فارن پالسی: عربستان گرفتار در باتلاق وابستگی به آمریکاست

|
۱۴۰۵/۰۷/۰۴
|
۲۲:۱۹:۱۳
| کد خبر: ۲۳۹۴۱۳۹
عربستان
برنا- گروه سیاسی و بین‌الملل؛ با تشدید تنش‌ها در منطقه غرب آسیا و ناکامی واشنگتن در مهار بحران‌های امنیتی، ریاض که سال‌ها سرمایه‌گذاری کلانی روی دولت‌های جمهوری‌خواه و شخص دونالد ترامپ انجام داده بود، امروز خود را در وضعیتی می‌بیند که نه تنها تضمین امنیتی سنتی آمریکا کارساز نیست، بلکه سیاست‌های ماجراجویانه کاخ سفید، امنیت و اقتصاد عربستان را با تهدیدهای بی‌سابقه‌ای مواجه کرده است.

نشریه سرشناس آمریکایی در مطلبی به بررسی عمق بحران راهبردی ریاض در نتیجه سیاست‌های جنگ‌افروزانه و ماجراجویانه «دونالد ترامپ»، رئیس جمهور آمریکا و پیامدهای اتکای بی‌قید و شرط  عربستانی سعودی به آمریکا پرداخته است.

در شرایطی که منطقه غرب آسیا درگیر تنش‌های فزاینده در نتیجه جنگ‌افروزی‌ها و تجاوزگری‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی شده، عربستان سعودی با یک معضل چندوجهی مواجه شده است. بر اساس تحلیل منتشرشده در مجله «فارن پالسی»، قدرت جهانی ریاض که عمدتاً بر پایه جایگاهش به عنوان تولیدکننده بزرگ نفت و ثروت حاصل از آن بنا شده، اکنون در معرض تهدیدهای جدی قرار گرفته است. مسیر نفتکش‌های عربستان در خلیج فارس عملاً مسدود شده و در دریای سرخ با خطرات جدی مواجهند. حمله پهپادی به بزرگ‌ترین خط لوله نفت این کشور نیز آن را از کار انداخته است. اما شاید مهم‌ترین مشکل بلندمدت عربستان، ناتوانی یا بی‌میلی ایالات متحده به عنوان ضامن امنیتی دیرینه این کشور برای خاموش کردن این آتش باشد.

به نوشته مجله آمریکایی، از پایان جنگ جهانی دوم و به‌ویژه پس از جنگ سرد، نظم امنیتی برای متحدان عرب ایالات متحده در خاورمیانه بر یک معامله استوار بود. در این معامله برتری نظامی آمریکا برای این کشورها ثبات نسبی را فراهم می‌کرد، تجاوزها را مهار می‌کرد، آزادی ناوبری را تضمین می‌نمود پدافند هوایی را سازمان می‌داد و به آنها برای بقا در قدرت کمک می‌رساند. در مقابل، عربستان و کشورهای کوچک‌تر عرب حاشیه خلیج فارس میزبان پایگاه‌های آمریکایی بودند و جریان روان نفت را تضمین می‌کردند. یک جلوه از این سازوکار در سال ۱۹۹۱ رخ داد زمانی که ائتلاف تحت رهبری آمریکا از تصرف میادین نفتی عربستان توسط عراق جلوگیری کرد.

با این حال فارن پالسی اشاره می‌کند، حمله تجاوزکارانه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا با شراکت با رژیم صهیونیستی به ایران، این ترتیبات را به شکلی غیرقابل جبران از هم پاشیده و اکنون عربستان جایگزینی برای آن ندارد.

در نتیجه تنش‌آفرینی‌های آمریکایی-صهیونیستی در منطقه اکنون صنعت نفت عربستان از هر جهت تحت فشار است. بسیاری از بهترین میادین و پالایشگاه‌های این کشور در نزدیکی خلیج فارس قرار دارند اما به دلیل مواجهه با اینکه ایران تنگه هرمز را مسدود کرده است در بن‌بست قرار گرفته‌اند. ریاض در این میان تلاش کرد با طرح جایگزینی به نام خط لوله شرق-غرب که منطقه خلیج فارس را به بندرها و پالایشگاه‌های دریای سرخ در سمت دیگر کشور متصل می‌کند بخش انتقال نفت خود را از این بن‌بست خارجی کند.

به نوشته فارن پالسی اما در ژوئیه، یمنی‌ها اعلام کردند کشتیرانی سعودی در دریای سرخ را محاصره می‌کنند. آنها به کشتی‌ها در نزدیکی گلوگاه باب‌المندب شلیک کرده‌اند و اگرچه مسیر شمالی همچنان باز است، کانال سوئز نمی‌تواند ابرنفتکش‌هایی را که نیمی از ناوگان سعودی را تشکیل می‌دهند، پذیرا باشد.

این رسانه آمریکایی در ادامه می‌نویسد: «فاجعه‌ها در حال انباشته شدن است. حوثی‌ها (انصارالله یمن) اخیراً بندر المخا و جزیره‌ای در باب‌المندب را تصرف کرده‌اند و توانایی خود برای حمله به کشتی‌های سعودی را افزایش داده‌اند.  با پهپاد به عربستان حمله شده و به ایستگاه پمپاژ خط لوله شرق-غرب آسیب زده‌ شده که تعطیلی بیش از یک ماهه آن را به دنبال داشته است. در ۱۵ سپتامبر، منابع تجاری به رویترز گفتند که عربستان بارگیری نفت در بندر ینبع در دریای سرخ را به حالت تعلیق درآورده است. در همان هفته، گزارش شد که آرامکو به پالایشگاه‌های اروپایی اطلاع داده که فعلاً تحویلی نخواهد داشت. این هفته نیز حوثی‌ها حملات خود را به عربستان گسترش داده و به ریاض، فرودگاه بین‌المللی اصلی آن و تأسیسات نفتی در جاهای دیگر حمله کرده‌اند.»

چندی پیش یک رسانه آمریکایی گزارش داد محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، پس از مورد اصابت قرار گرفتن خط لوله، دو بار با ترامپ تماس گرفته و از آمریکا خواسته تا یمنی‌ها را بمباران کند. کاخ سفید این درخواست را رد کرده و ترامپ در یک کنفرانس خبری گفت که یمنی‌ها تمایلی به جنگ با آمریکا ندارند و بیشتر کشتی‌ها را عبور می‌دهند و فقط با یک کشور مشکل دارند.

رسانه آمریکایی تصریح می‌کند: « این اظهارات، چه توهم ترامپی باشد و چه بازتاب یک مکالمه واقعی، برای ریاض فاجعه‌بار است.»

فارن پالسی در ادامه این مطلب این وضعیت را برای سعودی‌ها به‌ویژه از آن جهت دردناک می‌داند که آنها سال‌هاست که به ترامپ و دامادش جارد کوشنر پول پرداخت می‌کنند. به باور «نیکولاس گراسمن» تحلیلگر این نشریه و نگارنده این مقاله که استاد روابط بین‌الملل دانشگاه ایلینوی است، رابطه آمریکا و عربستان همیشه معامله‌محور بوده، اما در سطح امنیت و نفت ملی، نه در سطحی شخص‌محور و به نظر می‌رسد که عربستانی‌ها همواره از عقب‌نشینی دموکراسی و اشاعه فساد در آمریکا استقبال کرده و از پول خود برای بهره‌برداری از این وضعیت استفاده کردند.

گراسمن در ادامه این مطلب عنوان داشته است:‌ «در ابتدا به نظر می‌رسید که این سرمایه‌گذاری موفق بوده است. ترامپ در سفر خود به عربستان قرارداد تسلیحاتی ۱۱۰ میلیارد دلاری امضا کرد. کوشنر احتمالاً اطلاعاتی علیه رقبای خاندان سعودی ارائه کرده و بر اساس گزارش‌ها ولیعهد عربستان به اینکه کوشنر تحت نفوذ او قرار دارد، افتخار می‌کرد. ترامپ در عین حال آمریکا را از توافق هسته‌ای با ایران خارج کرد و ارزیابی سیا درباره دستور بن سلمان برای قتل جمال خاشقجی در استانبول را علناً رد کرد.»

پس از دوره اول ترامپ، عربستان سرمایه‌گذاری خود را در معاملات با دولت ترامپ دوچندان کرد. لیگ گلف LIV که مورد حمایت ریاض بوده، به زمین‌های گلف ترامپ پول پرداخت کرد و شرکت‌های سعودی با سازمان ترامپ معاملات املاک انجام دادند. آشکارتر از همه، دولت ریاض ۲ میلیارد دلار به شرکت سرمایه‌گذاری جدید کوشنر داد، در حالی که بعدا مدیران صندوق ثروت حاکمیتی عربستان به این وضعیت اعتراض کردند و در یک گزارش اعلام شد شرکت او «در همه جنبه‌ها نامطلوب» بوده بود.

بعد از بازگشت ترامپ به قدرت در ۲۰۲۵ و رهبری کوشنر در موضوع دیپلماسی مرتبط با غزه، به نظر می‌رسید که این پول عربستانی‌ها در جای خوبی خرج شده است. اما سپس نوبت به حمله متجاوزانه ترامپ به ایران رسید. ریاض تلاش کرد از این درگیری دور بماند، اما در پشت صحنه ترامپ را به تغییر نظام ایران تشویق کرد و سپس از آتش‌بس و مذاکره حمایت کرد.

اما اوضاع برای عربستان زمانی بد شد که تفاهم‌نامه آمریکا و ایران از هم پاشید و ترامپ دوباره تلاش کرد ایران را بمباران کند؛ اینبار اما متحدان یمنی و عراقی که ظاهراً تا پیش از آن از اقدام خودداری می‌کردند وارد عمل شدند و از چند جبهه به عربستان حمله کردند.

به نوشته فارن پالسی «از دیدگاه عربستان، ترامپ با راه‌اندازی یک جنگ اختیاری باعث حملات به کشورشان شده سپس از تلاش برای پیروزی در جنگ عقب‌نشینی کرد، دیپلماسی را امتحان کرد، شکست خورد و عربستان بیشتر مورد حمله قرار گرفت.»

به نوشته گراسمن حالا عربستان خود را تحت حمله نیروهایی می‌بیند که به تنهایی نمی‌تواند به طور کافی با آنها مقابله کند و واقعاً به پشتیبانی آمریکا نیاز دارد، اما حامی امنیتی چندین‌ساله‌اش نمی‌تواند مشکل را حل کند. نیروهای سعودی در حال بمباران یمن هستند، اما در طی همه این سال‌ها بمباران و حمایت از عوامل مورد حمایتشان در جنگ داخلی یمن نتوانسته انصارالله را شکست دهد.

این تحلیلگر تصریح می‌کند: «عربستان بودجه نظامی بزرگی دارد، اما نیروهای مسلحی از نظر ساختاری ضعیف با سابقه عملکرد ضعیف دارد که وابستگی‌اش به آمریکا را تشویق می‌کند.»

فارن پالسی اشاره کرد: «واکنش اول ترامپ به پیشروی یمنی‌ها آشنا بود: تظاهر به اینکه مشکل او نیست و مطالبه از دیگران برای تظاهر به همین امر. این استراتژی اصلی او در جنگ ایران بوده است چون دید که حملات اولیه آمریکا-اسرائیل اهدافی که می‌خواست یعنی تغییر نظام و تسلیم بی‌قید و شرط را عملی نکرند. ترامپ روش جنگی مشخصی دارد: تهدیدهای بزرگ و اهداف اعلامی باشکوه، کارزار هوایی با گریز از تلفات، و سپس عقب‌نشینی و دروغ گفتن وقتی که بلوف و بمباران موفق نمی‌شوند. این روش در برابر ایران شکست خورده اما قبل از آن در جنگ برابر یمنی‌ها شکست خورده است.»

در سال ۲۰۲۵، یمنی‌ها به کشتی‌های مرتبط با رژیم صهیونیستی دریای سرخ حمله کردند. ترامپ سپس حملات هوایی به یمن را آغاز کرد و وزیر جنگ آمریکا وعده عملیاتی «بی‌امان» را داد. آمریکا یک کارزار صرفاً هوایی را امتحان کرد. یک ماه و نیم بعد، پس از مصرف حدود ۱ میلیارد دلار مهمات و از دست دادن چند جنگنده، بدون توقف حملات حوثی‌ها، آمریکا صحنه را ترک کرده پس از ادعای واهی درباره کسب «موفقیت بزرگ» ترک کرد و حتی در رسوایی افشای برنامه‌های جنگی خود برای یمن در پیام‌رسان سیگنال هر چه بیشتر بی‌کفایتی خود را به رخ کشید.

تحلیلگر فارن پالسی تصریح می‌کند: «در این وضعیت عربستان در موقعیت دشواری قرار گرفته است. محافظت از خطوط کشتیرانی و خطوط لوله بسیار دشوارتر از حمله به آنهاست. سعودی‌ها تلاش می‌کنند با انتقال نفتکش به نفتکش در سواحل عمان جبران کنند، اما این نمی‌تواند تمام حجم از دست رفته را پوشش دهد.»

او در انتها نتیجه می‌گیرد: «به نظر می‌رسد سعودی‌ها باور داشتند که یک دولت فاسد آمریکایی به نفع آنهاست و می‌توانند کارآمدی و ثبات نسبی را بدون صداقت، اخلاق، قانون یا حقوق بشر به دست آورند. اما در واقعیت، رشوه‌پذیر بودن معمولاً به معنای خودخواهی و ضعف است. رهبران رشوه‌پذیر ذاتاً غیرمسئول هستند. رهبران شخص‌محور و فاسد سابقه وحشتناکی در مورد منافع ملی داشته‌اند. ما پیش از این چنین چیزی را در مرکز قدرت نظامی غالب جهان ندیده‌ایم، اما سقوط آمریکا به شخصی‌محوری کمتر فاجعه‌بار نبوده است. یک رهبر رشوه‌خوار ممکن است آنچه را می‌خواهید بشنوید به شما بگوید، اما این به معنای توانایی عملی کردن آن نیست. رهبران فاسد در خراب کردن چیزها، به‌ویژه قوانین و هنجارها، خوب هستند، اما در تقریباً در هر چیز دیگری بد هستند. عربستان سعودی به اشتباه باور داشت که ویرانگری ترامپ می‌تواند محدود به خود آمریکا باشد و یک واشنگتن قابل خرید می‌تواند به خوبی به خدمت‌رسانی به آن ادامه دهد.»

انتهای پیام

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه