود کمیاب و تماشایی که گاه به رنگ طلایی میدرخشد و نوک شمشیر گونهاش هیبت و قدرت را تفسیر میکند، اعجوبه عالم خلقت و موجب حیرت همگان نیست؟