چگونه میتوان مردم را از مخاطب توصیههای صرفهجویی به شریک راهبردی تأمین پایدار گاز کشور تبدیل کرد؟
گروه اقتصادی برنا/ رضا تيرگر، رئیس کمیته انرژی فراکسیون محیط زیست - زمستان ۱۴۰۵ برای صنعت گاز ایران، زمستانی متفاوت و دشوار است؛ فصلی که مدیریت تأمین انرژی، بیش از هر زمان دیگری، به هماهنگی میان تولید، توزیع، مدیریت مصرف و مشارکت عمومی نیاز دارد. در چنین شرایطی، پرسش اساسی این نیست که آیا مردم باید در مصرف گاز صرفهجویی کنند؛ بلکه این است که چگونه میتوان ظرفیت عظیم اجتماعی کشور را برای عبور موفق از زمستان به میدان آورد.
ایران با وجود برخورداری از ذخایر قابلتوجه گاز طبیعی، با چالشی جدی در ایجاد توازن میان عرضه و تقاضا، بهویژه در روزهای سرد سال، مواجه است. افزایش مصرف بخش خانگی و تجاری در فصل سرما، محدودیتهای تولید و انتقال و وابستگی بخشهای مهمی از اقتصاد به گاز طبیعی، ضرورت اتخاذ رویکردی جامع را دوچندان میکند. پیامدهای این ناترازی نیز تنها به خانهها محدود نمیماند؛ از محدودیت فعالیت صنایع و پتروشیمیها تا فشار بر نیروگاهها و آثار اقتصادی ناشی از کاهش تولید، همگی میتوانند بخشی از زنجیره پیامدهای کمبود گاز باشند.
در این میان، نباید از یک ظرفیت بزرگ غافل شد: مردم فقط مصرفکنندگان گاز نیستند؛ آنان میتوانند یکی از مؤثرترین بازیگران مدیریت تقاضای انرژی باشند.
عبور از توصیههای کلی به مشارکت واقعی
سالهاست که با نزدیک شدن فصل سرما، پیامهایی درباره تنظیم دمای وسایل گرمایشی، پوشیدن لباس گرمتر در محیط داخلی و جلوگیری از هدررفت انرژی منتشر میشود. این توصیهها ضروریاند، اما برای مواجهه با شرایط دشوار زمستانی کافی نیستند. آنچه امروز نیاز داریم، عبور از فرهنگسازی یکطرفه و حرکت به سوی مشارکت سازمانیافته، قابلاندازهگیری و مستمر مردم است.
مشارکت زمانی شکل میگیرد که شهروند احساس کند نقش او واقعی است، نتیجه اقدامش دیده میشود و دستگاههای مسئول نیز در برابر اعتماد و همکاری او پاسخگو هستند. بنابراین، باید به جای آنکه تنها از مردم بخواهیم مصرف خود را کاهش دهند، سازوکاری فراهم کنیم که مشارکت آنان به نتیجهای ملموس برای کشور تبدیل شود.
نخست؛ راهاندازی پویش ملی «یار دوازدهم صنعت گاز»
پیشنهاد نخست، طراحی و اجرای یک پویش ملی با عنوان «مردم؛ یار دوازدهم صنعت گاز کشور» است؛ پویشی که با مشارکت شرکت ملی گاز ایران، رسانهها، شهرداریها، مدارس، دانشگاهها، تشکلهای مردمی، سازمانهای مردمنهاد و فعالان حوزه انرژی شکل بگیرد.
در این پویش، هر خانواده، مدرسه، اداره، فروشگاه و مجتمع مسکونی میتواند به یک واحد مشارکتکننده در مدیریت مصرف گاز تبدیل شود. هدف نیز نباید صرفاً افزایش تعداد پیامهای تبلیغاتی باشد؛ بلکه باید میزان مشارکت، کاهش واقعی مصرف و آثار آن بر پایداری شبکه گاز کشور سنجیده شود.
برای تحقق این هدف، لازم است یک سامانه ساده اطلاعرسانی و مشارکت ایجاد شود تا شهروندان بتوانند راهکارهای کاهش مصرف را دریافت کنند، تجربههای موفق خود را به اشتراک بگذارند و پیشنهادهایشان را برای بهبود مدیریت انرژی ارائه دهند.
دوم؛ تبدیل صرفهجویی به رقابتی ملی و مثبت
یکی از راههای مؤثر برای جلب مشارکت عمومی، ایجاد رقابتی سالم میان خانوادهها، محلهها، مدارس، ادارات و شهرهاست. میتوان با رعایت تفاوت شرایط آبوهوایی، متراژ ساختمان، تعداد اعضای خانوار و میزان مصرف اولیه، عملکرد مصرفکنندگان را مقایسه کرد و به مشترکانی که کاهش مصرف واقعی و قابلتوجهی دارند، امتیاز داد.
این امتیازها میتوانند به شکل تخفیف یا پاداش متناسب با ضوابط قانونی، خدمات شهری، تجهیزات کممصرف یا حمایت از طرحهای اجتماعی و محیطزیستی ارائه شوند.
البته طراحی چنین نظامی باید دقیق باشد. کاهش مصرف یک خانواده در منطقهای سردسیر نباید با خانوادهای در منطقهای گرمتر، بدون تعدیل شرایط، مقایسه شود. همچنین نباید خانوارهای کممصرف یا خانوادههایی را که از ابتدا مصرف متعارفی دارند، به دلیل نداشتن ظرفیت کاهش بیشتر از مشوقها محروم کرد.
اصل اساسی این است: صرفهجویی باید پاداش داشته باشد، اما عدالت نیز باید در مرکز سیاستگذاری باقی بماند.
سوم؛ استفاده از ظرفیت مدارس، دانشگاهها و نسل جوان
اگر قرار است فرهنگ مصرف بهینه در کشور نهادینه شود، باید از مدرسه و دانشگاه آغاز کنیم. دانشآموزان و دانشجویان میتوانند سفیران مدیریت انرژی در خانوادهها و محیطهای اجتماعی خود باشند.
برگزاری مسابقات ایدهپردازی، طراحی محتوای آموزشی کوتاه، رقابت میان مدارس، تشکیل گروههای دانشآموزی مدیریت انرژی و دعوت از دانشجویان رشتههای مهندسی، اقتصاد، ارتباطات و علوم اجتماعی برای ارائه راهکارهای عملی، میتواند این پویش را از یک برنامه تبلیغاتی به یک حرکت اجتماعی تبدیل کند.
در این مسیر، باید از ظرفیت نسل جوان، بهویژه افرادی که با فناوریهای دیجیتال و هوش مصنوعی آشنا هستند، استفاده کرد. چهبسا ایدهای ساده برای شناسایی اتلاف انرژی، تحلیل الگوی مصرف یا انتقال درست پیام به خانوادهها، بتواند اثری فراتر از دهها بخشنامه و دستورالعمل داشته باشد.
چهارم؛ هر مترمکعب گاز صرفهجوییشده، یک فرصت اقتصادی
برای جلب همراهی مردم، لازم است رابطه میان مصرف گاز و زندگی روزمره آنان بهروشنی توضیح داده شود.
گاز طبیعی فقط وسیلهای برای گرمکردن خانه نیست؛ خوراک و سوخت بسیاری از صنایع، ماده اولیه تولید محصولات پتروشیمی و یکی از منابع مهم تأمین انرژی نیروگاههاست. بنابراین، کاهش مصرف غیرضروری در یک بخش، در صورت مدیریت درست شبکه و وجود ظرفیت انتقال، میتواند به کاهش فشار بر سایر بخشها کمک کند.
البته باید توجه داشت که هر مترمکعب گاز صرفهجوییشده لزوماً به همان میزان به صنعت اختصاص نمییابد؛ نتیجه واقعی به وضعیت تولید، محدودیتهای شبکه، محل مصرف و نحوه مدیریت توزیع بستگی دارد. با این حال، مدیریت تقاضا میتواند فضای بیشتری برای تصمیمگیری بهینه در سطح ملی ایجاد کند.
به همین دلیل، لازم است گزارشهای عمومی و قابلفهمی از نتایج پویش منتشر شود؛ برای مثال، میزان کاهش مصرف نسبت به دوره مشابه، تعداد مشترکان مشارکتکننده و برآورد آثار این کاهش بر مدیریت شبکه. ارائه اطلاعات شفاف، اعتماد مردم را افزایش میدهد و انگیزه ادامه همکاری را تقویت میکند.
پنجم؛ مسئولیت صنعت و دولت در کنار مسئولیت مردم
دعوت از مردم به صرفهجویی زمانی اثربخش خواهد بود که خود دستگاههای مسئول نیز در عمل پیشگام باشند. نمیتوان از شهروند خواست در مصرف گاز دقت کند، اما ساختمانهای اداری، مراکز تجاری، اماکن عمومی و تأسیسات بزرگ بدون برنامه مشخص مدیریت انرژی فعالیت کنند.
ضروری است برای ساختمانهای دولتی و عمومی، مراکز تجاری بزرگ، مجتمعهای مسکونی پرمصرف و واحدهای صنعتی، برنامههای روشن مدیریت مصرف تعریف شود. تنظیم تجهیزات گرمایشی، رفع نشتیها، عایقکاری مناسب، تعمیر و نگهداری موتورخانهها و اصلاح عملکرد سامانههای کنترل دما، از اقداماتی است که میتواند بدون تحمیل دشواری غیرضروری به مردم، به کاهش اتلاف انرژی کمک کند.
همچنین باید از ابزارهای هوشمند برای شناسایی الگوهای غیرعادی مصرف و اولویتبندی اقدامات اصلاحی استفاده کرد. اجرای طرحهای بهینهسازی در ساختمانهای پرمصرف، در کنار فرهنگسازی عمومی، میتواند اثربخشی برنامه مدیریت مصرف را افزایش دهد.
در کنار این اقدامات، مسئولان صنعت گاز باید درباره شرایط عرضه، اولویتهای تأمین و اقدامات اضطراری، اطلاعرسانی دقیق و بهموقع داشته باشند. اعتماد عمومی با شفافیت تقویت میشود، نه با پیامهای مبهم یا صرفاً هشداردهنده.
ششم؛ شنیدن صدای نخبگان و تبدیل ایدهها به راهکار اجرایی
کشور برای عبور از چالش انرژی، به ظرفیت مهندسان، مخترعان، دانشگاهیان، کارآفرینان، شرکتهای دانشبنیان و متخصصان علوم اجتماعی نیاز دارد. اما دعوت از نخبگان زمانی نتیجهبخش است که پیشنهادهای آنان در فرایندی روشن بررسی و امکان اجرای ایدههای عملی فراهم شود.
پیشنهاد میشود یک فراخوان ملی برای دریافت ایدههای قابلاجرای مدیریت مصرف گاز منتشر شود؛ فراخوانی که موضوعاتی مانند کاهش اتلاف در ساختمانها، ابزارهای هوشمند کنترل گرمایش، آموزش عمومی، تحلیل دادههای مصرف، اصلاح رفتار مصرفکنندگان و راهکارهای کمهزینه بهینهسازی را پوشش دهد.
برای این منظور، میتوان کارگروهی تخصصی با حضور نمایندگان صنعت گاز، دانشگاهها، بخش خصوصی و تشکلهای مردمی تشکیل داد تا ایدهها را بر اساس معیارهایی مانند قابلیت اجرا، هزینه، زمان اثرگذاری، میزان صرفهجویی قابلاندازهگیری و امکان توسعه در مقیاس ملی ارزیابی کند.
حتی اگر بخشی از ایدهها در زمستان امسال قابلاجرا نباشند، شناسایی و توسعه آنها میتواند برای سالهای آینده ارزش راهبردی داشته باشد. مهم آن است که میان ایدهپردازی، ارزیابی تخصصی و اجرای آزمایشی، ارتباطی واقعی برقرار شود.
هفتم؛ حمایت از خانوارهای آسیبپذیر و حفظ گرمای خانهها
مدیریت مصرف نباید به معنای محرومکردن خانوادهها از گرمایش متعارف باشد. سالمندان، کودکان، بیماران و خانوارهای کمدرآمد ممکن است در برابر کاهش دمای محیط آسیبپذیرتر باشند؛ ازاینرو، سیاستهای مدیریت مصرف باید با ملاحظات اجتماعی و سلامت عمومی همراه شوند.
در کنار آموزش همگانی، میتوان برنامههای هدفمندی برای عایقکاری منازل کمبرخوردار، تعمیر تجهیزات گرمایشی فرسوده، رفع نشتیها و جایگزینی وسایل کمبازده طراحی کرد. در چنین رویکردی، خانوادهها برای کاهش مصرف به ابزار و امکان عملی دسترسی پیدا میکنند، نه اینکه صرفاً با توصیه و انتظار مواجه شوند.
انتهای پیام/