روایت از دل ویرانهها؛ ابعاد استراتژیک سفر دکتر بقائی به لامرد
به گزارش خبرنگار خبرگزاری برنا از لامِردفارس؛ سفر سخنگوی وزارت امور خارجه به لامرد، یک «تلافی رسانهای» است. این سفر به جهان میگوید که ایران نه تنها در میدان نبرد، بلکه در میدان روایتگری نیز فعال است. تبدیل لامرد به کانون توجه رسانههای جهان، در واقع تبدیل «درد» به «سلاح» است؛ سلاحی که از جنس حقیقت است و میتواند لایههای پنهان جنایات جنگی را در برابر چشم جهانیان عریان کند. این حرکت، گامی است برای ثبت رسمی تاریخ در مکان وقوع حادثه و یادآوری این نکته که «جنایتها هرگز فراموش نمیشوند و عدالت، مسیرش را از دل ویرانهها پیدا میکند.
در دنیای امروز، جنگها نه تنها در میدان نبرد، بلکه در «ساحه رسانه» پیش میروند. حضور رسانههایی مانند رویترز، آسوشیتدپرس، الجزیره و رسانههای چینی (CCTV و CGTN) در لامرد، به معنای آن است که ایران تصمیم گرفته است «روایت مستقیم» را جایگزین «گزارشهای نقلقولی» کند.
وقتی خبرنگار یک خبرگزاری غربی، آثار تخریب و جنایت را از نزدیک میبیند و در همان مکان (محل وقوع جنایت) در نشست خبری شرکت میکند، دیگر امکان انکار یا تحریف واقعیت توسط طرف مقابل (آمریکا) سختتر میشود. این سفر، در واقع «شاهدان بینالمللی» را به میدان میآورد تا حقیقت را از زبان خودشان روایت کنند.
تبدیل «مکان» به «سند»
برگزاری نشست خبری در محل وقوع جنایت، یک حرکت نمادین و در عین حال استراتژیک است. در زبان دیپلماسی، این کار یعنی تبدیل کردنِ «جغرافیا» به «سند». حضور در میان ویرانهها، صدای بلندتری به مطالبات ایران میدهد. این اقدام باعث میشود که جنایات آمریکا از حالت «خبر» به حالت «مشاهده عینی» تبدیل شود. این امر در دادگاههای حقوق بشری و سازمان ملل، ارزش اثباتی بسیار بالایی دارد.
پیامهای سیاسی و اجتماعی (وحدت و مقاومت)
سفر دکتر بقائی دو پیام متناقض اما مکمل را به جهان مخابره میکند:
- از یک سو: نمایش ابعاد جنایت و بیرحمی قدرتهای استعمارگر (آمریکا) برای جلب همدلی جهانیان.
- از سوی دیگر:* نمایش قدرت، ایستادگی و وحدت مردم لامرد در تجمع «امت مبعوث».
این تضاد (ویرانهها در مقابل ایستادگی مردم)، تصویری از «پیروزی اراده بر سلاح» را ترسیم میکند که پیام اصلی این سفر است: «ما آسیب دیدهایم، اما شکست نخوردهایم.»
هدفگذاری بر روی مخاطبان متنوع
ترکیب رسانهها در این سفر نشاندهنده یک برنامهریزی دقیق است:
- *رسانههای غربی (رویترز و AP): برای اثرگذاری بر افکار عمومی غرب و فشار بر دولتهای آنها.
- رسانههای منطقهای (الجزیره و المیادین): برای تقویت محور مقاومت و همبستگی اسلامی.
- رسانههای شرقی (چین): برای تقویت پیوندهای استراتژیک با شرق و نشان دادن چهره واقعی آمریکا به شرکای اقتصادی جهان.