بازگشایی «محدود» بورس بهتر از تعطیلی است/ نقدشوندگی بورس را به مسلخ نبرید
اعلمی در این مصاحبه، ضمن تشریح استراتژی بازگشایی ۵ مرحلهای صنایع، فرمول طلایی «دامنه نوسان ۳ تا ۵ درصدی» را تنها راهکار بازگشت اعتماد به بازار و جلوگیری از خروج فاجعهبار سرمایهها میداند.
این روزها بحث بر سر بازگشایی یا تداوم تعطیلی بورس پس از شوکهای امنیتی بسیار داغ است. شما به عنوان کارشناس، این تصمیم را چقدر حیاتی میدانید؟
بازگشایی بازار سرمایه در چنین شرایطی صرفاً یک تصمیم اقتصادی ساده نیست؛ این یک آزمون بزرگ برای مدیریت اعتماد عمومی و ثبات مالی کشور است. بورس در اقتصاد مدرن، دماسنج ثبات است. وقتی ما بازار را به مدت طولانی تعطیل میکنیم، در واقع به سرمایهگذار پیام میدهیم که «سیستم توان مدیریت بحران را ندارد».در شرایط فعلی، مسئله اصلی ما جلوگیری از افت شاخص نیست؛ بلکه حفظ سه کارکرد حیاتی یعنی «نقدشوندگی»، «کشف قیمت» و «اعتماد» است. اگر نقدشوندگی فدای عدد شاخص شود، ما عملاً بازار را به یک بنبست تبدیل کردهایم که خروجی آن چیزی جز هجوم نقدینگی به بازار طلا و دلار نخواهد بود.
بسیاری نگران این هستند که با بازگشایی بازار، شاهد سقوط سنگین شاخص باشیم. آیا تعطیلی راهی برای محافظت از دارایی مردم نیست؟
به هیچ وجه! تعطیلی طولانیمدت ریسک را حذف نمیکند، بلکه آن را متراکم میسازد. در زمان توقف معاملات، نیاز مردم به نقدینگی و فشار فروش از بین نمیرود. وقتی بازار ناگهان باز شود، این فشار انباشته مثل یک بهمن روی سر بازار خراب میشود. تجربه جهانی نشان داده که ابزار مدیریت بحران، «دامنه نوسان» و «تقویت بازارگردانی» است، نه قفل کردن درهای خروجی بازار. قیمت واقعی داراییها حذف نمیشود، بلکه تنها کشف آن به تعویق میافتد که این خود باعث تشدید بیاعتمادی میشود.
شما در تحلیلهایتان به بازگشایی «مرحلهای» اشاره کردید. این استراتژی دقیقاً شامل چه مراحلی است؟
بازگشایی یکباره کل بازار در شرایط جنگی و امنیتی، یک اشتباه استراتژیک است. ما باید بر اساس «میزان ابهام» و «آسیبپذیری مستقیم»، صنایع را طبقهبندی کنیم: مرحله اول (صنایع آرام): صنایعی که کمترین وابستگی را به زیرساختهای فیزیکی در معرض خطر دارند؛ مثل بیمه، فناوری اطلاعات، مخابرات، صنایع غذایی و دارویی. اینها میتوانند فضای روانی بازار را آرام کنند.مرحله دوم (صنایع نقدشونده داخلی): گروههایی مانند بانکها، لیزینگ، خودرو و ساختمان که نقش موتور محرک معاملات را دارند و به بازگشت عمق بازار کمک میکنند. مرحله سوم (صنایع کالایی): معدنیها و فلزات اساسی که وضعیت صادراتی آنها نیاز به شفافسازی دارد. مرحله چهارم (غولهای انرژی): پتروشیمیها، پالایشگاهها و فولادیهای بزرگ که بیشترین تأثیر را بر شاخص کل دارند و به شدت به وضعیت انرژی و صادرات وابستهاند. مرحله آخر: شرکتهایی که مستقیماً آسیب فیزیکی دیدهاند و باید پس از انتشار گزارش خسارت باز شوند.این رویکرد پلهکانی باعث میشود مدیریت روانی بازار از کنترل خارج نشود.
در مورد «دامنه نوسان» چطور؟ عددی که مدنظر شماست چیست؟
دامنه نوسان باید «متعادل» باشد. دامنههای بسیار محدود (مثلاً ۱ یا ۲ درصد) بازار را قفل میکند و نقدشوندگی را نابود میسازد. از طرفی دامنه بسیار باز هم در شرایط شوک، فشار روانی را زیاد میکند. پیشنهاد تخصصی من دامنهای در محدوده ۳ تا ۵ درصد است. این عدد اجازه میدهد قیمتها به صورت تدریجی تخلیه شوند بدون اینکه بازار دچار سکته شود. همچنین باید حجم مبنا را به سطوح متعارف برگردانیم تا نوسانات قیمت ناشی از معاملات کمحجم و نمایشی نباشد.
و به عنوان سوال آخر، تأثیر این تصمیمات بر کل اقتصاد چیست؟
اگر بورس قفل بماند، تأمین مالی بنگاهها مختل میشود، انتشار اوراق متوقف میگردد و فشار مضاعفی به شبکه بانکی وارد میشود. بورس فقط محل خرید و فروش سهام نیست، زیرساخت تولید است. سیاستگذار باید بداند که موفقیت او با «سبز ماندن شاخص» سنجیده نمیشود، بلکه با این سنجیده میشود که آیا یک شهروند در اوج بحران هم میتواند داراییاش را نقد کند یا خیر. حق معامله، حق بنیادی سرمایهگذار است و نباید به بهانه بحران، این حق را سلب کرد.
انتهای پیام/