سهم خریدار از بازار خودرو، گرانی در بازار و انتظار پشت در کارخانه
به گزارش گروه اقتصادی برنا، بازار خودرو ایران همچنان در دور باطل وعده، انتظار و بلاتکلیفی گرفتار است. خریدار نمیداند برای خرید خودرو باید به کارخانه امیدوار باشد یا سراغ بازار آزاد برود، فروشنده هم با هر خبر و شایعهای قیمتها را بازبینی میکند. در این میان، ظاهرا تنها چیزی که تغییر چندانی نمیکند، مشکلاتی است که مصرفکننده سالهاست با آن دستوپنجه نرم میکند.
داستان محدودیت واردات خودرو نیز گویا قرار نیست به این زودیها از دستور کار خارج شود. در شرایطی که بازار به رقابت بیشتر و مسیرهای متنوعتر تأمین خودرو نیاز دارد، همچنان بحثهایی درباره محدود کردن واردات و تنگتر کردن مسیر ورود خودروهای خارجی مطرح است. گویی بهجای آنکه انحصار موجود به چالش کشیده شود، باید مراقب بود مبادا رقیب تازهای وارد میدان شود و معادلات فعلی را به هم بزند.
مسئله اینجاست که بازار خودرو پیش از هر تصمیم تازهای، با یک پرسش اساسی روبهروست: چرا مصرفکننده باید برای خرید محصولی که به آن نیاز دارد، اینهمه هزینه زمانی و مالی بپردازد؟ اگر واردات محدود شود، رقابت کاهش پیدا کند و عرضه نیز با تأخیر همراه باشد، نتیجه این معادله برای خریدار چه خواهد بود؟ احتمالا باز هم همان نسخه آشنای بازار خودرو، یعنی انتخابهای محدودتر و قدرت چانهزنی کمتر در برابر فروشنده.
از طرف دیگر، تجربه خرید از خودروسازان داخلی نیز کمکم معادلات قدیمی را تغییر داده است. سالها به مردم گفته میشد برای فرار از قیمتهای بالای بازار آزاد، از کارخانه خرید کنند. توصیهای که روی کاغذ منطقی به نظر میرسید، اما در عمل برای برخی مشتریان به معنای ثبتنام، پرداخت وجه، انتظار طولانی و پیگیری مداوم زمان تحویل بوده است.
حالا شرایط به جایی رسیده که برخی خریداران ترجیح میدهند خودروی موردنظرشان را با قیمت بالاتر از بازار آزاد تهیه کنند، اما دستکم گرفتار انتظارهای فرسایشی برای تحویل خودرو نشوند. به بیان سادهتر، مشتری حاضر است بیشتر پول بدهد تا کمتر منتظر بماند. این اتفاق نه به معنای ارزان بودن بازار آزاد است و نه تأیید قیمتهای آن، بلکه نشانهای از کاهش جذابیت خرید مستقیم از کارخانه در شرایط تأخیر و ابهام در تحویل است.
وضعیت خودروسازانی مانند سایپا، با توجه به مطالبات مشتریان و تأخیرهای مطرحشده در تحویل برخی خودروها، این پرسش را جدیتر میکند که مزیت خرید از کارخانه دقیقاً کجاست؟ اگر قرار باشد مشتری برای تحویل خودرو ماهها منتظر بماند، پیگیر تعهداتش شود و در نهایت هم زمان مشخصی برای دریافت محصول نداشته باشد، چه تفاوتی میان خرید مستقیم و ورود به یک صف انتظار طولانی وجود دارد؟
حتی تحویل خودرو هم پایان ماجرا نیست. مشتری برای دریافت خسارت تأخیر، علاوه بر ماهها انتظار برای خودرو، باید ماهها نیز پیگیر دریافت خسارت قراردادی خود باشد.
ظاهراً در بازار خودرو، قیمت کارخانهای قرار است امتیاز مشتری باشد، اما زمان تحویل به مسئلهای تبدیل شده که خود مشتری باید برای حل آن تلاش کند. در چنین شرایطی، بازار آزاد با تمام ایرادهایش دستکم یک مزیت برای بخشی از خریداران دارد امکان انتخاب خودروی موجود و معامله با زمان تحویل روشنتر. اینکه چنین وضعیتی بتواند برای بازار خودرو یک نقطه قوت محسوب شود، خود جای تأمل دارد.
از سوی دیگر، پیگیری دوباره محدودیت واردات در شرایطی که مشتریان از کمبود رقابت و فاصله قیمتها گلایه دارند، این نگرانی را ایجاد میکند که بهجای اصلاح ساختار بازار، صورتمسئله تغییر کند. اگر خودروساز داخلی در تحویل بهموقع خودرو مشکل دارد، راهحل الزاما محدود کردن رقیب خارجی نیست. اگر قیمتها برای مصرفکننده سنگین است، نمیتوان انتظار داشت با کاهش گزینههای خرید، مشکل قدرت خرید مردم برطرف شود.
در نهایت، خریدار ایرانی میان دو انتخاب نامطلوب گرفتار شده است: یا هزینه بیشتری بپردازد و از بازار آزاد خودرو بخرد، یا با امید به قیمت کارخانهای کمتر، وارد چرخه انتظار و پیگیری شود. در این میان، اگر قرار باشد واردات هم محدودتر شود، معلوم نیست قرار است کدام بخش از این معادله به نفع مصرفکننده تغییر کند.