کوچ عشایر در سرزمین تشنگی / روایتی از ۱۵ درصد روشنایی و تانکرهای از کار افتاده
به گزارش تحلیلی خبرگزاری برنا خراسان شمالی ، در دل گرمای سوزان این استان، کوچ عشایر این روزها بیش از آنکه با آوای نی و بانگ گوسفندان گره خورده باشد، با صدای خشک پمپهای آب و نگرانی از شیوع تب برفکی عجین شده است. تصویر امروز کوچنشینان این خطه، نه شور و حال جابهجایی به سمت ییلاق، که تقلایی طاقتفرسا برای بقا در برابر خشکسالیهای ممتد و زیرساختهای فرسوده است.
بحران عمیق آب؛ از کمبود تانکر تا سوختِ در حسرت سهمیه
آمارها نشان میدهد که تنها ۱۲ تانکر آبرسانی برای هزاران خانوار عشایری این استان در نظر گرفته شده است، آن هم در شرایطی که شمار قابلتوجهی از این خودروها به دلیل فرسودگی از مدار خارج شدهاند. اما پیچیدهتر از کمبود تعداد، «قحطی سوخت» است؛ بهگونهای که تانکرهای فعال نیز به دلیل عدم تخصیص سهمیه کافی، قادر به پوشش مسیرهای طولانی تا منابع آبی نیستند و عشایر برای تأمین آب شرب دام و انسان، ناچار به تحمل ساعاتها انتظار در مسیرهای صعبالعبور هستند.
سکونت در تاریکی؛ تنها ۱۵ درصد مجهز به خورشید
با وجود تابش بیدریغ خورشید در بیش از ۳۰۰ روز سال، اما ۱۵ درصد از خانوارهای عشایری خراسان شمالی از نعمت پنلهای خورشیدی بهرهمندند. این فقر انرژی، زندگی در کوچگاهها را با تاریکی و محدودیت در دسترسی به امکانات اولیه ارتباطی و سرمایشی مواجه ساخته و شکاف دیجیتال و معیشتی را بیش از پیش عمیق کرده است.
تب برفکی؛ طاعون خاموش سرمایه دامی
جامعه دامی عشایر این روزها درگیر موج جدیدی از بیماری تب برفکی است که به دلیل پوشش ناقص واکسیناسیون و کمبود نیروی متخصص دامپزشکی در مناطق عشایری، به یک بحران تمامعیار تبدیل شده است. تلفات سنگین دام، که تنها سرمایه مولد عشایر محسوب میشود، معیشت این قشر را با شوک جبرانناپذیری مواجه ساخته و توان اقتصادی آنان را برای مقابله با سایر تنگناها فلج کرده است.
ایلراههای ویران؛ مانعی بر سر تنفس کوچ
جادههای عشایری یا همان ایلراهها، که رگهای حیاتی کوچ به شمار میروند، بر اثر سیلابهای اخیر و بیتوجهیهای طولانیمدت، تخریب گستردهای یافتهاند. این تخریب، علاوه بر افزایش زمان و هزینه کوچ، دسترسی عشایر را به مراتع و منابع آب سطحی با دشواری مضاعف روبرو کرده و بسیاری از خانوادهها را مجبور به توقف در مکانهای نامناسب با ریسک بالای شیوع بیماری کرده است.
خلأ آماری؛ سایه سنگین نبود اطلاعات دقیق
در پستازۀ این مشکلات، فقدان آمار شفاف و بهروز از جمعیت انسانی و دامی، بهعنوان مانعی جدی برای تخصیص بهینه اعتبارات و برنامهریزی شناسایی میشود. بدون سرشماری دقیق، نه سهمیه سوخت متناسب با جمعیت توزیع میشود و نه اعتبارات عمرانی برای بازسازی ایلراهها به موقع و به اندازه کافی اختصاص مییابد.
تشکلهای عشایری؛ تنها حلقه گمشده؟
کارشناسان معتقدند غفلت از ظرفیت تشکلهای عشایری بهعنوان بازوی اجرایی و مشورتی، بسیاری از راهکارها را با ناکارآمدی مواجه کرده است. توانمندسازی این تشکلها، نه برای حل مشکلات پیشرو، بلکه برای مدیریت خردمندانه بحرانهایی چون کمبود آب، سوخت و شیوع بیماری، بهعنوان ضرورتی انکارناپذیر مطرح است؛ ضرورتی که شاید حیات کوچنشینی را در خراسان شمالی، از تهدید به فرصت تبدیل کند.