۱۶هزار بمب ساعتی زیر پای تهرانیها
امیرحسین جعفری: روز دوشنبه، دوم خرداد ماه سال ۱۴۰۱، بخشهایی از برج دوقلوی ۱۰ طبقه متروپل که در دست ساخت بود دچار ریزش شد. در پی این حادثه ۴۳ نفر جان باختند و ۳۷ نفر مصدوم شدند. این ساختمان دارای حدود ۴۵ هزار متر مربع زیربنا بود. در ابتدا قرار بود متروپل آبادان در ۶ طبقه ساخته شود. اما در دو مرحله تعداد واحدها و طبقات این ساختمان بدون انجام محاسبات دقیق و اصولی به ۱۰ طبقه افزایش پیدا کرد. طبق نظر پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی متروپل به دلیل عدم توجه و رعایت اصول سیستمهای مهندسی در طراحی دکوراسیون و اجرای پروژه، بی توجهی به هشدارهای مهندسان ناظر و بی توجهی شهرداری آبادان به هشدارها و ساخت و ساز غیر اصولی و عدم بازسازی ساختمان دچار حادثه شد.
۴ سال از حادثه گذشته، اما بحث ساختمانهای ناایمن همچنان تازه است و کارشناسان از نبود نظارت بر ساخت و سازهای شهری به ویژه در تهران میگویند. امری که در صورت وقوع حادثهای مشابه به دلیل میران جمعیت کلانشهر پایتخت بحرانی بزرگتر رقم خواهد زد.
تهران، پایتخت ایران، سالهاست که درگیر چالشهای متعددی است، اما شاید هیچکدام به اندازه «بحران ساختمانهای ناایمن» جدی نباشد. امروز که در سالگرد ریزش ساختمان متروپل در آبادان هستیم، نگاهها ناخودآگاه به سمت بافتهای فرسوده و ساختمانهای پرخطر تهران میچرخد؛ گویی متروپل نه فقط یک حادثه در جنوب کشور، که یک هشدار ملی برای زیر پوست پرتردد پایتخت بوده است.
پایش ۷ هزار ساختمان از ۱۶ هزارتا
وقتی از ساختمانهای ناایمن در تهران سخن میگوییم، با اعداد و ارقام تکاندهندهای روبهرو هستیم. طبق آخرین اظهارات نائب رئیس کمیسیون عمران شورای اسلامی شهر تهران، تاکنون بیش از ۱۶ هزار ساختمان در پایتخت به عنوان موارد ناایمن شناسایی شدهاند. این عدد که ۷ روز پیش اعلام شد، فراتر از یک آمار اداری، به معنای وجود ۱۶ هزار کانون خطر بالقوه است که هر لحظه میتوانند به فاجعهای در مقیاسهای مختلف بدل شوند.
نکته نگرانکننده اینجاست که از این ۱۶ هزار ساختمان شناسایی شده، تاکنون تنها حدود ۶ تا ۷ هزار مورد توسط کارشناسان و تیمهای فنی مورد بررسی و ارزیابی دقیق قرار گرفتهاند. این شکاف میان «ساختمانهای شناسایی شده» و «ساختمانهای پایش شده»، دقیقاً همان منطقهای رها شدهای است که میتواند به قیمت جان شهروندان تمام شود.
بحث ساختمانهای ناایمن در تهران در حالی مطرح میشود که تهران روی گسل زلزله نیز قرار دارد و این، مسئله ناایمنی ساختمانهای آن را جدیتر میکند.


چرا ساختمانها در تهران ناایمن میشوند؟
ساختمانهای ناایمن تهران را میتوان به دستههای مختلف تقسیم کرد. بخشی از آنها ساختمانهای فرسوده و قدیمی هستند که عمر مفید سازهای خود را سپری کردهاند و در برابر کوچکترین تکانههای زمینلرزه یا حتی فشارهای وارده از سازههای مجاور، تابآوری خود را از دست دادهاند. بخش دیگر، ساختمانهایی با کاربریهای ناهمگون هستند؛ ساختمانهایی که برای مصارف مسکونی ساخته شدهاند، اما اکنون به عنوان انبار کالا، تولیدی یا مرکز تجاری فعالیت میکنند. بار اضافیِ وارده به سازه، تغییر کاربریهای غیرمجاز و عدم پیشبینی سیستمهای ایمنی نظیر اطفای حریق، این ساختمانها را در زمره پرخطرترینها قرار داده است. در نهایت، ضعف در نظارتهای ساختوساز نیز بخش بزرگی از این بحران را شکل میدهد، جایی که سرعت و کمیت بر کیفیت مهندسی اولویت یافته است.
از شناسایی تا اقدام قاطع؛ راه حلی برای عبور از بحران
تهران با ۱۶ هزار ساختمان ناایمن درگیر است. آماری که هر سال نیز با افزوده شدن به آمار بافت فرسوده و نیز نبود نظارت کافی، به آن اضافه خواهد شد. راهکار چیست؟ مسیر مشخص و مناسب را کارشناسان بارها مطرح کردهاند. از تکمیل پایشهای فنی که در آن تمام ساختمانهای مورد اشاره از نظر سازهای و حریق رتبهبندی شوند. قانونگذاری قاطع نهادهای قانون گذار و ناظر مانند مجلس و شورای شهر تا مسئولیت حقوقی مالکان در قبال ایمنی افزایش یابد و در نظر گرفتن حمایتهای مالی موثر برای مقاومسازی. مسئله مهم دیگر شفافسازی است. لازم است تا لیست ساختمانهای ناایمن به عنوان اطلاعات عمومی برای مردم منتشر شود تا شهروندان از سطح ریسک محل کار یا زندگی خود آگاه باشند.
متروپل، آیینه غفلت تعهد و نظارت
حادثه متروپل به ما یادآوری کرد که نظارت یک امر تشریفاتی نیست. در آبادان، شاهد جابهجایی غیرقانونی طبقات، استفاده از مصالح نامرغوب و نادیده گرفتن هشدارهای مهندسی بودیم. اگر تهران را با همین دید تماشا کنیم، میبینیم که بسیاری از ساختمانهای ناایمن پایتخت، کموبیش دچار همین بیماریهای ساختاری هستند. تفاوت فقط در این است که در تهران، با تراکم جمعیتی بهمراتب بالاتر و معابر باریکتر روبهرو هستیم که عملیات امداد و نجات در صورت وقوع حادثه را در عمل غیرممکن میسازد.
زمان برای تعارفهای اداری و پاسکاریهای قانونی به پایان رسیده است. ایمنسازی تهران، نه یک پروژه عمرانی، که یک ضرورت حیاتی برای بقای پایتخت است.
انتهای پیام/