نسخه اقتصادی ایران برای بریکس

|
۱۴۰۵/۰۷/۰۶
|
۰۶:۰۰:۰۲
| کد خبر: ۲۳۹۴۵۵۹
وت
برنا - گروه اقتصادی: یک اقتصاددان با اشاره به رشد قابل‌توجه تجارت درون‌بریکسی طی دو دهه اخیر گفت: عضویت ایران در بریکس زمانی می‌تواند به یک دستاورد اقتصادی واقعی تبدیل شود که از سطح روابط دیپلماتیک و افزایش حجم اسمی تجارت فراتر رفته و به جذب سرمایه، انتقال فناوری، توسعه صادرات با ارزش افزوده و کاهش هزینه مبادلات مالی منجر شود.

به گزارش برنا، مهرزاد علیجانی، اقتصاددان، در گفت و گو با برنا  با اشاره به گسترش نقش بریکس در اقتصاد جهانی اظهار کرد: تحولات سال‌های اخیر نشان می‌دهد مرکز ثقل تجارت جهانی در حال متنوع‌تر شدن است و تجارت جنوب-جنوب دیگر یک جریان حاشیه‌ای در اقتصاد جهان محسوب نمی‌شود.

وی گفت: بر اساس گزارش آنکتاد، تجارت کالایی درون بریکس از حدود ۸۴ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۳ به حدود یک تریلیون و ۱۷۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴ رسیده و صادرات اعضای این گروه به جهان نیز در همین دوره به حدود ۶ تریلیون دلار افزایش یافته است. این ارقام نشان می‌دهد بریکس به تدریج به یکی از شبکه‌های مهم تجارت در اقتصاد جهانی تبدیل شده است.

علیجانی افزود: با این حال، نباید از یک واقعیت مهم غافل شد و آن نقش محوری چین در شبکه تجاری بریکس است. چین همچنان مرکز اصلی بخش قابل‌توجهی از مبادلات درون این مجموعه محسوب می‌شود و میزان وابستگی این کشور به بازار بریکس در مقایسه با بسیاری از اعضا پایین‌تر است. بنابراین، کشورهای عضو نمی‌توانند صرفاً با اتکا به عضویت در این مجموعه انتظار داشته باشند که به شکل خودکار از مزایای اقتصادی آن برخوردار شوند.

وی ادامه داد: این موضوع برای ایران اهمیت بیشتری دارد، زیرا اقتصاد کشور در شرایطی وارد بریکس شده که تحریم‌ها، محدودیت دسترسی به نظام مالی بین‌المللی، دشواری نقل‌وانتقال پول، محدودیت سرمایه‌گذاری خارجی و فشار بر درآمدهای ارزی، هزینه تجارت خارجی را افزایش داده است.

نسخه اقتصادی ایران برای بریکس

این اقتصاددان تصریح کرد: بنابراین بریکس برای ایران نباید صرفاً یک عنوان سیاسی یا دیپلماتیک باشد، بلکه در صورت طراحی درست سیاست‌ها می‌تواند به بخشی از معماری جدید تجارت خارجی کشور تبدیل شود. البته صرف عضویت در بریکس به خودی خود نه تجارت ایجاد می‌کند، نه سرمایه‌گذاری به همراه می‌آورد و نه موجب افزایش رفاه می‌شود.

افزایش حجم تجارت به تنهایی کافی نیست

علیجانی گفت: یکی از مهم‌ترین مسائلی که در بررسی ظرفیت بریکس باید مورد توجه قرار گیرد، کیفیت تجارت است. داده‌های آنکتاد نشان می‌دهد بخش قابل‌توجهی از اعضای بریکس همچنان صادرکننده مواد اولیه و کالاهای پایه و واردکننده کالاهای صنعتی و دارای فناوری بالاتر هستند.

وی افزود: در مقابل، کشورهایی مانند چین و هند توانسته‌اند سهم بیشتری از صادرات صنعتی و تولید با ارزش افزوده بالاتر را در شبکه بریکس به خود اختصاص دهند. بنابراین پرسش اصلی برای ایران نباید فقط این باشد که چه میزان تجارت با اعضای بریکس داریم، بلکه باید پرسید چه کالاهایی صادر می‌کنیم، چه کالاهایی وارد می‌کنیم و چه میزان ارزش افزوده در داخل کشور ایجاد می‌شود.

وی تأکید کرد: اگر تجارت ایران با چین، هند، روسیه، امارات، برزیل و سایر اعضای بریکس عمدتاً به صادرات نفت، محصولات پتروشیمی، مواد معدنی و کالاهای خام و نیمه‌خام در برابر واردات کالاهای سرمایه‌ای، واسطه‌ای و مصرفی محدود شود، ممکن است حجم تجارت افزایش پیدا کند اما ساختار اقتصادی کشور الزاماً تغییر نخواهد کرد.

علیجانی ادامه داد: بریکس نباید صرفاً جایگزینی جغرافیایی برای بازارهای سنتی ایران باشد، بلکه باید به ابزاری برای ارتقای کیفیت تجارت خارجی، افزایش ارزش افزوده، جذب سرمایه و توسعه ظرفیت‌های تولیدی تبدیل شود.

حرکت از دیپلماسی عضویت به دیپلماسی اقتصادی

این اقتصاددان با تأکید بر ضرورت تغییر رویکرد سیاست‌گذاری اقتصادی کشور گفت: ایران باید از دیپلماسی عضویت به سمت دیپلماسی اقتصادی عملیاتی حرکت کند. در این مسیر، ایجاد مسیرهای پایدار برای تسویه مالی، توسعه تجارت با پول‌های ملی، اتصال نظام‌های بانکی و پیام‌رسان‌های مالی، تسهیل ضمانت صادرات و ایجاد خطوط اعتباری اهمیت بسیار بیشتری از افزایش تعداد تفاهم‌نامه‌ها دارد.

وی افزود: توافق‌های گمرکی و استانداردی، سرمایه‌گذاری مشترک و ایجاد زنجیره‌های ارزش منطقه‌ای نیز باید در مرکز سیاست اقتصادی ایران در قبال بریکس قرار گیرد. عضویت زمانی معنا پیدا می‌کند که بتواند هزینه مبادلات را کاهش دهد و مسیر تجارت و سرمایه‌گذاری را برای فعالان اقتصادی هموارتر کند.

علیجانی اظهار کرد: گزارش‌های اقتصادی درباره بریکس نیز نشان می‌دهد برای بالفعل شدن ظرفیت این مجموعه، همکاری تجاری باید با سیاست‌های صنعتی، مالی، دیجیتال، داده‌ای و مقرراتی پیوند بخورد. در واقع، تجارت پایدار بدون زیرساخت‌های مالی، بانکی، لجستیکی و نهادی امکان رشد بلندمدت نخواهد داشت.

بریکس می‌تواند شبکه تولید و تأمین مالی باشد

وی گفت: ایران حتی می‌تواند یک گام فراتر از افزایش صادرات بردارد و بریکس را از یک بازار صادراتی به یک شبکه تولید، سرمایه‌گذاری و تأمین مالی تبدیل کند. کشور از مزیت‌هایی مانند انرژی، موقعیت جغرافیایی و ظرفیت‌های صنعتی برخوردار است و می‌تواند از این مزیت‌ها برای جذب سرمایه و شکل‌دهی به زنجیره‌های تولید مشترک استفاده کند.

علیجانی افزود: حوزه‌هایی مانند پتروشیمی، پالایش، معدن، فولاد، برق، حمل‌ونقل، ترانزیت، فناوری اطلاعات و اقتصاد دیجیتال می‌توانند زمینه‌های مناسبی برای توسعه همکاری‌های مشترک با اعضای بریکس باشند.

وی ادامه داد: در شرایطی که اقتصاد جهانی با افزایش هزینه‌های انرژی و حمل‌ونقل و همچنین ریسک‌های ژئوپلیتیکی مواجه است، ایجاد مسیرهای تجاری متنوع و مقاوم اهمیت بیشتری پیدا کرده است. ایران می‌تواند از موقعیت جغرافیایی خود برای تقویت نقش ترانزیتی و اتصال بازارهای مختلف اعضای بریکس استفاده کند.

بریکس نسخه فوری حل مشکلات تجارت خارجی نیست

این اقتصاددان با اشاره به محدودیت‌های ساختاری بریکس اظهار کرد: نباید این مجموعه را با یک اتحادیه اقتصادی یا بازار مشترک به معنای کلاسیک آن اشتباه گرفت. تجارت درون‌بریکسی با وجود رشد قابل‌توجه، در سال ۲۰۲۴ حدود یک‌پنجم تجارت جنوب-جنوب و حدود ۵ درصد تجارت جهانی را تشکیل داده است.

وی افزود: تفاوت در ساختار اقتصادی کشورها، مقررات، منافع ملی و ملاحظات ژئوپلیتیکی اعضا همچنان مانع شکل‌گیری یکپارچگی عمیق اقتصادی شده است. بنابراین انتظار اینکه بریکس در کوتاه‌مدت تمام محدودیت‌های تجارت خارجی ایران را برطرف کند، واقع‌بینانه نیست.

علیجانی گفت: مسئله اصلی ایران اکنون نحوه استفاده هوشمندانه از این ظرفیت است. اگر بریکس صرفاً به عنوان ابزاری برای دور زدن تحریم‌ها دیده شود، احتمالاً دستاوردهای آن محدود خواهد بود، اما اگر این مجموعه بخشی از یک استراتژی جامع برای تنوع‌بخشی به بازارها، توسعه صادرات غیرنفتی، جذب سرمایه، انتقال فناوری، توسعه زنجیره ارزش و کاهش هزینه مبادلات مالی باشد، می‌تواند به یکی از مسیرهای مهم بازآرایی تجارت خارجی کشور تبدیل شود.

معیار موفقیت ایران در بریکس چیست؟

وی در پایان تأکید کرد: معیار موفقیت ایران در بریکس نباید تعداد قراردادها و تفاهم‌نامه‌ها یا حتی صرفاً حجم اسمی تجارت باشد. معیار واقعی باید این باشد که در چند سال آینده چه میزان سرمایه‌گذاری مشترک شکل گرفته، چه مقدار صادرات با ارزش افزوده بالاتر ایجاد شده، چه میزان فناوری به کشور منتقل شده و هزینه مبادلات مالی و تجاری تا چه اندازه کاهش یافته است.

علیجانی افزود: همچنین باید مشخص شود چه سهمی از زنجیره‌های تولید اعضای بریکس به اقتصاد ایران متصل شده است. اگر این شاخص‌ها بهبود پیدا کنند، می‌توان گفت عضویت ایران از یک دستاورد دیپلماتیک به یک فرصت اقتصادی واقعی تبدیل شده است.

انتهای پیام/ 

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه