از روایتهای متفاوت جنگ و تحولات ژئوپلیتیک تا تأکید بر انسجام ملی و تداوم مقاومت
به گزارش خبرگزاری برنا از قم، در این نشست، دکتر محمدمهدی سکوتی فعال رسانهای و سیاسی، حجتالاسلاموالمسلمین سیدمحمدرضا رضی فعال سیاسی و کارشناس حوزه اقتصاد اسلامی، حمیدرضا مقصودی عضو هیئت علمی دانشگاه قم و حجتالاسلاموالمسلمین سعید عبداللهی فعال سیاسی به بیان دیدگاههای خود درباره تحولات اخیر پرداختند.
بررسی روایتهای مختلف از جنگ برای شناخت ابعاد تحولات ضروری است
دکتر محمدمهدی سکوتی با اشاره به ضرورت بررسی روایتهای مختلف درباره جنگ ایران و آمریکا اظهار کرد: در کنار روایتهای داخلی، دیدگاه کارشناسان کشورهایی که روابط راهبردی و سیاسی نزدیکی با آمریکا دارند نیز قابل بررسی است، زیرا این تحلیلها میتواند نشاندهنده برداشت بخشی از محافل کارشناسی این کشورها از تحولات جنگ باشد.
وی افزود: در این بررسی، دیدگاههایی از تحلیلگران فرانسوی، آلمانی، ژاپنی، کرهای و تایوانی مورد توجه قرار گرفته که برخی از آنها نسبت به پیامدهای ادامه همراهی دولتهایشان با سیاستهای آمریکا در قبال ایران هشدار دادهاند.
سکوتی گفت: تلاش شده است از میان این دیدگاهها، افرادی مورد استناد قرار گیرند که در کشورهای خود شناختهشده باشند و اظهارنظرهای آنها در فضای کارشناسی آن کشورها بازتاب داشته باشد.
وی خاطرنشان کرد: آنچه در این تحلیلها قابل توجه است، صرفاً ارزیابی نتیجه جنگ نیست، بلکه نگرانی برخی کارشناسان درباره پیامدهای ژئوپلیتیکی و هزینههای احتمالی ادامه همراهی با آمریکا نیز مطرح شده است.
اشاره به دیدگاه تحلیلگران خارجی درباره ایران و آمریکا
این فعال رسانهای و سیاسی با اشاره به اظهارنظر منتسب به جورج مالبرونو، تحلیلگر فرانسوی، گفت: در این تحلیل، ادعا شده است که یکی از اهداف ایران میتواند تأثیرگذاری بر موقعیت سیاسی دونالد ترامپ در انتخابات میاندورهای آمریکا باشد و همزمان از افزایش سرخوردگی برخی متحدان آمریکا سخن گفته شده است.
وی همچنین به اظهارات جورجیو، وزیر خارجه پیشین سنگاپور، اشاره کرد و افزود: در گفتوگویی که مورد استناد قرار گرفته، وی بر پیشینه تمدنی ایران و ظرفیت جامعه ایران برای تحمل فشارها تأکید کرده و بر اساس این برداشت، خواستار پذیرش واقعیت ایران در معادلات منطقهای شده است.
سکوتی ادامه داد: در همین روایت، موضوع فلسطین نیز مورد توجه قرار گرفته و این دیدگاه مطرح شده است که اسرائیل باید موجودیت فلسطین را به رسمیت بشناسد.
وی با اشاره به اظهارنظر منتسب به شونداجی، کارشناس تایوانی، گفت: در این تحلیل درباره نحوه انعکاس تلفات آمریکا در جنگ ادعاهایی مطرح شده و همچنین این دیدگاه ارائه شده که آمریکا در برآورد اولیه خود از توان ایران برای ادامه جنگ با محاسباتی مواجه شده که به گفته این کارشناس با واقعیت میدان همخوان نبوده است.
سکوتی افزود: این تحلیلگر همچنین درباره میزان توان آمریکا برای ادامه عملیات نظامی و ارتباط آن با نحوه حمایت واشنگتن از متحدان منطقهای خود مطالبی مطرح کرده و این دیدگاه نیز ارائه شده است که استفاده آمریکا از بمبافکنها میتواند بر برداشت متحدان این کشور از توان و اعتبار نظامی واشنگتن تأثیر بگذارد.
وی گفت: در بخش دیگری از این تحلیل، ایران مخالف مذاکره معرفی نشده و توقف کامل و دائمی جنگ علیه ایران و متحدانش و آزادسازی منابع مالی بلوکهشده به عنوان شروطی که از سوی ایران مطرح شده، مورد اشاره قرار گرفته است.
اشاره به رأیگیری سازمان ملل و دیدگاه تحلیلگران ژاپنی
عضو سابق هیئتمدیره سازمان نظام پزشکی قم با اشاره به رأیگیری درباره حضور محمود عباس در آمریکا برای حضور در سازمان ملل اظهار کرد: ۱۵۷ کشور با اقدام آمریکا در جلوگیری از ورود محمود عباس مخالفت کردند و سه کشور آمریکا، اسرائیل و پاراگوئه رأی مخالف داشتند. وی افزود: این رأیگیری، نشانهای از فاصله گرفتن بخشی از جامعه بینالمللی از موضع آمریکا تلقی شده است.
سکوتی همچنین با اشاره به برخی تحلیلهای کارشناسان ژاپنی گفت: یوجی کودا، تحلیلگر ژاپنی، در اظهارنظری که مورد استناد قرار گرفته، ایران را کشوری دانسته که پس از جنگ جهانی دوم وارد تقابل مستقیم با آمریکا شده است.
وی ادامه داد: میتسوبوسایاتو، دیگر تحلیلگر ژاپنی، نیز در توصیف توان چانهزنی ایران در مذاکرات از تشبیه تاجران فرش ایرانی استفاده کرده و بر این باور بوده که دستیابی آمریکا به امتیاز در مذاکرات با ایران آسان نخواهد بود.
سکوتی گفت: در یکی دیگر از تحلیلهای مورد اشاره، روند جنگ به گونهای توصیف شده که آمریکا در مرحله نخست در موضع تهاجمی قرار داشته، اما به ادعای تحلیلگران، پس از ناکامی در برابر ایران در دستیابی به اهداف مورد انتظار وارد وضعیت دفاعی شده است.
وی با اشاره به اظهارات کادوییتودا، ژنرال بازنشسته ژاپنی و فرمانده پیشین نیروی زمینی این کشور، اظهار کرد: این ژنرال در تحلیلی که مورد استناد قرار گرفته، جنگ ایران و آمریکا را بخشی از روند گستردهتری در نظام بینالملل ارزیابی کرده و مدعی شده است که آمریکا در مسیر افول امپراتوریهای بزرگ تاریخی قرار گرفته است.
سکوتی ادامه داد: این تحلیلگر از تعبیر «زمینلرزه ژئوپلیتیکی ۵۰۰ ساله» و «غربالگری تاریخی» استفاده کرده و نسبت به پیامدهای ادامه مسیر فعلی برای ژاپن هشدار داده است.
وی افزود: در همین تحلیل، به مطالب منتشرشده در نشریه ژاپنی بونگیشونجون درباره افول آمریکا نیز استناد شده و این روند به شکافهای داخلی آمریکا و احتمال تغییر در ساختار قدرت این کشور مرتبط دانسته شده است.
بررسی نمونههایی از تحولات منطقهای
این فعال سیاسی با اشاره به دیدگاههای امانوئل تود، جامعهشناس فرانسوی، گفت: این ژنرال بازنشسته به دیدگاههای تود درباره روندهای تاریخی قدرتهای بزرگ اشاره کرده و از کتاب «مرثیهای برای امپراتوری آمریکا» به عنوان یکی از منابع مورد توجه خود نام برده است.
سکوتی خاطرنشان کرد: بخش دیگری از این تحلیل به موضوع اسرائیل و مناسبات آمریکا با این رژیم اختصاص دارد و در آن انتقادهایی نسبت به جهتگیری سیاست خارجی آمریکا مطرح شده است.
وی با اشاره به برخی نمونههای تاریخی در منطقه اظهار کرد: یاسر عرفات از جمله نمونههایی است که باید روند سیاسی آن و پیامدهای انتخاب مسیر سازش مورد بررسی قرار گیرد.
سکوتی گفت: یاسر عرفات در سالهای ابتدایی انقلاب اسلامی برای بخشی از جریانهای انقلابی ایران نماد مقاومت شناخته میشد، اما در ادامه مسیر سیاسی خود وارد فرآیندهای مذاکره و سازش شد و در نهایت نیز ترور شد.
وی درباره بشار اسد نیز افزود: دولت سوریه در سالهای پایانی حکومت بشار اسد محدودیتهایی برای فعالیت برخی مستشاران ایرانی ایجاد کرده بود و همزمان مذاکراتی با کشورهای عربی برای بهبود شرایط اقتصادی سوریه دنبال شد.
سکوتی ادامه داد: پس از سقوط حکومت بشار اسد، زیرساختهای نظامی سوریه از جمله بخشهایی از توان هوایی این کشور هدف حملات اسرائیل قرار گرفت.
وی درباره سرنوشت معمر قذافی نیز گفت: قذافی در سالهای پایانی حکومت خود از برخی مواضع و برنامههای پیشین فاصله گرفت و برنامههای موشکی و هستهای خود را کنار گذاشت، اما در نهایت حکومت وی سقوط کرد و لیبی نیز با بحرانها و شکافهای گسترده مواجه شد.
تأکید بر تداوم جریانهای مقاومت پس از تغییر رهبران
سکوتی در ادامه از احمد یاسین و حماس به عنوان یکی دیگر از نمونههای مورد اشاره خود نام برد و اظهار کرد: احمد یاسین بنیانگذار حماس بود و تا پایان عمر بر مواضع خود باقی ماند و جنبشی که او در شکلگیری آن نقش داشت، پس از وی نیز به فعالیت خود ادامه داد.
وی با اشاره به شکلگیری حزبالله لبنان افزود: این جریان در سال ۱۹۸۵ شکل گرفت و طی دهههای گذشته با رهبری سید حسن نصرالله به فعالیت خود ادامه داد و پس از شهادت وی نیز ساختار و نیروهای حزبالله به فعالیت خود ادامه دادهاند.
سکوتی درباره انصارالله یمن نیز گفت: این جنبش در دهه ۱۹۹۰ شکل گرفت و سید حسین بدرالدین الحوثی در فاصله سالهای ۱۹۹۴ تا ۲۰۰۴ از رهبران آن بود و پس از وی نیز این جریان مسیر خود را ادامه داد.
وی افزود: از نگاه من، وجه مشترک این سه جریان در داشتن رهبران معنوی، تأکید بر اصول و تداوم مقاومت پس از تغییر یا از دست رفتن رهبران اصلی آنهاست.
سکوتی با اشاره به نگرانیهای مطرحشده درباره فشارهای داخلی اظهار کرد: نگرانی اصلی این است که فشارهای اقتصادی و اجتماعی به گونهای افزایش پیدا نکند که جامعه احساس ناتوانی در ادامه مسیر کند و این وضعیت به ایجاد فشار برای تغییر مواضع اصولی منجر شود.
وی افزود: تجربه جریانهایی که از نگاه ما مسیر خود را تغییر دادند، در کنار تجربه گروههایی که بر اصول خود باقی ماندند، میتواند موضوعی برای بررسی و مطالعه درباره عوامل تداوم یا توقف جنبشهای سیاسی و مقاومت باشد.
سکوتی با اشاره به سخنان آیتالله حائری گفت: در این دیدگاه بر تقابل دو جریان و ضرورت پایبندی به اصول تأکید شده و از پیوستن افراد و جریانهای مختلف به یکدیگر سخن گفته شده است.
وی خاطرنشان کرد: از این منظر، آنچه اهمیت دارد حفظ انسجام، جلوگیری از فرسایش اجتماعی و استمرار مسیر مورد نظر جریان مقاومت است و تحولات کنونی میتواند در آینده منطقه و مناسبات بینالمللی آثار گستردهای داشته باشد.
مهمترین عرصه پیروزی انقلاب اسلامی، شکست گفتمان اداره جهان بدون خداست
در ادامه این نشست، حجتالاسلاموالمسلمین سیدمحمدرضا رضی، فعال سیاسی و کارشناس حوزه اقتصاد اسلامی، مهمترین عرصه پیروزی انقلاب اسلامی را شکست گفتمان اداره جهان بدون خدا دانست و گفت: حفظ این دستاورد نیازمند تداوم مسیر انقلاب و اتکا به قدرت الهی است.
وی اظهار کرد: کسانی که سالها در اردوگاه انقلاب حضور داشته و به ولایت، انقلاب، اسلام و ایران تعلق دارند، باید نسبت به میزان انطباق نگاه خود با آرمانهای بنیانگذاران و رهبران انقلاب بازنگری کنند.
رضی با بیان اینکه روایت فتح و نگاه تمدنی به انقلاب اسلامی در میان بخشی از جامعه کمرنگ شده است، افزود: نباید قدرت جمهوری اسلامی را صرفاً در چارچوب محاسبات مادی و معیارهای رایج قدرت در جهان تحلیل کرد.
وی با اشاره به سخنان رهبر معظم انقلاب درباره جایگاه قدرت ایران در جهان ادامه داد: تحلیل جایگاه جمهوری اسلامی تنها با شاخصهای متعارف سیاسی، نظامی، اقتصادی و امنیتی قابل توضیح نیست و باید مبنای این قدرت را در نوع نگاه انقلاب اسلامی به توحید و اتکا به خداوند جستوجو کرد.
این فعال سیاسی با بیان اینکه انقلاب اسلامی بر پایه اتکال به قدرت الهی شکل گرفت، گفت: در نگاه انقلاب اسلامی بالاترین قدرت عالم خداوند است و ملت ایران در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ انتخاب کرد که به این قدرت تکیه کند، عبد خدا باشد و این عهد را ادامه دهد.
تشریح ابعاد سیاسی، علمی و اقتصادی قدرت جمهوری اسلامی
رضی تصریح کرد: مهمترین استدلال در تبیین قدرت انقلاب اسلامی همین اتکا به خداوند است و ابعاد سیاسی، اقتصادی، امنیتی، فرهنگی و نظامی این قدرت را نیز میتوان از همین منظر مورد بررسی قرار داد.
وی با اشاره به تحولات تاریخی غرب جدید اظهار کرد: حیات غرب مدرن از قرن پانزدهم میلادی و با پایان یافتن حضور تمدن اسلامی در اندلس وارد مرحله تازهای شد و پس از آن روند گسترش قدرت غرب به سمت سرزمینهای جدید، هندوستان، آفریقا و سپس شکلگیری ایالات متحده آمریکا ادامه یافت.
رضی گفت: پایان بقایای تمدن اسلامی در اندلس، آغاز مرحلهای از تحولات تاریخی بود که در ادامه با گسترش استعمار، بردهداری، شکلگیری امپراتوریهای جدید، استقلال ایالات متحده آمریکا در سال ۱۷۷۶ و سپس انقلاب صنعتی و تحولات ناشی از آن همراه شد.
وی ادامه داد: این روند در نهایت به جنگ جهانی اول، جنگ جهانی دوم و شکلگیری نظم جدید جهانی انجامید و انقلاب اسلامی ایران نیز در مقطعی شکل گرفت که هم در عرصه تحولات سیاسی و هم در حوزه اندیشه، زمینه تغییر در نظم موجود جهان فراهم شده بود.
رضی با اشاره به جریانهای فکری غرب گفت: طی حدود ۳۰۰ سال نظریهپردازی در غرب، دیدگاههایی درباره اداره جهان بدون خدا و محوریت انسان شکل گرفت و انقلاب اسلامی در برابر این انگاره قرار گرفت.
وی با اشاره به دیدگاههای برخی فیلسوفان غربی درباره حذف خدا از مناسبات اجتماعی و سیاسی بیان کرد: یکی از مهمترین چالشهای انقلاب اسلامی با جبهه تمدنی غرب، ارائه الگویی بود که نشان داد میتوان جامعه و نظام سیاسی را بر مبنای توحید، ولایت و آموزههای دینی اداره کرد.
این فعال سیاسی افزود: انقلاب اسلامی از سال ۱۳۵۷ تاکنون توانسته است این مسیر را استمرار دهد و همین استمرار موجب شده است جمهوری اسلامی در محاسبات جهانی به عنوان یکی از قدرتهای مهم مورد توجه قرار گیرد.
وی ریشه قدرت نظامی جمهوری اسلامی را نیز فراتر از تجهیزات و امکانات نظامی دانست و گفت: در این نگاه باید نقش ولایت و حضور مردم را در ساختار قدرت نظامی کشور مورد توجه قرار داد.
اقتصاد، علم و مردم به عنوان مؤلفههای قدرت
رضی درباره ابعاد پیروزی انقلاب اسلامی گفت: یکی از این ابعاد، عرصه گفتمانی و فرهنگی است و بعد دیگر به حوزه علمی مربوط میشود که در آن ایران در علوم مختلف از جمله نانو، هستهای و موشکی به پیشرفتهایی دست یافته است.
وی ادامه داد: تقابل امروز را میتوان از منظری جنگ دانش با دانش دانست و این موضوع تنها به علوم متداول محدود نمیشود، بلکه حوزههایی همچون فقه، اصول فقه، فلسفه، کلام، فهم قرآن، اقتصاد و دیگر علوم انسانی را نیز دربرمیگیرد.
این کارشناس حوزه اقتصاد اسلامی با اشاره به بعد اقتصادی قدرت جمهوری اسلامی اظهار کرد: اقتصاد یکی از ابعادی است که در تحلیل قدرت انقلاب اسلامی کمتر مورد توجه قرار گرفته و حتی بخشی از نیروهای انقلاب نیز تصویر روشنی از ظرفیت اقتصادی کشور در این چارچوب ندارند.
وی گفت: حدود دو سال است مطالعهای درباره رفاه مردم ایران و مقایسه آن با وضعیت رفاهی مردم کشورهای دیگر در حال انجام است که هنوز به صورت مکتوب منتشر نشده و بر اساس یافتههای این مطالعه، با استفاده از شاخص رفاه عمومی و بررسی وضعیت شش یا هفت دهک نخست جامعه، میتوان درباره جایگاه رفاه اقتصادی مردم ایران بحث کرد.
رضی افزود: در این بررسی، وضعیت توده مردم در اقتصاد ایران با وضعیت عمومی مردم در کشورهایی مانند آمریکا و انگلستان مقایسه شده و بر اساس شاخصهایی که در این مطالعه مورد استفاده قرار گرفته، ایران در میان سطوح بالای رفاه اقتصادی قرار گرفته است.
وی با اشاره به عرصه نظامی نیز بیان کرد: تغییر راهبرد از جنگ کلاسیک و متکی بر تجهیزات به الگوهای نامتقارن و همچنین برخی دستاوردهای امنیتی، از دیگر ابعاد مورد توجه در تحلیل قدرت جمهوری اسلامی است.
رضی مردم را مهمترین پشتوانه و دستاورد انقلاب اسلامی دانست و گفت: در شرایطی که فساد و آسیبهای اخلاقی در بخشهایی از جهان گسترش یافته است، استمرار حضور مردم در صحنه یکی از مهمترین عناصر قدرت انقلاب اسلامی محسوب میشود.
وی در ادامه با ترسیم برداشت خود از جبهههای درگیری جمهوری اسلامی گفت: نباید تقابل موجود را صرفاً در چارچوب رویارویی با دولت آمریکا یا کشورهای عضو ناتو تعریف کرد و صهیونیسم بینالملل نقش محوریتری در این تقابل دارند.
رضی تأکید کرد: در این تحلیل، نباید مردم کشورهای غربی را با ساختارهای سیاسی و حاکمیتی آنها یکی دانست و باید میان ملتها و دستگاههای رسمی حکومتها تفاوت قائل شد.
وی با اشاره به تحولات تاریخی مرتبط با یهودیت و صهیونیسم افزود: تقابل میان جریان حق و صهیونیسم سابقهای طولانی دارد و در دورههای مختلف تاریخی از دوران پیامبران تا عصر پیامبر اسلام، ائمه اطهار و دوره معاصر ادامه یافته است.
این فعال سیاسی، انقلاب اسلامی را یکی از مراحل این تقابل تاریخی دانست و گفت: جمهوری اسلامی در این چارچوب خود را بخشی از جبههای میداند که در برابر جریانهای سلطه ایستادگی کرده است.
وی با اشاره به جنگ اخیر افزود: جمهوری اسلامی در این رویارویی توانسته است ضربه مهمی به ساختار قدرتی که در برابر آن قرار گرفته وارد کند و این موضوع را باید در چارچوبی فراتر از یک درگیری صرفاً نظامی مورد ارزیابی قرار داد.
انتقاد از «اسلام آمریکایی»
رضی بخش دیگری از سخنان خود را به تحولات داخلی اختصاص داد و گفت: یکی از چالشهای مهم، مواجهه با اسلام آمریکایی است؛ جریانی که ممکن است از ادبیات و نمادهای انقلابی استفاده کند اما در عمل به مسیری متفاوت از دیدگاه رهبری انقلاب منتهی شود.
وی ادامه داد: استفاده از نمادهایی مانند قرآن، نهجالبلاغه، چفیه و پوشش بسیجی به تنهایی نمیتواند معیار سنجش عملکرد جریانهای سیاسی باشد و باید نتیجه اقدامات و سیاستها را در عمل مورد توجه قرار داد.
این فعال سیاسی با انتقاد از برخی رویکردهای سیاسی در حوزه مذاکره با دشمنان جمهوری اسلامی اظهار کرد: برخی جریانها حتی پس از مخالفت رهبری با بعضی اقدامات، همچنان بر مذاکره و توافق با طرفهای خارجی تأکید کردهاند.
رضی مسائل اقتصادی کشور را نیز به این بحث مرتبط دانست و گفت: بخشی از مشکلات اقتصادی به غلبه رویکردهای لیبرالی در اقتصاد بازمیگردد و مسائلی همچون حذف ارز ترجیحی و رهاسازی نرخ دلار در همین چارچوب است.
برای ارزیابی آثار جنگ باید به شاخصهای قابل اندازهگیری توجه کرد
در ادامه، دکتر حمیدرضا مقصودی عضو هیئت علمی دانشگاه قم، با اشاره به ابعاد اقتصادی و ژئوپلیتیک جنگ اخیر گفت: این درگیری علاوه بر میدان نظامی، بر مناسبات اقتصادی و مسیرهای تجاری ایران نیز اثر گذاشته است.
وی با اشاره به ضرورت ارزیابی تحولات جنگ از شاخصهای واقعی اظهار کرد: در کنار روایتهایی که در فضای رسانهای تلاش میکنند ایران را شکستخورده نشان دهند، باید برای سنجش ادعاها به شاخصهای قابل اندازهگیری توجه کرد.
مقصودی افزود: یکی از شاخصهایی که در بررسی آثار جنگ میتوان به آن توجه داشت، بازار نفت است و افزایش پنج دلاری قیمت نفت میتواند حدود یک درصد بر تورم جهانی اثر بگذارد.
عضو هیئت علمی دانشگاه قم ادامه داد: در شرایطی که جنگ اخیر با وجود برخی تفاهمات همچنان آثار خود را بر بازارهای جهانی گذاشته است، قیمت نفت در محدوده نزدیک به ۱۰۰ دلار تثبیت شده و همزمان گزارشهایی درباره ثبت رکوردهای قیمت بنزین و گازوئیل در اروپا و افزایش فشارهای تورمی در آمریکا مطرح شده است.
وی با بیان اینکه مشکلات اقتصادی ایران را نمیتوان صرفاً محصول جنگ دانست، گفت: ایران با فشارهای تورمی مواجه است، اما برای ارزیابی ادعای بروز قحطی یا فروپاشی اقتصادی باید شاخصهای مشخص و قابل سنجشی وجود داشته باشد.
تأثیر ناامنی دریایی بر مسیرهای تجاری ایران
مقصودی با اشاره به تجربه تاریخی قحطی در ایران اظهار کرد: میان بحرانهای اقتصادی کنونی و دورههایی مانند قحطی بزرگ که میلیونها نفر از مردم ایران در آن جان باختند، باید تفاوت قائل شد و نمیتوان هر افزایش تورم یا فشار اقتصادی را با مفهوم قحطی یکسان دانست.
وی با اشاره به تأثیر ناامنی دریایی بر تجارت جهانی گفت: هر حمله به شناورها میتواند فشار سنگینی بر ساختار تجارت دریایی وارد کند و این شرایط ایران را بیش از گذشته به سمت ظرفیتهای طبیعی تجارت زمینی سوق میدهد.
مقصودی افزود: سالها این دیدگاه مطرح بوده که سیاستگذاران باید سهم مسیرهای زمینی را در تجارت کشور افزایش دهند و اکنون تحولات ناشی از جنگ، ایران را با سرعت بیشتری به سمت این مسیر سوق داده است.
وی ادامه داد: باز شدن مسیرهای زمینی میتواند از منظر اقتصادی اهمیت داشته باشد و این روند با حرکت ایران به سمت ظرفیتهای تمدنی و تجاری خود ارتباط پیدا میکند.
نباید فضای گفتوگو میان مردم متوقف شود
این استاد دانشگاه با اشاره به فضای اجتماعی شکلگرفته در جریان جنگ اخیر گفت: یکی از نتایج این شرایط آن بوده که مردم فرصت بیشتری برای گفتوگو و بیان دیدگاههای خود پیدا کردهاند و این گفتوگوها در موکبهای مختلف نیز جریان دارد.
وی تأکید کرد: در شرایط کنونی نباید فضای گفتوگو میان مردم متوقف شود و حتی اگر افراد احساس کنند امکان بیان دیدگاههایشان وجود ندارد، واکنشهای اجتماعی خود را به شکلهای دیگری از جمله طرح مطالبات در فضای عمومی نشان میدهند.
مقصودی در ادامه با مقایسه جنگ روسیه و اوکراین با جنگ اخیر ایران اظهار کرد: برای درک ابعاد ژئوپلیتیک این درگیریها باید میزان تخریب، گستره مشارکت قدرتها و بازتاب آنها در رسانههای بینالمللی مورد توجه قرار گیرد.
وی گفت: در جنگ روسیه و اوکراین، روسیه و اوکراین درگیر نبردی هستند که به گفته طرفین و تحلیلهای مطرحشده، حمایت ناتو نیز در آن نقش دارد و در مقابل، ایران در جنگ اخیر با آمریکا مواجه بوده که کشورهای اروپایی نیز در برخی مقاطع از آن حمایت نظامی کردهاند.
عضو هیئت علمی دانشگاه قم با اشاره به ابعاد تخریب جنگ اوکراین افزود: درباره شمار تلفات این جنگ ارقام متفاوتی از سوی طرفین مطرح شده است و مناطق شرقی اوکراین نیز با خسارتهای گسترده زیرساختی مواجه شدهاند.
مقصودی ادامه داد: مقایسه آثار رسانهای و ژئوپلیتیک این دو جنگ میتواند برای درک جایگاه هر یک در معادلات جهانی قابل توجه باشد و باید بررسی کرد که هر جنگ چه تأثیری بر افکار عمومی و مناسبات بینالمللی گذاشته است.
تأکید بر ابعاد انسانی و اجتماعی جنگ
وی با اشاره به تلفات غیرنظامیان در جنگ اخیر ایران افزود: کشته شدن کودکان و غیرنظامیان میتواند ابعاد متفاوتی از آثار انسانی و اجتماعی جنگ ایجاد کند و این آثار را نمیتوان صرفاً با تعداد تجهیزات نظامی یا قدرت تخریب موشکها سنجید.
مقصودی با اشاره به سخنان مطرحشده درباره جایگاه قدرت ایران در جهان اظهار کرد: در تحلیل جنگ نباید صرفاً به این موضوع توجه کرد که کدام طرف از نظر تجهیزات نظامی توان بیشتری دارد، بلکه آثار اجتماعی، انسانی و گفتمانی جنگ نیز باید مورد بررسی قرار گیرد.
وی افزود: از این منظر، رخدادهای انسانی ناشی از جنگ میتواند در افکار عمومی جهان بازتابی متفاوت از آثار مستقیم حملات نظامی داشته باشد و روایت جنگ را از سطح تقابل تجهیزات به عرصه حقیقت و ادراک عمومی منتقل کند.
عضو هیئت علمی دانشگاه قم در ادامه با اشاره به تشبیه قدرت چانهزنی ایرانیان گفت: این قدرت تنها به فردی که پشت میز مذاکره حضور دارد محدود نمیشود، بلکه مجموعه صداها و دیدگاههایی که از بخشهای مختلف جامعه مطرح میشود نیز میتواند بر موضع کلی کشور اثر بگذارد.
مقصودی چندصدایی موجود در جامعه را لزوماً به معنای ضعف ندانست و بیان کرد: صداهای متفاوتی درباره انسجام، سازش، مقاومت، رویکردهای غربگرایانه یا شرقگرایانه، مسائل حزبی و موضوعات دیگر مطرح میشود که هر یک از زاویهای متفاوت نگرانی خود را بیان میکنند.
وی گفت: نباید این فریادهای اجتماعی را خاموش کرد، زیرا مجموعه این دیدگاهها میتواند به اصلاح و شکلگیری حرکت کلان اجتماعی کمک کند و رهبر جامعه نیز باید امکان بروز این صداها را فراهم کند.
مقصودی با اشاره به حضور گروههای متنوع مردم در عرصههای اجتماعی اظهار کرد: تنوع دیدگاهها و مطالبات موجود در جامعه بخشی از واقعیت اجتماعی ایران است و نگرانیهای مختلف مردم درباره آینده کشور، انسجام، سازش، مقاومت و مسائل سیاسی باید امکان طرح داشته باشد.
وی افزود: مجموعه این صداها در نهایت میتواند به شکلگیری یک حرکت اجتماعی منجر شود که تفسیر آن برای طرف مقابل نیز آسان نیست و در این میان، نقش رهبری در جهتدهی به این ظرفیت اجتماعی اهمیت پیدا میکند.
عضو هیئت علمی دانشگاه قم با اشاره به برخی واکنشهای سیاستمداران غربی به تحولات اخیر گفت: در جریان جنگ و تحولات پس از آن، مواردی از شگفتی و واکنش متفاوت سیاستمداران غربی نسبت به رفتار جامعه و ساختار تصمیمگیری ایران مشاهده شده است.
مقصودی با اشاره به تأکید رهبر انقلاب بر حضور اقشار متنوع مردم در میدان ادامه داد: استمرار حضور اجتماعی مردم یکی از مؤلفههای مهم تحولات جاری است.
مهمترین دستاورد جنگ اخیر، شکلگیری انسجام ملی بود
در ادامه این نشست، حجتالاسلاموالمسلمین سعید عبداللهی، فعال سیاسی، مهمترین دستاورد جنگ اخیر را شکلگیری انسجام ملی و ایستادگی طیفهای مختلف مردم حول محور ایران و ولایت دانست.
وی با اشاره به ابعاد مختلف جنگ اخیر اظهار کرد: رویارویی و پیروزی ایران با یک ابرقدرت و مقاومت در برابر حجم گسترده فشارهای نظامی، به اندازهای آشکار است که نیاز به اثبات ندارد و پیروزی اصلی را باید در عرصهای فراتر از میدان نظامی جستوجو کرد.
عبداللهی ادامه داد: دشمن طی ۲۰ سال با راهاندازی جنگ شناختی و صرف میلیاردها دلار هزینه تلاش کرد افکار عمومی ایران را نسبت به ادامه مسیر انقلاب اسلامی دچار تردید کند و مردم را از استمرار این حرکت بازدارد.
این فعال سیاسی با اشاره به فضای اجتماعی کشور پیش از جنگ گفت: در شرایطی که تصور میشد همبستگی ملی در پایینترین سطح خود قرار دارد و امکان بروز شکافهای اجتماعی وجود دارد، حمله صورتگرفته به ایران موجب شد بسیاری از اختلافات کنار گذاشته شود و مردم حول محور کشور و ولایت در کنار یکدیگر قرار گیرند.
وی افزود: افرادی که از نظر سبک زندگی، باورها و دیدگاههای اجتماعی تفاوتهای جدی با یکدیگر داشتند، در این شرایط در کنار هم ایستادند و از کشور خود دفاع کردند و این همگرایی را نمیتوان نادیده گرفت.
قدرت ایران در کنار ایستادگی، بر گفتوگو نیز استوار است
عبداللهی با اشاره به حضور اقشار مختلف جامعه در صحنههای دفاع از کشور بیان کرد: در این شرایط افراد با حجاب و بیحجاب، معتقد و غیرمعتقد در کنار یکدیگر قرار گرفتند تا نشان دهند در موضوع دفاع از ایران و تمامیت کشور، اشتراکات مهمی میان بخشهای مختلف جامعه وجود دارد.
این فعال سیاسی با بیان اینکه از نگاه او تحولات اخیر نشانه ظهور یک قدرت جدید در منطقه است، گفت: جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر ظرفیت مردم و پشتوانه جهانبینی توحیدی در برابر قدرتهای بزرگ ایستاده و این روند میتواند معادلات منطقه را تحت تأثیر قرار دهد.
عبداللهی پیروزی ایران در جنگ اخیر را امری روشن دانست و ادامه داد: این پیروزی برای مردم یک باور درونی است و پس از تحمل سختیهای پیشآمده باید برای عبور از این مرحله و رسیدن به گشایشهای بعدی تلاش کرد.
وی در ادامه با اشاره به اهمیت تنگه هرمز گفت: مدیریت جدی این مسیر میتواند در معادلات اقتصادی و منافع کشورها اثرگذار باشد و اگر کشورهایی بخواهند در این شرایط همراهی کنند، باید نسبت به منافع و قواعد حاکم بر منطقه توجه داشته باشند.
این فعال سیاسی در بخش دیگری از سخنان خود درباره مذاکره با آمریکا اظهار کرد: نمیتوان مواضع و راهبردهای خود را جلوتر از تصمیمات رهبری حرکت داد و اگرچه پیشرو بودن در عرصه سیاسی اهمیت دارد، اما در برخی مقاطع لازم است راهبردهای کشور با تصمیمات و جهتگیریهای رهبر انقلاب هماهنگ شود.
وی با اشاره به مذاکرات انجامشده با آمریکا گفت: در مقطعی که مذاکرات در جریان بود و توافق در آستانه نهایی شدن قرار داشت، اذن مذاکره داده شده بود و همین مسئله نشان میدهد تحلیل این موضوع باید با توجه به تصمیمات اتخاذشده در همان مقطع انجام شود.
تأکید بر حفظ همبستگی اجتماعی در شرایط اختلاف دیدگاهها
عبداللهی با اشاره به دیدگاهی که بر اتخاذ راهبرد «مرد دیوانه» در جنگ تأکید دارد، افزود: این رویکرد بر غیرقابل پیشبینی بودن یک کشور یا رهبر آن استوار است، اما ایران در جنگ اخیر چنین مسیری را انتخاب نکرد و تلاش کرد با محاسبه و سنجش اقدامات خود، تصویری از یک قدرت قابل اتکا در منطقه ارائه دهد.
وی ادامه داد: اگر ایران بخواهد در برابر هر اقدامی بدون محاسبه واکنش نشان دهد، نمیتواند وزن سیاسی و راهبردی خود را به عنوان کشوری اهل فهم، استدلال و محاسبه به دیگر کشورها نشان دهد و باید میان قدرت و عقلانیت در رفتار خارجی توازن برقرار باشد.
فعال سیاسی با اشاره به تفاهمنامه اسلامآباد بیان کرد: ایران به کشورهای منطقه نشان داد که اهل منطق و گفتوگو است و میتوان بر اساس تفاهم و تعهد با آن تعامل کرد، اما اگر طرف مقابل به تعهدات خود پایبند نباشد، مسئولیت پیامدهای این رفتار متوجه همان طرف خواهد بود.
وی افزود: ایران در این شرایط اجازه نداد مجموعهای از کشورهای منطقه و دیگر کشورها به سمت شکلدادن به یک اتحاد گسترده علیه کشور حرکت کنند و همزمان تلاش شد مسیر گفتوگو با کشورهای مختلف باز بماند.
عبداللهی با اشاره به تأثیرات جنگ بر کشورهای منطقه گفت: کشورهای مختلفی از جمله قطر، بحرین، امارات، عربستان، عراق و کویت از پیامدهای این جنگ متأثر شدهاند و محدودیت در فروش نفت، تجارت، واردات و صادرات بر شرایط اقتصادی آنها اثر گذاشته است.
وی ادامه داد: در چنین شرایطی ایران نشان داد که میتواند در کنار ایستادگی، وارد مسیر گفتوگو و مذاکره نیز شود و این رویکرد به معنای پذیرش هر تعهدی نیست، بلکه نشاندهنده استفاده همزمان از قدرت و گفتوگو در روابط منطقهای است.
این فعال سیاسی در ادامه بر اهمیت حفظ همبستگی اجتماعی تأکید کرد و گفت: مسئله اصلی در شرایط کنونی اتحاد مردم و قرار گرفتن آنها در کنار یکدیگر است و اختلافنظر میان جریانها و افراد نباید به تضعیف این همبستگی منجر شود.
وی افزود: حتی در میان نیروهای انقلابی نیز دیدگاههای متفاوتی وجود دارد و ممکن است افراد حاضر در یک جریان درباره مسائل مختلف نظرات متفاوت داشته باشند، اما میتوان با وجود این اختلافات در حمایت از انقلاب و حفظ مسیر کلی کشور در کنار یکدیگر قرار گرفت.
عبداللهی با تأکید بر اینکه اختلاف نظر امری طبیعی است، گفت: تفاوت دیدگاهها نباید به کنار گذاشتن همبستگی ملی منجر شود و باید محورهای مشترک را حفظ کرد تا جامعه بتواند مسیر خود را با قدرت ادامه دهد.
وی در پایان با اشاره به جایگاه رهبری در تنظیم حرکت کشور اظهار کرد: حفظ انسجام مردم و ادامه مسیر انقلاب اهمیت اساسی دارد و باید با وجود اختلافنظرها، بر محورهای مشترک ایستادگی کرد و این مسیر را ادامه داد.
انتهای پیام