صنعت فولاد در قزوین ؛ ضرورتی استراتژیک نه گزینه‌ای قابل حذف ! 

|
۱۴۰۵/۰۲/۲۶
|
۰۹:۱۳:۰۱
| کد خبر: ۲۳۴۲۰۲۹
صنعت فولاد در قزوین ؛ ضرورتی استراتژیک نه گزینه‌ای قابل حذف ! 
برنا- گروه استانها: توسعه صنایع فولاد و اجرای طرح های توسعه با استفاده از آب پسماند ؛ حاصل صنعت نوین تولید نورد گرم از ضرورت هایی است که ضمن تامین چرخه تولید، زمینه حفظ اشتغال وتولید در شرایط خاص اقتصادی کنونی را دوچندان می کند.

به گزارش خبرگزاری برنا از قزوین؛ جعفر بخشی بی نیاز، نویسنده و روزنامه نگار در یادداشتی ضرورت حمایت از صنعت فولاد در شرایط کنونی برای تامینمواد اولیه صنایع دیگر و حفظ اشتغال را با رعایت مسائل زیست محیطی بعنوان یک ضرورت بررسی کرده است.

در این یادداشت آمده است: 

در شرایطی که اقتصاد ایران به‌ طور هم‌ زمان با فشار تورم و رکود دست‌ و پنجه نرم می‌کند و از تریبون‌های مختلف همواره بر ضرورت تولید ؛ پشتیبانی و مانع‌ زدایی تأکید می‌شود ؛ طبیعی است هر پروژه مولد به‌ ویژه پروژه‌های صنایع پایه نیازمند تصمیم‌ گیری دقیق ؛ کارشناسی و مسئولانه باشد. 

در همین چارچوب شایسته است اختلاف‌ نظرها به جای تقابل‌های هیجانی به سطح بررسی فنی و واقعیت‌های اقتصادی؛ اجتماعی منتقل شود.

اینک جای تأمل جدی وجود دارد که چرا در برخی موارد مخالفت با احداث یک کارخانه طرح تولیدی فولادی آن هم در استان با ظرفیتی چون قزوین بیش از آنکه بر پشتوانه داده‌های اجرایی و برنامه‌های کنترل آلایندگی استوار باشد بر نگرانی‌های عمومی ؛ روایت‌های گذشته یا استدلال‌های کلی تکیه می‌کند. 

صنعت فولاد در قزوین ؛ ضرورتی استراتژیک نه گزینه‌ای قابل حذف ! 

نگرانی‌هایی که در ذات خود می‌تواند قابل فهم باشد، اما وقتی بدون پاسخ روشن به معیارهای امروز مطرح می‌شود و به آن چاشنی توصیه های سفارش مغرضانه اضافه می گردد؛ نتیجه‌اش نه حفاظت واقعی از محیط زیست بلکه تعویق یا جا به جایی هزینه‌های آلودگی و ناکارآمدی اقتصادی است. 

واقعیت این است که استان قزوین با ظرفیت‌های صنعتی قابل اتکا و موقعیت جغرافیایی راهبردی باید از یک جایگاه صرفاً مصرف‌ کننده فراتر برود. احداث کارخانه فولادی در قزوین نه عرض اضافه در کنار صنایع استان بلکه ضرورت حیاتی برای تکمیل زنجیره ارزش و تقویت بنیان‌های اقتصادی آن است. 

فولاد را می‌توان به زبان دقیق اقتصاد زیر ساختِ تولید دانست، کالایی که بدون آن بسیاری از صنایع دیگر یا با هزینه بالاتر تولید می‌کنند یا به‌ طور مستقیم با اختلال در عرضه مواجه می‌شوند. صنایع مختلف قزوین از خودرو سازی و لوازم خانگی تا صنایع ساختمانی و ماشین‌ سازی‌ به شکل مستقیم یا غیر مستقیم وابسته به تأمین پایدار ؛ منظم و مقرون‌ به صرفه فولاد هستند. اگر فولاد با هزینه حمل بالا یا از فواصل دور تأمین شود ؛ این هزینه‌ها به زنجیره تولید پایین‌ دستی تحمیل می‌شود. در نتیجه قدرت رقابت شرکت‌های استان کاهش می‌یابد.سرمایه‌ گذاری داخلی با ریسک بیشتری همراه می‌شود و انگیزه توسعه نیز تضعیف می‌گردد.

در مقابل احداث کارخانه فولادی در قزوین یعنی ایجاد یک کریدور صنعتی خودکفا مسیری که در آن چرخ هزاران واحد تولیدی دیگر با کمترین اصطکاک تأمین مواد اولیه به حرکت در می‌آید. در عین حال یکی از اصلی‌ترین دلایل مخالفت با پروژه‌های فولادی نگرانی‌های زیست‌ محیطی است. این دغدغه را باید جدی گرفت ؛ اما جدی گرفتن به معنای نادیده گرفتن فناوری و استانداردهای امروز نیست.

در تأیید مطالب یادشده باید اضافه کرد که به‌ منظور بهینه‌ سازی روند امور از سال گذشته فرایند ذوب از چرخه تولید شرکت به‌ طور کامل حذف شده و صرفاً عملیات نورد گرم در دستور کار قرار گرفته است. در نتیجه این تغییر ساختاری ؛ موضوع مصرف بالای آب و تولید آلاینده‌ها عملاً منتفی شده و آثار زیست‌ محیطی فعالیت واحد به شکل چشمگیری کاهش یافته است. 

این را هم باید اشاره کرد که هم‌ اکنون نیاز صنعت استان به ورق گرم حدود ۵۳ هزار تن در ماه برآورد می‌شود که با راه‌اندازی کارخانه فراد این نیاز به‌ صورت پایدار تأمین شده و مواد اولیه مورد نیاز ۱۶۸ کارخانه و واحد تولیدی استان به شکل منظم و مطمئن فراهم خواهد شد. امکانی که استان را در صنعت فولاد مقتدر می کند و جای پایش را در بازارهای جهانی هموار می سازد. 

جهان امروز با یک تغییر پارادایمی رو به روست. دیگر کافی نیست گفته شود صنعت آلوده است. باید پرسید چه صنعتی ؛ با چه فناوری ؛ با چه سطح کنترل انتشار ؛ با چه سامانه پایش و با چه تعهدات اجرایی. در صنعت فولاد نوین کنترل آلاینده‌ها صرفاً در حد شعار نیست. 

استفاده از سیستم‌های پیشرفته تصفیه پساب ؛ فیلترهای مدرن و سامانه‌های کنترل ذرات معلق و نیز سازوکارهای پایش و مدیریت انتشار در قالب استانداردهای سخت‌ گیرانه بخشی از الزامات صنعت امروز است. آنچه باید معیار تصمیم‌ گیری باشد مقایسه کارخانه‌های نسل امروز با کارخانه‌های نسل‌های گذشته نیست ؛ بلکه معیار اصلی این است که پروژه مورد نظر چه تعهداتی برای کاهش انتشار و چه ضمانت‌هایی برای پایش پیوسته ارائه می‌دهد و چگونه قابل راستی‌ آزمایی خواهد بود. بنابراین‌ اگر دغدغه زیست‌ محیطی واقعی ست باید مطالبه شود:
• طرح کنترل آلاینده‌ها با جزئیات فنی.
• نظام پایش مستمر و انتشار عمومی داده‌ها.
• تعهدات اجرایی قابل سنجش.
• نظارت مستقل بر عملکرد واقعی در مرحله بهره‌ برداری.

صنعت فولاد در قزوین ؛ ضرورتی استراتژیک نه گزینه‌ای قابل حذف ! 

وقتی چنین رویکردی وجود نداشته باشد مخالفت‌ها هر چند با نیت خیر ممکن است به نتیجه‌ای برسد که نه تنها آلودگی را کاهش نمی‌دهد بلکه هزینه‌های اقتصادی آن را افزایش می‌دهد و در نهایت توان سرمایه‌ گذاری برای فناوری‌های پاک را هم کم می‌کند. بدین ترتیب توسعه یا تعطیلی صرف بحث امروز نیست. بحث توسعه با فناوری و توسعه با استاندارد است. برخی تصور می‌کنند توسعه صنعتی و حفاظت از محیط زیست دو جبهه متخاصم‌اند. اما واقعیت این است که بدون توسعه اقتصادی ابزارهای حفاظت هم محدود می‌شود. 

کارخانه‌ای که وجود نداشته باشد تولیدی هم نیست. سرمایه‌ای هم برای فناوری‌های کنترل انتشار فراهم نمی‌شود و نظارت هم از مسیرهای رسمی و بودجه‌های مشخص عبور نمی‌کند. توسعه پایدار دقیقاً یعنی‌همزمان پیش رفتن اقتصاد و محیط زیست ؛ نه قربانی‌کردن یکی به پای دیگری. احداث کارخانه فولادی در قزوین می‌تواند ( اگر درست طراحی و اجرا شود که اتفاقا در عین منطق و علم و اهلیت و دانش و خرد تاسیس شده ) فرصت استقرار استانداردهای بالاتر و مدیریت دقیق‌تر را فراهم کند ؛ فرصتی که به جای تکرار اشتباهات گذشته امکان به‌ کارگیری فناوری‌های جدید و استانداردهای اجرایی روز را ایجاد می‌کند. در این چارچوب ؛ سرمایه‌ گذاری در صنعت فولاد در واقع سرمایه‌‌ گذاری در صنعت سبزِ قابل نظارت است. صنعتی که می‌تواند با رویکرد فناوری توسعه اقتصادی را با حفاظت از محیط زیست هم‌ جهت کند. 

مخالفت‌ های بدون جایگزین در نهایت می‌تواند به کاهش فرصت‌های اشتغال منجر شود و این بارِ اجتماعی سنگینی دارد. کارخانه فولادی قزوین صرفاً یک کارخانه تولیدی نیست ؛ یک اکوسیستم اشتغال است. اشتغال مستقیم در بخش تولید ؛ نگهداشت ؛ ایمنی و مدیریت بهره‌ برداری. کنار مشاغل غیر مستقیم در زنجیره تأمین ؛ حمل‌ و نقل ؛ خدمات فنی و مهندسی و همچنین فعالیت‌های مرتبط شکل می‌گیرد. 

از سوی دیگر قزوین باید به جای فرستادن نیروهای متخصص به استان‌های دیگر تلاش کند زمینه رشد حرفه‌ای و ماندگاری نخبگان را در داخل استان فراهم کند. پروژه‌ای که اگر با اندیشه ؛ هزینه کافی و برنامه بهره‌ برداری روشن اجرا شود می‌تواند موتور رشد سرمایه انسانی هم باشد نه فقط موتور تولید. از منظر آمایش ؛ سرزمین قزوین یک گزینه اتفاقی برای استقرار صنایع کلیدی نیست. نزدیکی به پایتخت به عنوان بزرگ‌ ترین بازار مصرف ؛ دسترسی مناسب به شبکه‌های حمل‌ و نقل ریلی و جاده‌ای و موقعیت مرکزی در کریدورهای لجستیکی کشور همگی عواملی هستند که هزینه تمام‌ شده تولید و انتقال را کاهش می‌دهد. انتقال این نوع صنایع به نقاط دورتر معمولاً یعنی افزایش هزینه‌های سوخت ؛ زمان حمل ؛ ریسک‌های لجستیکی و در نهایت تحمیل هزینه به اقتصاد ملی و قیمت تمام‌ شده به مصرف‌ کننده. 

بنابراین استقرار فولاد در قزوین تنها یک تصمیم اقتصادی برای یک پروژه نیست بلکه یک انتخاب مدیریتی برای کاهش هزینه‌های پنهان و جلوگیری از اتلاف منابع است. در پایان با احترام به دغدغه‌های دلسوزان قزوین خصوصا اهالی رسانه باید یک نکته روشن بیان شود : در شرایط فعلی اقتصاد ایران مخالفت با پروژه‌های مولد بدون ارائه مسیر جایگزین و بدون چارچوب فنی می‌تواند مصداق خود زنی اقتصادی باشد. یعنی تصمیمی که به اسم حفاظت از مردم عملاً فرصت توسعه ؛ اشتغال و سرمایه‌ گذاری را محدود می‌کند. راه درست این است که بحث به جای تقابل‌ های احساسی به گفت‌ و گوی تخصصی و کارشناسی منتقل شود:

• بررسی دقیق اثرات زیست‌ محیطی.
• شفاف‌ سازی برنامه‌های کنترل آلاینده‌ها.
• تدوین تعهدات اجرایی قابل راستی‌ آزمایی.
• نظارت مؤثر و پایش پیوسته.
• و استفاده از ظرفیت کارشناسان مستقل در چارچوبی شفاف.

صنعت فولاد در قزوین اگر با فناوری‌های روز و نظارت سخت‌ گیرانه اجرا شود می‌تواند نماد توسعه پایدار ؛ اشتغال مولد و تکمیل زنجیره ارزش باشد. نباید اجازه داد با استدلال‌های واهی یا نگاه‌های ایستا و بدون به‌ روز رسانی فرصت یک توسعه قابل کنترل و استاندارد از استان گرفته شود. قزوین می‌تواند هم مولد باشد هم مسئول هم پایدار. البته اگر برخی ...  بگذارند.

انتهای پیام

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر