تروماهای پنهان جنگ بر کودکان؛ روایت‌هایی که از دل بازی و سکوت بیرون می‌آیند

|
۱۴۰۵/۰۷/۱۳
|
۱۷:۱۴:۳۷
| کد خبر: ۲۳۹۷۹۲۱
سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان اصفهان
یک روان‌شناس حوزه کودک و نوجوان با تأکید بر اینکه آثار روانی جنگ بر کودکان تنها به تجربه مستقیم مرگ و فقدان محدود نمی‌شود، گفت: صداهای انفجار، احساس ناامنی و قرار گرفتن در معرض موقعیت‌های غیرقابل پیش‌بینی می‌تواند امنیت بنیادین کودک را تحت تأثیر قرار داده و حتی بدون مشاهده مستقیم یک حادثه، زمینه بروز استرس پس از سانحه را ایجاد کند.

به گزارش برنا از اصفهان، نفیسه صالحی در دومین نشست تخصصی بررسی فیلم‌های مستند سی‌وهشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان که با بررسی دو مستند «کوه راستین» و «برای کیان» در خانه جشنواره برگزار شد، اظهار کرد: این نشست‌ها فرصتی برای بررسی تخصصی آثار مستند با تمرکز بر تجربه زیسته کودکان و نوجوانان است و حضور متخصصان حوزه کودک می‌تواند به درک دقیق‌تر ابعاد روان‌شناختی این آثار کمک کند.

جنگ؛ فراتر از تجربه مستقیم مرگ

وی با اشاره به مستند «کوه راستین» افزود: در این اثر، بخشی از تجربه روانی کودکانی که در معرض جنگ قرار گرفته‌اند، از طریق رفتار، بازی، گفت‌وگو و نحوه مواجهه آنها با اتفاقات پیرامون بازنمایی می‌شود.

این روان‌شناس حوزه کودک و نوجوان ادامه داد: کودکانی که در معرض صداهای انفجار، مشاهده آسمان و تغییرات ناشی از جنگ قرار گرفته‌اند، الزاماً شاهد مستقیم مرگ نبوده‌اند، اما همین تجربه‌ها می‌تواند احساس امنیت آنها را تحت تأثیر قرار دهد.

صالحی تصریح کرد: صداهای بلند و اتفاقات غیرمنتظره حتی بدون وجود یک خاطره مستقیم از حادثه می‌توانند سطح اضطراب را افزایش دهند و کودکی که در چنین محیطی زندگی کرده است، نمی‌تواند تجربه‌ای مشابه کودکی داشته باشد که از فضای جنگ فاصله داشته است.

وی با بیان اینکه کودکان در «کوه راستین» بخشی از اضطراب خود را از طریق بازی و نمایش بروز می‌دهند، گفت: برون‌ریزی اضطراب در کودکان شکل‌های مختلفی دارد و بازی، گفت‌وگو، نمایش و بازگویی اتفاقات می‌تواند راهی برای تخلیه هیجان ناشی از ترس، وحشت و استرس باشد.

تروماهایی که پس از پایان جنگ باقی می‌مانند

صالحی با اشاره به نشانه‌های استرس پس از سانحه خاطرنشان کرد: تجربه جنگ تنها به سوگ ناشی از از دست دادن عزیزان محدود نمی‌شود و کودکی که مستقیماً شاهد مرگ نبوده نیز ممکن است با استرس پس از سانحه مواجه شود؛ تجربه‌ای که حتی پس از پایان حادثه می‌تواند ادامه داشته باشد و با محرک‌هایی مانند صداهای بلند یا موقعیت‌های یادآور حادثه دوباره فعال شود.

وی تأکید کرد: برای کودکانی که در معرض مستقیم جنگ قرار گرفته‌اند، باید شرایطی فراهم شود تا اضطراب آنها شناسایی و امکان تخلیه و پردازش این هیجان‌ها فراهم شود.

کودک مفهوم مرگ را مانند بزرگسال درک نمی‌کند

این روان‌شناس در ادامه با اشاره به مستند «برای کیان» و موضوع سوگ در کودکان اظهار کرد: در مواجهه با فقدان، شناخت مرحله رشدی کودک اهمیت اساسی دارد، زیرا کودکان در سنین مختلف درک متفاوتی از مفهوم مرگ دارند.

صالحی افزود: کودکان زیر شش سال هنوز در مرحله‌ای از رشد شناختی قرار دارند که مفهوم مرگ را مانند بزرگسالان درک نمی‌کنند و ممکن است انتظار بازگشت فرد ازدست‌رفته را داشته باشند؛ بنابراین لازم است مفهوم مرگ با زبانی ساده، روشن و متناسب با سن کودک توضیح داده شود.

وی ادامه داد: یکی از اشتباهات رایج، استفاده از تعابیری مانند اینکه فرد ازدست‌رفته «به جایی رفته» است؛ زیرا کودک ممکن است این موضوع را به معنای رفتن به مکانی مشخص و امکان بازگشت برداشت کند. بهتر است واقعیت مرگ با زبانی شفاف و متناسب با سطح درک کودک برای او توضیح داده شود.

سوگ کودک خطی نیست

صالحی با اشاره به رفتارهای تکرارشونده کودکان پس از فقدان گفت: کودک ممکن است بارها درباره بازگشت فرد ازدست‌رفته سؤال کند یا بپرسد آیا او در جشن تولد، پارک یا فعالیت‌های خانوادگی حضور خواهد داشت؛ این پرسش‌ها نشانه لجبازی نیست، بلکه بخشی از تلاش کودک برای درک و پذیرش واقعیت فقدان است.

وی خاطرنشان کرد: کودکان در فرایند سوگ ممکن است احساس گناه نیز داشته باشند و با خود فکر کنند اگر رفتار متفاوتی انجام می‌دادند، شاید حادثه رخ نمی‌داد؛ بنابراین توجه به این لایه‌های پنهان سوگ در آثاری که به تجربه کودکان می‌پردازند، اهمیت زیادی دارد.

این روان‌شناس با بیان اینکه فرایند سوگ خطی نیست، گفت: نمی‌توان انتظار داشت کودک یا بزرگسال مراحل سوگ را به ترتیب و بدون بازگشت طی کند و ممکن است فرد میان حالت‌های مختلف سوگ جابه‌جا شود؛ موضوعی که در مستند «برای کیان» نیز در تغییر وضعیت کودک میان سکوت، بازی، هیجان و بازگشت به حالت سوگ قابل مشاهده است.

پذیرش سوگ به معنای پایان درد نیست

صالحی با تأکید بر اینکه پذیرش به معنای پایان یافتن درد نیست، اظهار کرد: پذیرش یعنی فرد بتواند در کنار فقدان به زندگی ادامه دهد؛ کودک باید بتواند در کنار این تجربه به مدرسه برود، با دوستانش ارتباط برقرار کند، بازی کند و از لحظات شادی لذت ببرد.

وی افزود: لازم است به کودک گفته شود که رفتن به مدرسه یا خندیدن به معنای فراموش کردن فرد ازدست‌رفته نیست و شادی کردن نباید موجب احساس گناه شود. هدف، بازگشت کودک به یک مسیر رشد متعادل در کنار تجربه فقدان است.

ضرورت حضور روان‌شناسان در تولید آثار کودک

صالحی با تأکید بر نقش سینما در کمک به خانواده‌ها گفت: فیلم فقط یک روایت نیست و یک اثر سینمایی می‌تواند به والدین کمک کند تا بدانند قرار نیست غم و سوگ را به طور کامل از کودک دور کنند، بلکه باید یاد بگیرند چگونه در کنار کودک بمانند تا او بتواند این تجربه را بپذیرد و مسیر رشد خود را ادامه دهد.

وی افزود: فیلمسازان حوزه کودک و نوجوان در فرایند تولید چنین آثاری می‌توانند از دانش روان‌شناسان و متخصصان رشد کودک استفاده کنند تا آثاری تولید شود که علاوه بر روایت یک تجربه انسانی، به کودک و خانواده برای فهم و مواجهه صحیح با آن تجربه نیز کمک کند.

این روان‌شناس حوزه کودک و نوجوان در پایان با تأکید بر اهمیت همکاری میان متخصصان حوزه‌های مختلف گفت: فیلمسازان، روان‌شناسان، جامعه‌شناسان و متخصصان حوزه تروما می‌توانند با همکاری یکدیگر به تولید آثاری کمک کنند که ضمن بازنمایی واقع‌بینانه تجربه کودکان، زمینه شناخت و کاهش آسیب‌های روان‌شناختی ناشی از جنگ را فراهم کند.

انتهای پیام

نویسنده :
الهه مولادوست
نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه