امنیت درونزا؛ حلقه مفقوده ثبات در غرب آسیا
گروه سیاسی و بینالملل برنا/ در شرایطی که پیامدهای جنگ اخیر همچنان بر معادلات امنیتی غرب آسیا سایه انداخته است، ضرورت بازنگری در سازوکارهای تأمین امنیت منطقه بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان، با تاکید بر اینکه هیچ ساختار امنیتی پایداری در خلیج فارس بدون مشارکت ایران شکل نمیگیرد، خواستار واگذاری مسئولیت اصلی امنیت منطقه به کشورهای آن شد؛ موضعی که در کنار تاکید محسن رضایی بر ضرورت امنیت درونزا و برگزاری نشست چهارجانبه ایران، پاکستان، عربستان و ترکیه در تهران، بار دیگر موضوع همکاریهای منطقهای را به کانون تحولات دیپلماتیک بازگردانده است.
البوسعیدی در سخنرانی خود در دانشگاه کمبریج، کنار گذاشتن ایران از ترتیبات امنیتی خلیج فارس طی نزدیک به نیم قرن گذشته را دارای پیامدهای منفی برای کل منطقه دانست. او با انتقاد از وابستگی طولانیمدت کشورهای منطقه به قدرتهای خارجی تاکید کرد که اولویتها و منافع این قدرتها لزوماً با منافع مشترک کشورهای منطقه همسو نیست. وزیر خارجه عمان همچنین پیشنهاد کرد ایران، عراق و شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس برای دستیابی به پیمان عدم تعرض و ایجاد چارچوبی فراگیر برای امنیت منطقه تلاش کنند.
از نگاه مسقط، مسائل منطقهای زمانی پیچیدهتر میشوند که حلوفصل آنها به تصمیم و مداخله بازیگران خارج از منطقه وابسته بماند. البوسعیدی با اشاره به پرونده هستهای ایران و موضوع تنگه هرمز، این دو مسئله را نمونههایی از پیامدهای چنین وابستگیای دانست و تاکید کرد کشورهای منطقه باید خود مسئولیت طراحی و اجرای ترتیبات امنیتی مشترک را بر عهده بگیرند.
این موضع در شرایطی مطرح میشود که تحولات اخیر، از جنگ و پیامدهای آن تا نگرانی درباره امنیت کشتیرانی و گسترش تنشها، هزینههای فقدان سازوکارهای پایدار منطقهای را برجسته کرده است.
تاکید تهران بر امنیت درونزا
در همین چارچوب، محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، نیز با تاکید بر ناکارآمدی تضمینهای امنیتی آمریکا، تصریح کرد که امنیت در غرب آسیا باید درونزا باشد و از هرگونه مداخله خارجی جلوگیری شود. این موضع بر ضرورت نقشآفرینی مستقیم کشورهای منطقه در تعیین ترتیبات امنیتی تاکید دارد؛ رویکردی که بر اساس آن، امنیت پایدار نه از مسیر حذف یا تهدید کشورهای منطقه، بلکه از طریق گفتوگو، همکاری و پذیرش مسئولیتهای مشترک قابل تحقق است.
اهمیت نشست تهران
در این میان، نشست چهارجانبه ایران، پاکستان، عربستان و ترکیه در تهران اهمیت ویژهای پیدا میکند. این نشست به پیشنهاد پاکستان و با موافقت ایران برگزار شد و شرکتکنندگان در بیانیه پایانی بر ادامه گفتوگوها برای تقویت همکاریهای چهار کشور، از جمله در زمینه صلح و امنیت منطقه، توافق کردند.
رایزنی درباره امنیت منطقهای، پیامدهای تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران و ضرورت توجه به وضعیت مردم فلسطین و لبنان، از جمله محورهایی است که در چارچوب تحولات اخیر اهمیت یافته است. گردهم آمدن مقامهای ارشد این چهار کشور در تهران را میتوان نشانهای از تداوم تلاشها برای گفتوگو درباره مسائل مشترک منطقهای دانست؛ هرچند تبدیل این رایزنیها به سازوکارهای پایدار، به استمرار مذاکرات و توافق عملی بر سر موضوعات مورد اختلاف نیاز دارد.
چشمانداز ترتیبات منطقهای
از سوی دیگر ولی نصر، مشاور پیشین باراک اوباما، نشست تهران را از نظر تبلیغاتی و رسانهای دستاوردی مهم برای ایران ارزیابی کرد. او با اشاره به طرح موضوع یمن در این نشست، احتمال داد که گفتوگوها بتواند به نتایجی در این زمینه منجر شود. نصر همچنین استفاده از عنوان «اجلاس تهران» را نشانهای از احتمال تلاش ایران برای شکل دادن به ترتیبات منطقهای متفاوت دانست؛ ترتیباتی که تهران در تعریف آنها نقش محوری داشته باشد.
با این حال، نباید از نظر دور داشت با وجود تاکید مکرر کشورهای منطقه بر لزوم شکلگیری امنیت درونزا، اما کشورهای حاضر در نشست، روابط و محاسبات متفاوتی در قبال قدرتهای خارجی دارند و این مسئله میتواند بر مسیر همکاریهای آینده اثر بگذارد. ازاینرو، برگزاری نشست بهتنهایی به معنای شکلگیری یک ائتلاف امنیتی جدید نیست؛ بلکه اهمیت آن را باید در امکان تداوم گفتوگوها و یافتن زمینههای همکاری مشترک جستوجو کرد.
در همین راستا، میخائیل اولیانوف، نماینده روسیه نزد سازمانهای بینالمللی در وین، در واکنش به نشست چهارجانبه تهران نوشت که به نظر میرسد کشورهای منطقه تصمیم گرفتهاند مسئله امنیت منطقهای را خودشان به دست بگیرند. او تاکید کرد که اهمیت این تحول را نمیتوان دستکم گرفت.
این اظهارنظر نیز بر اهمیت نقش مستقیم کشورهای منطقه در مدیریت مسائل امنیتی تاکید دارد؛ موضوعی که از مواضع وزیر خارجه عمان تا اظهارات مقامهای ایرانی در روزهای اخیر قابل مشاهده است. در تحولی دیگر وزارت خارجه قطر ضمن اینکه هدف سفر هیئت خود به تهران را حمایت از میانجیگری برای کاهش تنش میان واشنگتن و تهران اعلام کرد، با صدور بیانیهای بر ضرورت ایجاد یک نظام امنیتی منطقهای جدید با در نظر گرفتن حاکمیت کشورها تاکید کرد و آن را لازمه ثبات پایدار در منطقه دانست.
در مجموع، اظهارات مقامهای عمانی، ایرانی، قطری و ارزیابی ناظران خارجی نشان میدهد که ضرورت بازنگری در الگوی امنیتی غرب آسیا بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. با این حال، تحقق امنیت درونزا مستلزم عبور از اختلافات، تقویت اعتماد متقابل و ایجاد سازوکارهایی برای مدیریت بحرانهاست. نشست تهران میتواند فرصتی برای پیشبرد این مسیر باشد؛ مسیری که موفقیت آن به توانایی کشورهای منطقه در تبدیل گفتوگوهای سیاسی به همکاریهای عملی و پایدار بستگی دارد.
سناریوهای پیشرو
آینده امنیت درونزای غرب آسیا را میتوان در سه سناریوی اصلی ترسیم کرد. در سناریوی نخست، تداوم رایزنیهایی مانند نشست تهران به شکلگیری تدریجی سازوکارهای منطقهای برای گفتوگو، مدیریت بحران و کاهش تنش منجر میشود. در این مسیر، همکاری ایران، عربستان، پاکستان و ترکیه میتواند زمینه را برای مشارکت گستردهتر کشورهای منطقه و کاهش وابستگی به تضمینهای امنیتی قدرتهای خارجی فراهم کند؛ هرچند تحقق آن به توافق بر سر اولویتهای مشترک نیاز دارد.
سناریوی دوم، تداوم گفتوگوهای سیاسی بدون دستیابی به چارچوبی پایدار است. در این وضعیت، اختلافات ژئوپلیتیکی، رقابت برای نفوذ منطقهای، بیاعتمادی متقابل و تفاوت روابط کشورهای منطقه با آمریکا مانع از تبدیل رایزنیها به همکاری عملی میشود. در نتیجه، امنیت درونزا بیشتر در سطح یک اصل سیاسی باقی میماند تا الگویی اجرایی.
در سناریوی سوم، تشدید تنشها و تداوم مداخلات خارجی میتواند روند همکاریهای منطقهای را تضعیف کند و کشورها را بار دیگر به سمت اتکای بیشتر به قدرتهای فرامنطقهای سوق دهد. مهمترین مانع در این مسیر، نبود توافق بر سر تعریف تهدید مشترک و چگونگی تأمین امنیت است. از این رو، آینده امنیت درونزا بیش از آنکه به برگزاری نشستها وابسته باشد، به توانایی کشورهای منطقه در اعتمادسازی، مهار رقابتها و ایجاد سازوکارهای عملی برای حل اختلافات بستگی دارد.
انتهای پیام/