استاد ادبیات: شعر حافظ فراتر از زیباییهای ادبی، گنجینهای از آموزههای زندگی است
به گزارش گروه فرهنگی و هنری برنا، دکتر عباس کبیری شامگاه دوشنبه در بیستوهفتمین نوبت از «شبهای فرهنگی و ادبی قومس» در تالار تئاتر شهر فرهنگسرای کومش سمنان، با اشاره به جایگاه حافظ در ادبیات فارسی، بیان کرد: حافظ زندگی سروده است و شعر او را نباید تنها در قالب زیباییهای زبانی و هنری بررسی کرد؛ چرا که در لایههای مختلف اشعارش، آموزههایی برای زندگی، شناخت خود و چگونگی مواجهه با دیگران نهفته است.
وی با اشاره به بیت «عیب رندان مکنای زاهد پاکیزهسرشت/ که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت» گفت: حافظ با لحنی کنایهآمیز، کسانی را که خود را پاکتر و برتر از دیگران میدانند، به پرهیز از قضاوت درباره زندگی مردم فرامیخواند.
مدرس دانشگاه در رشته ادبیات با اشاره به ادامه این غزل، «من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش/ هر کسی آن دِرود عاقبت کار که کشت»، افزود: پیام این ابیات روشن است؛ به جای آنکه در زندگی دیگران سرک بکشیم و درباره آنان داوری کنیم، باید رفتار و کردار خود را بررسی کنیم و مسئولیت انتخابهایمان را بپذیریم.
توجه به جان کلام حافظ در مسیر بهبود روابط انسانی
وی با بیان اینکه چنین نگاهی میتواند زمینهساز روابط انسانی سالمتر در جامعه باشد، به این بیت حافظ اشاره کرد: «همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست/ همهجا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت».
این استاد ادبیات اضافه کرد: عشق در نگاه حافظ به گروه یا آیین خاصی محدود نمیشود و انسانها، فارغ از تفاوتهای اعتقادی و فکری، میتوانند در پرتو محبت و احترام متقابل در کنار یکدیگر زندگی کنند.
وی با اشاره به بیت «ناامیدم مکن از سابقه لطف ازل/ تو چه دانی که پس پرده که خوب است و که زشت» گفت: انسان نمیتواند تنها بر پایه ظاهر یا برداشت شخصی خود درباره دیگران حکم قطعی صادر کند؛ چهبسا آنچه ما از زندگی افراد میبینیم، تمام حقیقت وجودی آنان نباشد.
مدرس دانشگاه در رشته ادبیات با تاکید بر اینکه ادبیات کلاسیک فارسی را باید در پیوند با زندگی امروز خواند، افزود: وجه مشترک بسیاری از بزرگان شعر فارسی، از جمله حافظ، سعدی و مولانا، توجه به انسان، عشق و اخلاق است. دغدغه آنان فقط سرودن شعر نبود، بلکه در آثارشان به شیوه زیستن و چگونگی ارتباط انسان با جهان و دیگران نیز پرداختهاند.
وی با اشاره به سروده سعدی «به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست/ عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست» خاطرنشان کرد: چنین نگاهی انسان را به دیدن زیباییهای جهان و احترام به موجودات دیگر دعوت میکند؛ عشقی که تنها در گفتار باقی نمیماند و در رفتار و رعایت حق زندگی دیگران نیز نمود پیدا میکند.
نگاه مشترک به جان جهان بین شاعران کلاسیک و معاصر
کبیری برای توضیح این مفهوم، به اندیشههای شاعر معاصر سهراب سپهری (چشمها را باید شست/جورد دیگر باید دید) هم اشاره کرد و گفت: تغییر نگاه، شیوه مواجهه ما با جهان را دگرگون میکند. ممکن است فردی هنگام نگاه از پنجره، لکهها و کثیفی شیشه را ببیند و فردی دیگر زیبایی منظره پشت آن را؛ در زندگی نیز میتوان به جای تمرکز بر کاستیها، زیباییها و ظرفیتهای انسانی را دید.
وی افزود: عشق به همه موجودات، تنها یک احساس شخصی نیست، بلکه در احترام به حق زندگی دیگران معنا پیدا میکند. انسان عاشق، تنها خود را نمیبیند و برای زندگی دیگران نیز حق و حرمت قائل است.
اندیشه حافظ از مرزهای زبانی و جغرافیایی فراتر رفته است
مدرس دانشگاه در رشته ادبیات فارسی با اشاره به جایگاه جهانی حافظ، از توجه یوهان ولفگانگ گوته، شاعر و نویسنده آلمانی، به دیوان این شاعر ایرانی سخن گفت و اظهار کرد: جایگاه حافظ در ادبیات جهان نشان میدهد که شعر او از مرزهای زبانی و جغرافیایی فراتر رفته و توانسته است با مخاطبان فرهنگهای دیگر ارتباط برقرار کند.
وی با اشاره به تعبیر «نوازنده کلمات» درباره حافظ از بیان منتقدان جهانی گفت: ارزش شعر او تنها در انتخاب واژهها و زیبایی ترکیبها نیست، بلکه در توانایی آن برای اثر گذاشتن بر جان و روان مخاطب نیز ریشه دارد. همانگونه که موسیقی با کنار هم قرار گرفتن نتها احساس برمیانگیزد، شعر نیز با واژهها، آهنگ و تصویرهای خود بر ذهن و دل انسان اثر میگذارد.
«خودشناسی» اولین پند حافظ
کبیری، خودشناسی را از مهمترین آموزههای شعر حافظ دانست و به این بیت اشاره کرد: «سالها دل طلب جام جم از ما میکرد/ آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد».
وی افزود: انسان گاهی برای یافتن پاسخ پرسشهای زندگی به بیرون از وجود خود چشم میدوزد، در حالی که بخشی از آنچه جستوجو میکند، در درون خودش نهفته است. خودشناسی، شناخت تواناییها و توجه به ارزشهای انسانی، راهی برای رسیدن به این آگاهی است.
وی با اشاره به ابیات «مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش/ کو به تأیید نظر حل معما میکرد» و «دیدمش خرم و خندان قدح باده به دست / و اندر آن آینه صد گونه تماشا میکرد» گفت: بهرهگیری از تجربه و نگاه عمیق میتواند به شناخت بهتر مسائل زندگی و یافتن راهحل برای دشواریها کمک کند.
مدرس دانشگاه در رشته ادبیات فارسی با اشاره به اهمیت حفظ حرمت انسانها اضافه کرد: در آموزههای اخلاقی و عرفانی، دل انسان جایگاهی ارزشمند دارد و پرهیز از کینه، بدگویی و تفرقهافکنی از ضرورتهای زندگی انسانی است. نمیتوان از عشق و انسانیت سخن گفت، اما در عمل دل دیگران را شکست یا با رفتارهای نادرست، آرامش و اعتماد را از میان برد.
وی با اشاره به بیت «هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ / از یمن دعای شب و ورد سحری بود» گفت: در نگاه حافظ، سعادت با توجه درونی، ارتباط معنوی و مراقبت از خویشتن پیوند دارد و نمیتوان آن را تنها در عوامل بیرونی جستوجو کرد.
عشق و مسوولیت اجتماعی در نگاه حافظ
وی همچنین با اشاره به بیت «عشقت رسد به فریاد گر خود به سان حافظ / قرآن ز بر بخوانی با چارده روایت» بیان کرد: در نگاه حافظ، عشق جایگاهی ویژه دارد و میتواند انسان را از سطح دانستن و محفوظات فراتر ببرد؛ دانایی هنگامی ارزشمندتر میشود که با عشق، رفتار انسانی و مسئولیت در برابر دیگران همراه باشد.
وی مسئولیت اجتماعی را از دیگر پیامهای قابل برداشت از ادبیات فارسی دانست و گفت: انسان باید از خود بپرسد چه سهمی در بهتر شدن زندگی دیگران دارد و تا چه اندازه توانسته است از امکانات و تواناییهایش برای خدمت به جامعه استفاده کند.
وی با اشاره به نمونههایی از طبیعت افزود: درخت در فصلهای مختلف سال، از میوه و سایه تا برگ و شاخه، به موجودات دیگر سود میرساند و حیوانات نیز به شیوه خود در تأمین نیازهای انسان نقش دارند؛ انسان نیز باید از خود بپرسد در برابر جامعه چه کرده و چه اندازه به دیگران بدهکار است.
فراز و فرودهای زندگی، بخشی از بلوغ فکری انسان است
وی با اشاره به ضرورت شناخت ارزش و جایگاه انسانی گفت: شناخت خود تنها به دانستن تواناییها و موقعیت اجتماعی محدود نمیشود، بلکه مستلزم درک مسئولیتها و توجه به چگونگی استفاده از ظرفیتهای فردی است.
کبیری با اشاره به ابیات «ای بلندنظر شاهباز سدرهنشین / نشیمن تو نه این کنج محنتآباد است» و «تو را ز کنگره عرش میزنند صفیر / ندانمت که در این دامگه چه افتاده است» افزود: حافظ انسان را به فراتر رفتن از تعلقات محدود و توجه به شأن و ظرفیت وجودی خود دعوت میکند.
وی افزود: ثروت، مقام و امکانات مادی بهتنهایی معیار ارزش انسان نیست؛ آنچه از انسان باقی میماند، رفتار، اندیشه و اثری است که بر زندگی دیگران میگذارد. از این رو، نباید عمر را تنها صرف افزایش داراییها و رقابتهای مادی کرد.
وی با اشاره به بیت «مجوی درستی عهد از جهان سستنهاد / که این عجوزه عروس هزار داماد است» گفت: شناخت واقعیتهای زندگی و پذیرفتن فراز و فرودهای آن، بخشی از بلوغ فکری انسان است. نباید انتظار داشت جهان و زندگی همواره مطابق خواستههای ما پیش بروند.
شباهت اشارات حافظ، مولانا و سعدی
وی با اشاره به آموزههای مولانا درباره خودشناسی اضافه کرد: انسان گاهی به جای روبهرو شدن با مسائل درونی و اصلاح رفتار خود، به سرگرمیها، وابستگیها یا انباشتن ثروت پناه میبرد؛ در حالی که شناخت خود و پذیرش مسئولیت، راهی برای مواجهه درست با مسائل زندگی است.
استاد دانشگاه در رشته ادبیات فارسی با بیان اینکه دانش و تحصیلات بهتنهایی تضمینکننده رشد انسانی نیست، افزود: آشنایی با حافظ، سعدی و مولانا زمانی ارزش واقعی خود را نشان میدهد که به تغییر رفتار و نزدیکتر شدن انسان به اخلاق و انسانیت منجر شود.
وی با اشاره به بیت «دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد» گفت: در روابط انسانی باید به سراغ کسانی رفت که از عمق و معنای زندگی آگاهی دارند و میتوانند با نگاه و رفتار خود، زمینه رشد و آرامش دیگران را فراهم کنند.
کبیری با اشاره به بیت «در این بازار عطاران مرو هر سو چو بیکاران / به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد» بر ضرورت انتخاب آگاهانه الگوهای زندگی و پرهیز از پیروی بیهدف از دیگران تأکید کرد و با اشاره به تأثیر شعر حافظ در فرهنگهای مختلف، از جمله در میان مردم کشمیر، گفت: نفوذ شعر این شاعر ایرانی از مرزهای جغرافیایی فراتر رفته است و نشان میدهد مفاهیم انسانی و عاطفی در آثار او قابلیت ارتباط با مخاطبان گوناگون را دارد.
وی با تأکید بر ضرورت توجه به رسالت فردی و اجتماعی انسان اظهار کرد: هر فرد متناسب با تواناییها و جایگاهی که دارد، مسئولیتی در برابر جامعه بر عهده دارد و باید از خود بپرسد چه چیزی به زندگی دیگران میافزاید و چه اثری از خود به جا میگذارد.
«عشق» در نگاه حافظ
وی با اشاره به نقش عشق در زندگی انسان گفت: در نگاه حافظ شیرازی، عشق واقعی تنها در گرفتن و خواستن خلاصه نمیشود، بلکه در بخشیدن، از خود گذشتن و توجه به دیگری معنا پیدا میکند. عشق، انسان را از محوریت خود بیرون میآورد و به او میآموزد که برای زندگی و آرامش دیگران نیز ارزش قائل باشد.
این مدرس دانشگاه با اشاره به تجربههای دوران دفاع مقدس و فداکاری رزمندگان، عشق به وطن را نمونهای از مسئولیتپذیری و ازخودگذشتگی دانست و اظهار کرد: کسانی که برای دفاع از سرزمین خود از آسایش و زندگیشان گذشتند، با احساس تعلق و مسئولیت نسبت به دیگران و وطن، معنای عملی عشق را نشان دادند.
وی با تأکید بر اینکه آموزههای حافظ و دیگر بزرگان ادبیات فارسی میتواند راهنمای زندگی امروز باشد، گفت: اگر خودشناسی، عشق، احترام به دیگران و مسئولیتپذیری را از شعر به زندگی روزمره وارد کنیم، ادبیات از مجموعهای از واژهها و بیتهای زیبا فراتر میرود و به نیرویی برای بهتر زیستن تبدیل میشود.
رونمایی از «فصلنامه فرهنگ قومس»
در این آیین، از شماره ۷۸ «فصلنامه فرهنگ قومس» در دوره جدید بهعنوان ویژهنامه گرامیداشت استاد فقید «فرهنگ شکوهی» رونمایی شد.
آخرین شماره این فصلنامه در زمستان ۱۴۰۲ منتشر شده بود و در رویکرد جدید ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی سمنان این فصلنامه با سردبیری دکتر علیرضا شاهحسینی و تیم تحریریه جدید، دوران تازهای از انتشار را در پیش گرفته است.
تازهترین شماره «فصلنامه فرهنگ قومس» ویژهنامه استاد فقید شکوهی با حضور فرزند وی و جمعی از مسوولان فرهنگی و اجتماعی استان و شهر سمنان رونمایی شد.