شکوفایی استعدادهای درخشان بومی در مسیر سریالسازی استانی
به گزارش گروه فرهنگ و هنر برنا، در گذشته در کنار تمرکز عمده بر تهران و پایتخت، شاید سالانه تنها دو یا سه سریال در شهرستانها تولید میشد، اما حرکت و تمرکز جدی در دورههای اخیر به سمت مناطقی که پیشتر کمتر موردتوجه قرار میگرفتند، باعث شد هموطنان ما احساس کنند در رسانه ملی و آثار نمایشی سهم دارند.
وی تصریح کرد: طی دو تا سه سال اخیر، شخصاً درگیر نگارش و تولید دو یا سه اثر با این محوریت بودم. در ابتدا نگرانیهایی داشتم، اما بازخوردهایی که دریافت کردم بسیار مثبت بود. برای نمونه، اثری در کرمان داشتم با عنوان «روزی روزگاری آبادی» به کارگردانی حسین سهیلیزاده و همچنین اثر دیگری به نام «بهار شیراز» که خودم کارگردانی کردم. بر این اساس در بررسی واکنشها دیدم که مردم بسیار راضی و خوشحال هستند، چراکه حتی با وجود برخی نقدها، نفس توجه به لهجه، گویش، فرهنگ و زیست بومی آنها بسیار مورد استقبال قرار گرفت.
این نویسنده و کارگردان متذکر شد: اگر در سریالسازی با وجود دشواریهای مرحله تولید واقعاً به استانها اعتنا کنیم و آنها را بر سر سفره فرهنگی رسانه بنشانیم، این امر علاوه بر اشاعه فرهنگ و آشنایی سایر نقاط کشور با آدابورسوم اقوام مختلف، به انسجام ملی نیز کمکی شایان خواهد کرد.
وارسته یادآوری کرد: پیش از ورود به این تولیدات استانی، با توجه به تجربیاتم از سریال «پایتخت» بهویژه فصلهای دوم، سوم و چهارم و سریال «علیالبدل» که در فضایی روستایی روایت میشد، واقعاً این دغدغه و نگرانی را حس میکردم که آیا مخاطب با کار استانی ارتباط برقرار خواهد کرد یا خیر. این ذهنیت قدیمی حتی در سینما هم وجود داشته باشد که آثار تولید شده در شهرستان ممکن است با پسزدن مخاطب یا افت بیننده مواجه شوند. موضوعی که شاید ریشه در کمکاری مدیران فرهنگی و تولیدکنندگانی داشت که سالها توجه خود را صرفاً معطوف به پایتخت کرده بودند.
وی اضافه کرد: هرچند اعتمادسازی اولیه دشوار است، اما تجربه به من ثابت کرد چنانچه اثر از کیفیت، قصه استاندارد و ساختار محکم برخوردار باشد و بهدرستی حمایت شود، بخش گستردهای از مخاطبان در شهرستانهای مختلف مجدداً جذب رسانه میشوند و پای برنامهها مینشینند، زیرا حس میکنند دیده شدهاند و به آنها احترام گذاشته شده است.
وارسته ادامه داد: البته نمیتوان انکار کرد که تولید خارج از مرکز برای سازندگان و تهیهکنندگان با دشواریها و هزینههای سنگینی همچون اقامت گروه و بعد مسافت همراه است، اما در فعالیت فرهنگی، پذیرش این هزینهها برای پوشش دادن سلیقه جامعهای ۹۰ میلیونی کاملاً ارزش دارد. مخاطب رسانه ملی تنها ساکنان پایتخت نیستند و سایر شهرها نیز باید در این قاب دیده شوند.
این فیلمساز در مورد ملاحظات تولید اثر در شهرها و روستاها و جلب نظر همه مردم گفت: میزان حساسیتها تا حد زیادی به ژانر اثر بستگی دارد و این ملاحظات معمولاً در گونه کمدی دوچندان میشود. در حال حاضر تابآوری جامعه نسبت به شوخی و نقد کاهش یافته و در آثار طنز حتی شوخی با مشاغل نیز با واکنشها و موضعگیریهایی روبهرو میشود که ریشهیابی آن نیازمند بررسیهای جامعهشناختی و آسیبشناسی دقیق است. همانطور که در آغاز پخش سریال «پایتخت» نیز شاهد برخی واکنشها بودیم.
وارسته اظهار کرد: بااینحال، حضور گروههای برنامهساز در استانها فرصتی طلایی برای کشف و پرورش استعدادهای بومی است. بهرهگیری از بازیگران و نیروهای توانمند محلی باعث میشود این افراد جذب کارهای حرفهای شوند، در ابعادی گستردهتر دیده شده و آموزش ببینند و از یک جغرافیای محدود وارد جهان حرفهایتر تولید شوند.
وی عنوان کرد: این فرایند علاوه بر استعدادیابی، سرمایههای انسانی ارزشمندی برای همان استانها بر جای خواهد گذاشت که مستقیماً به ارتقا و غنای فرهنگ و هنر مناطق مختلف کشور کمک میکند و رسانه ملی در این دوره عملکرد خوبی از این منظر داشته است. بهعنوان نمونه ۹۰ درصد عوامل تولید سریال و بازیگران شیرازی بودند و فکر میکنم تجربه بسیار خوبی بود و باید تداوم داشته باشد.
انتهای پیام/