درسی که الکلاسیکو به ما داد/ وقتی مربی بازنده بهجای بهانه، مسئولیت میپذیرد
گروه ورزشی برنا/ نتیجه فوتبال غیرقابل پیشبینی است بهویژه وقتی دو تیم بزرگ و مدعی روبهروی هم قرار میگیرند اما نحوه برخورد با نتیجه هم گاهی غیرقابل پیشبینی میشود تا جایی که میتوان نکات آموزنده را یادداشت کرد و به دیگران درس داد.
هانسی فلیک سرمربی موفق بارسلونا در الکلاسیکوی اخیر در خانه با نتیجه ۲ بر یک مغلوب رئال مادرید شد، شکستی تلخ در یکی از مهمترین مسابقات فصل که میتوانست زمینهساز توجیههای فراوانی باشد.
با این حال سرمربی آلمانی بارسلونا پس از بازی نهتنها به دنبال توجیه شکست نبود بلکه صریح از نقاط ضعف تیمش گفت عملکرد حریف را ستود و پذیرفت که بارسلونا در این مسابقه نتوانسته است در سطح همیشگی خود ظاهر شود. همین رفتار تفاوت میان یک مربی مسئولیتپذیر و مربیای را نشان میدهد که پس از هر شکست بهجای پذیرش اشتباهات خود و بررسی نقاط ضعف تیمش به دنبال مقصر جلوه دادن دیگران است.
فلیک پس از پایان مسابقه درباره عملکرد تیمش گفت: از نتیجه ناامید هستیم، چون بهاندازه کافی شاداب نبودیم. موقعیتهایی داشتیم، اما روان بازی نکردیم. در بازیهای بزرگ جزئیات اهمیت زیادی دارند و امروز این جزئیات به سود ما نبودند.
این جملات شاید در ظاهر ساده به نظر برسند، اما در دل خود پیام مهمی دارند.فلیک نه از بدشانسی بهعنوان عامل اصلی شکست نام برد و نه برای فرار از پاسخگویی به دنبال مقصرسازی رفت. او پذیرفت که تیمش خوب نبوده و باید بهتر شود.
اعتراف به اشتباه نه فرار از مسئولیت
سرمربی بارسلونا در توضیح دلایل شکست به مشکلات تیمش در پرس از جلو و اشتباهات دفاعی اشاره کرد، اشتباهاتی که به رئال مادرید اجازه داد از فضاهای ایجادشده استفاده کند و در نهایت پیروز مسابقه شود.
فلیک پذیرفت که تیمش در برخی صحنهها اشتباهاتی داشته و باید این مشکلات را برطرف کند. او همچنین قبول داشت که بارسلونا نتوانسته است کیفیت مورد انتظارش را به نمایش بگذارد.
این همان نقطهای است که تفاوت نگاه حرفهای با نگاه بهانهجویانه آشکار میشود. مربی حرفهای میداند که تحلیل شکست بدون شناسایی اشتباهات خودی ممکن نیست. اگر خط دفاعی اشتباه کرده اگر پرس تیم ناقص بوده یا اگر بازیکنان از نظر بدنی و ذهنی آماده نبودهاند نخستین وظیفه کادر فنی بررسی و اصلاح همین مشکلات است.
البته این به معنای نادیده گرفتن اشتباهات داوری یا عوامل بیرونی نیست. داوری هم بخشی از فوتبال است و اشتباهات احتمالی آن باید بررسی شوند، اما تفاوت بزرگی وجود دارد میان بررسی مستند یک اشتباه و تبدیل کردن آن به ابزاری برای فرار از مسئولیت!
تعریف از حریف نشانه ضعف نیست
فلیک در صحبتهایش از کیفیت رئال مادرید هم سخن گفت و پذیرفت که حریف در این مسابقه عملکرد خوبی داشته است. رئال توانست از اشتباهات بارسلونا استفاده کند و در لحظات حساس عملکرد مؤثرتری داشته باشد.
این هم نکتهای مهم در رفتار سرمربی آلمانی است. او برای آنکه از اعتبار خودش یا تیمش دفاع کند نیازی ندید ارزشهای حریف را انکار کند.
شکست بارسلونا به این معنا نبود که رئال خوششانس بوده یا پیروزیاش را باید زیر سؤال برد. فلیک توانست هم از اشتباهات تیم خودش حرف بزند و هم کیفیت حریف را بپذیرد.
در فوتبال حرفهای تعریف از حریف چیزی از اعتبار مربی کم نمیکند. اتفاقاً کسی که توانایی تشخیص نقاط قوت رقیب را دارد بهتر میتواند برای مقابله با آن برنامهریزی کند. انکار کیفیت حریف شاید برای چند ساعت بهانهای برای هواداران فراهم کند، اما دردی از تیم دوا نخواهد کرد.
دو شکست بدون فاجعهسازی و بدون بهانه
بارسلونا پیش از الکلاسیکو نیز مقابل پاریسنژرمن شکست خورده بود؛ بنابراین فلیک پس از دو شکست متوالی قرار داشت؛ شرایطی که میتوانست بهانهای برای گلایه از فشردگی مسابقات فشار رقابتها و مشکلات تیم باشد.
او البته به کمبود شادابی بازیکنان و دشواری هفتههای اخیر اشاره کرد اما این مسائل را بهانهای برای پاک کردن صورت مساله قرار نداد. پیامش روشن بود؛ باید استراحت کنیم انرژیمان را بازیابیم اشتباهات را بررسی کنیم و برای مسابقات بعدی آماده شویم.
فلیک تأکید کرد که تیم باید از این شکست درس بگیرد و برای مسابقات آینده آماده شود. او بهجای آنکه شکست را به بحرانی بزرگ تبدیل کند بر ضرورت واکنش مناسب بازیکنان و بازگشت به مسیر موفقیت تمرکز داشت. این یعنی مربی میتواند به کارنامه تیمش افتخار کند، اما نباید اجازه دهد موفقیتهای گذشته به سپری برای فرار از نقد عملکرد امروز تبدیل شوند.
آقایان مربی از فلیک یاد بگیرید!
حالا بد نیست نگاهی به فوتبال خودمان بیندازیم؛ جایی که گاهی پس از یک شکست بهجای تحلیل فنی مسابقه باید منتظر فهرستی بلندبالا از دلایل بیرونی باشیم.
یک روز داور مقصر است و روز دیگر زمین مسابقه کیفیت لازم را ندارد. گاهی برنامهریزی لیگ زیر سؤال میرود گاهی سفر و خستگی عامل شکست معرفی میشود و گاهی هم همهچیز به بدشانسی گره میخورد.
در بعضی نشستهای خبری آنقدر درباره حاشیهها صحبت میشود که فرصت چندانی برای پاسخ به پرسش اصلی باقی نمیماند؛ تیم شما چرا باخت؟
البته مشکلات فوتبال ایران واقعیاند و نمیتوان همه انتقادها از داوری زمین مسابقه برنامهریزی یا مدیریت را نادیده گرفت. مربیان هم حق دارند از تیمشان دفاع کنند و نسبت به بیعدالتی احتمالی اعتراض داشته باشند، اما مشکل از جایی آغاز میشود که این اعتراضها به واکنشی همیشگی تبدیل شوند و هیچ شکستی بدون مقصر دانستن دیگران باقی نماند.
گاهی مربی ایرانی پس از شکست بهجای پذیرش اشتباه در انتخاب ترکیب تعویضها برنامه تاکتیکی یا آمادهسازی تیم چنان از عوامل بیرونی سخن میگوید که گویی مجموعه تحت هدایت او هیچ سهمی در نتیجه نداشته است. در چنین شرایطی کنفرانس خبری بهجای آنکه فرصتی برای پاسخگویی باشد به صحنه دفاع از خود تبدیل میشود.
تفاوت فلیک با چنین رویکردی در این نیست که او هیچوقت از داوری یا شرایط مسابقه انتقاد نمیکند، مساله این است که پس از این شکست محور صحبتهایش را روی عملکرد تیم خودش اشتباهات قابل اصلاح و واکنش آینده قرار داد. این همان چیزی است که مربیان ما باید از آن یاد بگیرند. مسئولیتپذیری به معنای پذیرفتن همه تقصیرها نیست بلکه به معنای پذیرفتن سهم خود در نتیجه و تلاش برای اصلاح آن است.
مربیای که پس از شکست فقط از داور زمین و زمان حرف میزند شاید بتواند برای مدتی از فشار افکار عمومی کم کند، اما نمیتواند با این روش تیمش را پیشرفت دهد.
تیمی که اشتباهاتش را نمیپذیرد دلیلی هم برای اصلاح آنها پیدا نمیکند.فوتبال فقط بردن نیست؛ چگونه باختن هم اهمیت دارد. فلیک هم مانند هر مربی دیگری از شکست در الکلاسیکو ناراحت بود. او برای پیروزی به میدان رفته بود و قطعاً دوست نداشت در خانه مغلوب رقیب سنتی شود.
اما تفاوت در این بود که ناراحتیاش را بهانهای برای حمله به دیگران نکرد. او شکست را پذیرفت درباره مشکلات تیمش حرف زد از کیفیت حریف گفت و از ضرورت بازگشت به شرایط مطلوب سخن به میان آورد.
این رفتار نه به معنای بیتفاوتی نسبت به شکست است و نه نشانه ضعف بلکه بخشی از مسئولیت حرفهای کسی است که هدایت یک تیم بزرگ را بر عهده دارد.
مربیان ایرانی هم برای ساختن فوتبال بهتر بیش از آنکه به جملات تند در نشستهای خبری یا توجیههای تکراری نیاز داشته باشند به همین فرهنگ پاسخگویی احتیاج دارند.
هوادار حق دارد بداند چرا تیمش باخته است چه اشتباهاتی انجام شده و کادر فنی برای جلوگیری از تکرار آنها چه برنامهای دارد
قرار نیست هر مربی پس از شکست سرش را پایین بیندازد و از خودش دفاع نکند، قرار است میان دفاع منطقی از تیم و فرار از مسئولیت تفاوت قائل شود.
قرار نیست هر انتقادی از داوری کنار گذاشته شود، قرار است داوری به پوششی برای پنهان کردن ضعفهای فنی تبدیل نشود. الکلاسیکو بار دیگر نشان داد که نتیجه مسابقه فقط بخشی از داستان فوتبال است. بخش دیگر رفتار کسانی است که مسئولیت هدایت تیمها را بر عهده دارند، کسانی که باید در روزهای پیروزی پاسخگوی موفقیت باشند و در روزهای شکست نیز شهامت بررسی اشتباهات خود را داشته باشند.
شاید مهمترین درسی که از صحبتهای فلیک میتوان گرفت همین باشد! شکست پایان کار نیست اما اگر بهجای پذیرفتن اشتباهات بهانهسازی را انتخاب کنیم راه اصلاح را هم به روی خودمان میبندیم.
آقایان مربی گاهی لازم نیست برای دفاع از خودتان زمین و آسمان را به هم بدوزید، کافی است بگویید کجا اشتباه کردید چه چیزی را باید تغییر دهید و برای جبران آن چه خواهید کرد. این نهتنها از اعتبار شما کم نمیکند بلکه میتواند اولین قدم برای بازگشت به مسیر موفقیت باشد.
گزارش از زهره فلاح زاده
انتهای پیام/