کتاب تازه الهام شهیدان در راه پیشخوان؛ اصفهان،فروردین هزاروچهارصدو پنج منتشر شد
به گزارش برنا از اصفهان، این کتاب روایت یحیی و خانوادهاش در چند دهه و به صورت ویژه در فروردین هزاروچهارصدو پنج و مصادف با دوره جنگ رمضان است.
الهام شهیدان نویسنده این کتاب درباره محتوای داستان گفت:در زمان جنگ، آغاز به نوشتن داستان خانوادهای کردم که یحیی پسر بزرگشان سرباز وظیفه است.صدای جنگنده ها بالای سرم حس می شد وقتی کلمات این کتاب را تایپ می کردم.
وی ادامه داد: همزمان با حمله آمریکا به توپخانه اصفهان و شهید شدن سربازان توپخانه و لمس نزدیک جنگ و مویههای مادران این سربازان حس کردم تا ننویسم جنگ رهایم نمیکند.
داستان کتاب از دهه شصت آغاز میشود و تاریخ معاصر اصفهان را برای مخاطب روایت میکند.
شهیدان در ادامه افزود:خرده داستانهایی درباره محمدرحیم اخوت، دانشگاه اصفهان، روایت مادیهای زیبای این شهر در داستان هست که بر جذابیت آن اضافه میکند.
الهام شهیدان، روزنامهنگار قدیمی اصفهان است و از وی پیش از این داستان بلند روایت عروسی اجنه و داستانهای کوتاه سنگ سرد و راز کوچههای آجری منتشر شده بود.
در بخشی از کتاب که با طرحی از نقاشی لیلیا صادقی منتشر شده، میخوانیم: همه خانوادهها یک نفر دارند که گم شده است؛ گــم کــه نــه، یــک روز رفتــه و دیگــر برنگشــته. آوردنِ اســمش قیامــت بــه پــا
میکنــد. عکســش را از همــهٔ آ لبومهــا قیچــی کردهانــد، امــا همیشــه یکجــا
کار میلنگد. آخــرش اســمِ آن آدم از دلِ خاطرههــا مثــل گلدرشــت بیــرون
میزند و همــه را معــذب میکند.
خانــه مــا هــم از ایــن رازهــا و گلدرشــتها زیــاد دارد؛
در پیشگفتار کتاب نیز آمده است:وقتـی كـه سـر مقـدس يحيـي (عليهالسلام) را از بـدن جـدا كردنـد، قطـرهای از خونـش بـه زمين ريخت و هـر چه خـاك بـر روی آن ريختند، خـون در حـال جوشـش از ميـان خـاك بيرون یمآمـد و تلی از خـاك بـه
وجـود آمـد، ولی خـون از جوشـش نيفتـاد و تلی سـرخ ديـده میشد.
طـولی نكشـيد كـه بخت النصـر قيام كرد و بر بني اسـرائيل مسـلط شـد
از سـبب جوشـيدن خون پرسيد؟
هيـچ كـس ندانسـت، گفتنـد: مـردی پير هسـت او میدانـد. چـون
او را طلبيـد و از او پرسـيد، او از پـدر و جـد خـود قصـه حضـرت يحيی
(عليهالسلام) را نقـل كـرد و گفـت: مـدیت قبـل، پادشـاه ايـن منطقـه
حضـرت يحيی (عليهلسلام) را كشـت و سـرش را از بدن جدا كـرد، خون
او بـه زمين چكيـده و همچنـان آن خـون یم جوشـد.