مسعود فروتن: فیلم کوتاه باید از جشنوارهها به پرده سینماها راه پیدا کند/ هیچوقت از فیلمسازان جوان نپرسیدم دستمزدم چقدر است
سالهاست که نامش با خاطرات چند نسل از قاب جادویی تلویزیون گره خورده است؛ مردى با آرامش عميق و لبخندی که از پس سالها تلاش؛ از دل تاریخ هنر میآید. مسعود فروتن تنها یک پیشکسوت نامآشنا نیست؛ او روایتگری است که در فصل پختگی عمر، صندلی راحتی تکیه بر گذشته را رها کرده و ایستاده کنار جوانانی که با دستهای خالی اما ذهنى خلاق و سرشار از ايده، سینمای کوتاه را نفس میکشند.
او بیآنکه نگران نام و اعتبارش باشد، بیآنکه بپرسد دستمزدش چقدر است، به پروژه فیلم کوتاه «همه چیز درباره رفتن» ساخته مرکز فیلم جوان سوره پیوسته است؛ چرا که داستان فیلم، ریشهای ژرف در زخمها و التیامهای واقعی زندگیاش دارد، ماجرای اهدای عضو و تپش دوباره قلبها.
در گفتوگوی خبرنگار برنا با مسعود فروتن؛ از چراغی که او برای نسل نو روشن کرده، از عشقش به جسارت جوانان، و از ۵۰ سال عاشقی در کوچهباغهای فرهنگ و هنر گفتهایم. در ادامه، روایت این همنشنی گرم و دلنشین را از زبان مسعود فروتن میخوانید.
برنا: از تجربهتان در فیلم کوتاه «همه چیز درباره رفتن» به کارگردانی صابر اللهدادیان بگویید. شما بهعنوان یک پیشکسوت باتجربه، نویسنده و کارگردان که سالها در سینما و تلویزیون حضور داشتهاید، چه شد که به همکاری با فیلمسازان جوان تن دادید و به آنها اعتماد کردید؟
فروتن: عمیقا معتقدم که آینده مال جوانهاست. آینده سینما، آینده تئاتر، آینده موسیقی همهچیز دست بچههای جوان است. آنها چه میکنند؟ نیاز به دکورهای آنچنانی ندارند؛ عکس میگیرند، کارشان را میسازند، تماشا میکنند و ایرادهایش را برطرف میکنند. من خوشبختانه با جوانان ارتباط بسیار خوبی دارم و دوستشان دارم. باید از جوانها حمایت کرد. هم ما پیشکسوتان هم مراکزی مثل مركز فيلم جوان سوره که از این اثر و چند فیلم دیگر حمایت کردند.
من در این سالها هر سال دو سه فیلم کوتاه کار کردهام. شاید خیلیها فکر کنند که آدم از اعتبارش میترسد اما من اصلا اینطور نیستم. برعکس، دوست دارم اگر جوانی به این آرامش نیاز دارد؛ مثلا مثل جراحی که قرار است عمل قلب انجام دهد و به یک حضور آرامبخش کنار دستش احتیاج دارد، من آنجا باشم. وقتی آنها این خصلت را در من میبینند و فیلمم را میخواهند، چرا باید دریغ کنم؟ اصلا و ابدا... حتی هیچوقت نمیپرسم چقدر دستمزد میدهند؛ میگویم هرچه در توان دارید، هرچقدر که میتوانید. هر چند روز هم که فیلمبرداری بود، با میل و رغبت رفتم.
برنا: کار کردن با جوانان قاعدتا چالشهای خودش را هم دارد؛ نگاه شما به این تعامل چیست؟
فروتن: بله، چالش دارد؛ اما من توقع ندارم که آنها کاملا تسلیم من شوند. من بیشتر در جایگاه مشاور کنارشان قرار میگیرم. با این حال، جوانی و جسارت ویژگی بسیار زیبایی است. من عاشق جسارت جوانان هستم، کنارشان میایستم، با آنها همکاری میکنم و دوستشان دارم.
برنا: نکته بسیار جالب در مورد حضور شما در این فیلم، موضوع آن است؛ داستانی پیرامون «اهدای عضو». ظاهرا این موضوع برای شما فراتر از یک فیلمنامه ساده بود و ریشهای عمیق در زندگیتان داشت؛ درست است؟
فروتن: دقیقا... ما مدتهای مدیدی در بیمارستان مسیح دانشوری روی ماجرای اهدای عضو کار کرده بودیم. حتی یادم هست یکبار تور گذاشتیم و به شهرستانهای مختلف رفتیم تا آدمهایی را که قلبشان پیوند شده بود پیدا کنیم؛ با آنها گفتوگو میکردیم، به خانههایشان میرفتیم و پای صحبتشان مینشستیم.
این دیگر برای من یک دغدغه یا کار معمولی نیست؛ یک «سرنوشت» است که با آن آشنا شدهام. حتی یادم میآید دختر جوانی را که قلبش پیوند شده بود. میدانید که معمولا خانوادههای اهداکننده و گیرنده عضو را به هم نشان نمیدهند، اما ما این را جدی گرفتیم؛ چون مادر آن پسر جوان درگذشته میخواست ببیند. ما ترجیح دادیم این دیدار را در حرم امام رضا (ع) انجام دهیم. من کنار آن مادر ایستاده بودم و به این دختر جوان و مادرش نگاه میکردیم. وقتی مادر آن پسر از دور به من نگاه کرد و پرسید «شما همان آقای چادر سفید تلویزیون نیستید؟» گفتم بله، خودم هستم. اینها برای من متن زندگی است. وقتی فیلمنامه این فیلم هم چنین فضایی داشت، با تمام وجود دوست داشتم در آن کار کنم و احساسم را عمیقا برانگیخت.
برنا: با توجه به تجربهتان، جایگاه سینمای کوتاه را در ایران و عرصه بینالملل چطور میبینید؟
فروتن: از عرصه بینالملل خبری ندارم اما در ایران، اینکه فیلم کوتاه ساخته شود، در یک جشنواره پنج یا ۱۰ روزه نمایش داده شود و بعد تمام، کافی نیست. باید قانون بگذارند که هر فیلم بلندی که در سینما اکران میشود، پیش از آن یک فیلم کوتاه نشان بدهند. اینطوری است که بچهها پرورش پیدا میکنند، کارشان دیده میشود و رشد میکنند.
وگرنه اینکه فیلم کوتاه بسازیم، خودمان برویم ببینیم و برای خودمان و جوانترها دست بزنیم که فایدهای ندارد. دیده شدن واقعی این است که وقتی فیلم بلندی روی پرده سینما میرود، بیست دقیقه پیش از آن یک فیلم کوتاه خوب هم نمایش داده شود تا مردم، جوانان ما را با آن فکر باز، اندیشه عمیق و گاهی دستهای تنگ اما آثار درخشانشان ببینند.
برنا: چه توصیهای برای جوانانی دارید که تازه وارد عرصه فیلم کوتاه شدهاند؟
فروتن: شاید جوانها کمی عجول باشند؛ این طبیعی است. جوانان دوست دارند با اولین فیلمشان در یک شب سوپراستار شوند، یا با اولین کار تئاترشان همهچیز را فتح کنند. اما باید با تامل جلو رفت. من الان که ایجا نشستهام و با شما صحبت میکنم، بیش از ۵۰ سال سابقه کار دارم؛ از کارگردانی تلویزیون شروع کردم، سالها کار کردم و حالا بعد از این همه سال آمدهام جلوی دوربین و در دهها اثر حضور داشتهام. همهچیز به صبر، تلاش و تامل نیاز دارد.
انتهای پیام/