آرش البرز کارشناس رسانه در یادداشتی نوشت

بحران اعتماد در عصر اطلاعات فوری

|
۱۴۰۵/۰۷/۱۲
|
۱۹:۴۶:۵۸
| کد خبر: ۲۳۹۷۴۵۲
ادر
برنا - گروه اقتصادی: یک خبر را تصور کنید که هنوز چند دقیقه از انتشارش نگذشته اما در چند کانال و صفحه مختلف دیده شده است. یکی نوشته اتفاق افتاد، دیگری همان خبر را با روایتی متفاوت منتشر کرده و در صفحه‌ای دیگر ویدئویی چند ثانیه‌ای دست‌به‌دست می‌شود که ظاهراً همان ماجرا را نشان می‌دهد. زیر پست‌ها هم انبوهی از نظر و تحلیل شکل گرفته است؛ بعضی‌ها با اطمینان حرف می‌زنند و بعضی دیگر همان روایت را رد می‌کنند.

مخاطب در چنین موقعیتی با کمبود اطلاعات روبه‌رو نیست؛ مشکل دقیقاً برعکس است. اطلاعات آن‌قدر زیاد شده که تشخیص اطلاعات قابل اتکا از محتوایی که فقط زودتر منتشر شده همیشه آسان نیست.

سال‌ها پیش، رسیدن خبر خودش یک اتفاق بود. روزنامه، رادیو و تلویزیون مسیرهای اصلی دریافت اطلاعات بودند و مخاطب معمولاً می‌دانست خبر از کجا آمده است. فاصله‌ای میان وقوع یک اتفاق و رسیدن آن به مخاطب وجود داشت؛ همین فاصله فرصت بیشتری برای بررسی، تکمیل و ویرایش فراهم می‌کرد.این فاصله امروز تقریباً از بین رفته است.

هر کسی که تلفن همراه و یک حساب کاربری داشته باشد، می‌تواند از یک اتفاق فیلم بگیرد، چند خط درباره آن بنویسد و در عرض چند ثانیه آن را به هزاران نفر برساند. این تغییر، از یک طرف امکان دیده‌شدن بسیاری از اتفاقاتی را فراهم کرده که شاید در رسانه‌های رسمی جایی پیدا نمی‌کردند. از طرف دیگر یک مرحله مهم را هم از میان برداشته است، مرحله‌ای که در آن کسی باید قبل از انتشار بپرسد این خبر دقیقاً از کجا آمده و آیا آنچه می‌بینیم تمام ماجراست یا فقط بخشی از آن

شبکه‌های اجتماعی فقط سرعت انتشار خبر را زیاد نکرده‌اند بلکه شکل خبر دیدن ما را هم تغییر داده‌اند. مخاطب امروز ممکن است به جای خواندن یک گزارش، ابتدا یک ویدئوی ۳۰ یا ۶۰ ثانیه‌ای ببیند. همان چند ثانیه می‌تواند توجه او را جلب کند، اما لزوماً نمی‌تواند زمینه اتفاق را توضیح دهد. تصویر، به‌خصوص وقتی با موسیقی، تیتر درشت یا یک جمله احساسی همراه شود، گاهی بیشتر از متن بر ذهن اثر می‌گذارد.

این موضوع به معنای نادرست بودن ویدئوهای کوتاه یا بی‌اعتبار بودن شبکه‌های اجتماعی نیست. اتفاقاً بسیاری از خبرها و تصاویر مهم نخستین‌بار از همین مسیرها دیده می‌شوند. مسئله جای دیگری است: یک تصویر واقعی هم می‌تواند بدون توضیح کافی، برداشت نادرستی ایجاد کند.

تلگرام نمونه دیگری از همین تغییر است. کانال‌های خبری در سال‌های گذشته به یکی از مسیرهای جدی دریافت خبر برای بخش بزرگی از جامعه تبدیل شده‌اند. بعضی از آنها فعالیت حرفه‌ای دارند و منابع خود را مشخص می‌کنند؛ بعضی دیگر با ساختار مشخص تحریریه و راستی‌آزمایی کار نمی‌کنند. در هر دو حالت، سرعت انتشار بالا است. اما سرعت، به‌تنهایی معیار دقت نیست.

گاهی یک خبر فقط به این دلیل بیشتر دیده می‌شود که چند دقیقه زودتر از بقیه منتشر شده است. بعد همان خبر در صفحات دیگر بازنشر می‌شود و با هر بازنشر، فاصله مخاطب با منبع اولیه بیشتر می‌شود. چند ساعت بعد ممکن است ده‌ها صفحه درباره خبری صحبت کنند که در اصل فقط یک منبع داشته است. تعداد بازنشرها ناگهان شبیه تعداد منابع به نظر می‌رسد؛ در حالی که این دو یکی نیستند.

حالا یک عامل تازه هم به این ماجرا اضافه شده است: هوش مصنوعی.ساختن تصویر، صدا و ویدئویی که ظاهر قابل‌قبولی داشته باشد، دیگر کار چندان پیچیده‌ای نیست. این فناوری کاربردهای ارزشمند و گسترده‌ای دارد، اما در حوزه خبر یک پرسش جدی ایجاد کرده است؛ اگر آنچه می‌بینیم الزاماً همان چیزی نباشد که اتفاق افتاده، برای اطمینان از یک خبر باید به چه چیزی تکیه کنیم؟

پاسخ را نمی‌توان فقط در فناوری پیدا کرد. ابزارهای تشخیص محتوای جعلی پیشرفته‌تر می‌شوند اما در مقابل روش‌های تولید محتوای ساختگی هم تغییر می‌کنند. بنابراین بخش مهمی از مسئله همچنان به همان چیزی برمی‌گردد که پیش از عصر هوش مصنوعی هم وجود داشت: منبع، بررسی، مقایسه و مسئولیت‌پذیری

اینجاست که تفاوت میان منتشرکننده خبر و رسانه بیشتر دیده می‌شود.رسانه حرفه‌ای فقط جایی نیست که خبر در آن منتشر می‌شود. پشت یک خبر حرفه‌ای، معمولاً زنجیره‌ای از انتخاب، بررسی، ویرایش و پاسخگویی وجود دارد. ممکن است این فرآیند هم اشتباه کند؛ هیچ تحریریه‌ای از خطا مصون نیست. تفاوت در این است که در یک ساختار حرفه‌ای، امکان پیگیری منبع، اصلاح اشتباه و پاسخگویی وجود دارد.

به همین دلیل شاید سؤال به کدام رسانه اعتماد کنیم؟ کمی ساده‌تر از مسئله واقعی باشد. شاید بهتر باشد سؤال را یک قدم عقب‌تر ببریم: به چه فرآیندی اعتماد کنیم؟

مخاطب لازم نیست برای هر خبر چند ساعت وقت بگذارد. اما چند عادت ساده  می‌تواند تفاوت زیادی ایجاد کند؛ منبع اصلی خبر را ببیند، میان خبر و تحلیل تفاوت بگذارد، برای خبرهای مهم به یک روایت بسنده نکند و اگر خبری بیش از حد عجیب یا احساسی به نظر می‌رسد، پیش از بازنشر چند لحظه مکث کند.

این مکث کوچک در ظاهر چیز مهمی نیست. اما در رسانه امروز، شاید یکی از مهم‌ترین رفتارهای مخاطب باشد.

رسانه هم در طرف دیگر این رابطه مسئولیت دارد. اگر قرار باشد مخاطب فقط به دلیل سرعت یا تعداد دنبال‌کنندگان یک صفحه خبر را باور کند، نقش رسانه حرفه‌ای کم‌رنگ می‌شود. اعتبار یک رسانه با یک تیتر پرمخاطب ساخته نمی‌شود؛ همان‌طور که با یک خبر درست هم به تنهایی به دست نمی‌آید. اعتبار حاصل مجموعه‌ای از رفتارهاست؛ از دقت در انتشار خبر گرفته تا نحوه برخورد با خطا و شفافیتی که رسانه در برابر مخاطب دارد.

شاید یکی از دشوارترین مسائل رسانه امروز همین باشد که مخاطب دیگر فقط مصرف‌کننده خبر نیست. او خبر را دریافت می‌کند، درباره‌اش نظر می‌دهد، برای دیگران می‌فرستد و گاهی خودش بخشی از زنجیره انتشار می‌شود. هر کاربر شبکه اجتماعی، به نوعی یک حلقه از این زنجیره است؛ حتی اگر خودش را رسانه نداند.

پس مسئله فقط این نیست که رسانه‌ها چه چیزی منتشر می‌کنند. مسئله این است که ما با آنچه می‌بینیم چه می‌کنیم.

یک خبر نادرست ممکن است بعد از چند ساعت حذف شود، اما اثری که در ذهن مخاطب گذاشته لزوماً با حذف پست از بین نمی‌رود. اصلاح یک خبر هم همیشه به اندازه انتشار اولیه آن دیده نمی‌شود. برای همین است که دقت در همان مرحله اول اهمیت دارد؛ جایی که هنوز خبر تبدیل به باور نشده است.

شاید پاسخ سؤال ابتدای این یادداشت، یک نام یا یک پلتفرم مشخص نباشد. در روزگاری که تقریباً هر کسی می‌تواند خبر تولید و منتشر کند، اعتماد باید به مجموعه‌ای از نشانه‌ها گره بخورد: منبع روشن، بررسی، ارائه زمینه کافی، پذیرش خطا و پاسخگویی.

رسانه‌ای که این مسیر را جدی بگیرد، حتی اگر همیشه اولین رسانه منتشرکننده نباشد، چیزی در اختیار دارد که با سرعت و تعداد دنبال‌کننده به دست نمی‌آید. آن هم اعتماد است.

و شاید در روزگاری که خبر در چند ثانیه ساخته، منتشر و تکثیر می‌شود، همین اعتماد مهم‌ترین سرمایه‌ای باشد که یک رسانه می‌تواند برای فردای خود حفظ کند.

انتهای پیام / 

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه