روایت محسن خمارلو از روز حمله به سالن ۱۲ هزار نفری آزادی
محسن خمارلو/ ۱۴ اسفند ۱۴۰۴ و شلیک به سالن ۱۲ هرارنفری آزادی؛ روزی که برای من به کابوسی بدل شد. قرار بود ساعت ۱۰ در آزادی باشم، اما تأخیر ناخواستهای که به دلیل شادی پدربزرگ شدن همکاری که هر روز با هم به مجموعه میرفتیم پیش آمد، سرنوشت آن روز را برایم به شکلی عجیب تغییر داد. تنها پنج دقیقه پیش از آنکه به مجموعه برسم، بمبهای دشمن آمریکایی و صهیونی سالن دوازده هزار نفری را هدف گرفتند و یکی از باشکوهترین نمادهای خاطرات ورزشی این سرزمین را فرو ریختند.
وقتی به صحنه رسیدم، باور آنچه میدیدم دشوار بود؛ گویی نه فقط دیوارها و سقف سالن، بلکه سالها خاطره، شور، افتخار و فریادهای پرشکوه تماشاگران در برابر چشمانم آوار شده بود. مات و مبهوت، بیاختیار تنها ایستاده بودم و ویرانی را تماشا میکردم. در آن لحظه جانکاه، میان اندوهی سنگین، تنها یک آرامش در دلم جوانه زد؛ اینکه روز تعطیل بود و هیچ یک از همکارانم در سالن حضور نداشتند.
اندکی بعد، حضور دنیامالی وزیر ورزش و جوانان و سخنان امیدوارکنندهاش مرهمی بر دلهای زخمی ما شد. او با اطمینان گفت ایران با تکیه بر دانش، تخصص و اراده فرزندانش، دوباره سالنی باشکوهتر خواهد ساخت و همین باور، در دل ویرانهها، نخستین جرقه امید ما شد.
محسن خمارلو، مدیر اسبق مجموعه ورزشی آزادی و عضو هیات مدیره شرکت توسعه و نگهداری اماکن ورزشی کشور
انتهای پیام/