تغییر موازنه امنیتی در غرب آسیا/ اسرائیل در چند جبهه متحمل شکست شده است
علی ودایع، کارشناس روابط بینالملل در گفتوگو با خبرنگار سیاست خارجی برنا با اشاره به دکترین امنیتی رژیم صهیونیستی و رویکرد این رژیم در تحولات منطقهای اظهار کرد: رژیم صهیونیستی دکترین امنیتی خود را بر پایه بازدارندگی مطلق و انتقال جنگ به خاک دشمن بنا کرده و طی سالیان گذشته تلاش داشته است با اجرای موجی از ترورها و اقدامات مداخلهگرانه، زمینه توسعه تنش در غرب آسیا را فراهم کرده و از این مسیر منافع خود را گسترش دهد.
وی افزود: اتفاق ویژه در شرایط کنونی این است که در فضای پس از هفتم اکتبر، مجموعهای از تحولات و رخدادها در غرب آسیا شکل گرفته که اسرائیل تلاش کرده از آنها برای ایجاد موقعیتی ویژه به نفع خود بهرهبرداری کند. اگرچه دیدگاههایی نیز وجود دارد که معتقدند بنیامین نتانیاهو با عملکرد خود سطح آسیبپذیری اسرائیل را افزایش داده و شرایطی را رقم زده که در نهایت به گسترش آشوب در منطقه منجر شده است.
این کارشناس روابط بینالملل ادامه داد: اسرائیل در فضای پس از هفتم اکتبر وارد جنگها و نبردهای فرسایشی در چند جبهه شده است. بهگونهای که امروز در شمال و جنوب سرزمینهای اشغالی با بحران امنیت سرزمینی مواجه است؛ وضعیتی که ضمن وارد کردن فشارهای سنگین به ساختار نظامی رژیم صهیونیستی، موجب مهاجرت سرمایه و در نهایت تشدید روند مهاجرت معکوس از سرزمینهای اشغالی شده است.
ودایع با بیان اینکه یکی از ابعاد مهم در تقابل ایران و رژیم صهیونیستی، حوزه رویاروییهای منطقه خاکستری است که کمتر به آن پرداخته شده است، گفت: ایران در این عرصه توانسته ضربات سایبری سنگینی به طرف مقابل وارد کند. این مسئله نشاندهنده سطح بالای آسیبپذیری اسرائیل در حوزههای نرم است؛ بهطوری که زیرساختهای مرتبط با پدافند غیرعامل این رژیم با چالشها و آسیبپذیریهای قابل توجهی مواجه شدهاند. فارغ از مسائلی که مطرح شد، ایران توانسته است در جریان جنگ ۱۲ روزه و بهطور مشخصتر در جریان جنگ ۴۰ روزه و عملیات «نصب موازنه وحشت»، این موازنه را به سمت خود تغییر دهد.
وی افزود: اگرچه رژیم صهیونیستی تلاش میکرد ایران را به سمتی سوق دهد که در نهایت به جنگ رو در رو منجر شود و ما شاهد زد و خوردهای پینگپنگی یا تبادلات آتش تاکتیکی باشیم، اما مدل و فرم رفتاری تهران در مواجهه با آمریکا و رژیم صهیونیستی، عملاً سطح متفاوتی از موازنه وحشت را در غرب آسیا رقم زد.
این کارشناس مسائل بینالملل در ادامه گفت: نتیجه این روند را میتوان در پذیرش آتشبس و توافق از سوی آمریکا و همچنین ترک برداشتن دکترین امنیتی رژیم صهیونیستی مشاهده کرد. فارغ از همه این موضوعات، اسرائیل تلاش میکرد مدیریت بحران خود را با گره زدن منافعش به رویکردهای آمریکا تضمین کند؛ اما اتفاقی که در نهایت رخ داد، تبدیل همگرایی سنتی میان آمریکا و اسرائیل به یک واگرایی بیسابقه میان تلآویو و واشنگتن بود.
ودایع تصریح کرد: ادبیات مطرحشده در بگو مگوهای میان دونالد ترامپ، جیدی ونس، بنیامین نتانیاهو و برخی رسانههای اسرائیلی را باید یک اتفاق بیسابقه در روابط واشنگتن و تلآویو قلمداد کرد.
ودایع با اشاره به تغییر معادلات امنیتی در غرب آسیا گفت: نکته بنیادین در کل این فرایندها این است که ما شاهد تغییر نظام امنیتی در غرب آسیا هستیم. اسرائیل همواره تلاش میکرد ایران را بهعنوان یک تهدید امنیتی در منطقه معرفی کند، اما امروز این خود اسرائیلیها هستند که به نوعی به یک تهدید بزرگ برای کشورهای منطقه تبدیل شدهاند.
این کارشناس روابط بینالملل افزود: اسرائیل در سوریه پس از اسد با ترکیه وارد سطحی بیسابقه از تخاصم شده و با قطریها نیز سطح جدیدی از تنش را تجربه میکند. همچنین اسرائیلیها در جریان جنگ ۴۰ روزه با ایران نتوانستند عربستان سعودی را برای ورود به رویارویی با ایران مجاب کنند.
ودایع خاطرنشان کرد: مسئله مهم، پذیرش دکترین امنیتی ایران است؛ موضوعی که تحت عنوان «امنیت و آتشبس یکپارچه» از سوی تهران مطرح میشود. فراتر از آن، تسلط ایران بر تنگه هرمز، شکلگیری نظم امنیتی ایران در این منطقه و حتی میزان تأثیرگذاری ایران در بابالمندب، مجموعه تحولاتی است که رژیم صهیونیستی را بیش از گذشته در معرض فشار قرار میدهد.
ودایع با بیان اینکه مجموعه تحولات اخیر نشاندهنده تغییر معادلات امنیتی در غرب آسیا و افزایش چالشهای پیش روی رژیم صهیونیستی است، گفت: فارغ از تمامی موضوعاتی که اسرائیل در خارج از مرزهای سرزمینهای اشغالی با آن مواجه است، در عمق سرزمینهای اشغالی نیز مشاهده میکنیم که اسرائیلیها از منظر سیاسی در آستانه انتخابات کنست با وضعیت دشوار و آشفتگی سیاسی مواجه هستند.
وی افزود: نباید نادیده بگیریم که برای ۴۱ هفته پیش از عملیات طوفانالاقصی، سرزمینهای اشغالی هر شنبه شاهد اعتراضات گستردهای در ارتباط با پرونده فساد بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، و تلاشهای او برای مداخله در سیستم قضایی اسرائیل بود.
این کارشناس روابط بینالملل ادامه داد: در فرایند جنگ نیز اختلافات و بگو مگوهای زیادی در اتاق جنگ این رژیم میان رهبران جریان اپوزیسیون و شخص نتانیاهو شکل گرفت. اکنون در آستانه انتخابات کنست، چهرههایی مانند یائیر لاپید، نتانیاهو را بهعنوان متهم اصلی شکست اسرائیل در جبهههای خارجی و همچنین تنشهای شکلگرفته میان اسرائیل و آمریکا معرفی میکنند.
ودایع با اشاره به وضعیت سیاسی و اجتماعی در سرزمینهای اشغالی تصریح کرد: فارغ از این موضوع، نتانیاهو همچنان با پرونده فساد مواجه است و گسلهای اجتماعی در سرزمینهای اشغالی نیز بهشدت فعال شدهاند. بهگونهای که حریدیها با نیروهای امنیتی درگیر هستند، طیف اپوزیسیون عمدتاً لیبرال رژیم به دنبال کسب قدرت است و صهیونیستهای افراطی و جریانهای دستراستی نیز تلاش میکنند مواضع و کرسیهای خود را در کنست و دولت بنیامین نتانیاهو حفظ کنند.
وی گفت: در این فرایند، دونالد ترامپ نیز از وضعیت سیاست داخلی اسرائیل چندان خشنود نیست. در مجموع میتوان گفت اسرائیلیها چه در داخل و چه در خارج، متحمل ضربات سنگینی شدهاند.
این کارشناس روابط بینالملل خاطرنشان کرد: این وضعیت در نهایت میتواند رژیم صهیونیستی را به این سمت سوق دهد که تلاش کند تنش و تخاصم با ایران را به شکل جدیتری دنبال کند. البته موازنه وحشتی که ایران در منطقه ایجاد کرده و همچنین روندهای دیپلماتیک میان ایران و آمریکا، میتواند بر وضعیت رژیم صهیونیستی تأثیرات تعیینکننده و سنگینتری داشته باشد.
انتهای پیام/