یادداشت/

تراستی‌ها و نسل جدید تحریم‌ها علیه ایران

|
۱۴۰۵/۰۸/۰۶
|
۱۲:۲۰:۴۳
| کد خبر: ۲۴۰۷۸۵۲
یفا
گسترش استفاده از هوش مصنوعی و تحلیل شبکه در رصد تراکنش‌های مالی، مدیریت درآمدهای نفتی ایران و نظارت بر عملکرد تراستی‌ها را با چالش‌های تازه‌ای روبه‌رو کرده است . چالش‌هایی که ضرورت بازنگری در سازوکارهای وصول مطالبات، ارزیابی ریسک و شفافیت مالی تجارت نفت را برجسته می‌کند.

گروه اقتصادی برنا/ سید علیرضا بهبهانی، تحلیل‌گر اقتصاد انرژی - تصور کنید نفت ایران فروخته شده، محموله به مقصد رسیده و خریدار نیز پول را پرداخت کرده است؛ اما درآمد حاصل از آن، به‌موقع و به‌طور کامل به کشور بازنمی‌گردد. در چنین شرایطی، آیا نفت فروخته‌شده واقعاً به قدرت اقتصادی ایران تبدیل شده است؟

این پرسش، یکی از مهم‌ترین چالش‌های حکمرانی نفت در اقتصاد تحریم‌شده ایران است؛ چالشی که پرونده تراستی‌ها و حواشی اخیر وزارت نفت، آن را بیش از گذشته به صدر مباحث عمومی کشانده است. استعفای محسن پاک‌نژاد نیز در همین فضای پرتنش رخ داد.

اما شاید در میان این مناقشات، یک تحول بزرگ‌تر کمتر مورد توجه قرار گرفته باشد: تحریم‌ها در حال ورود به عصر داده‌های عظیم، تحلیل شبکه و هوش مصنوعی‌اند؛ درحالی‌که بخشی از سازوکار‌های اقتصادی ما هنوز بر منطق واسطه‌گری و مدیریت سنتی ریسک استوار است.

برای درک ابعاد این تحول، باید به ساختار واقعی فروش نفت نگاه کرد. یک معامله نفتی فقط رابطه میان فروشنده و خریدار نیست؛ شبکه‌ای از شرکت‌ها، مالکان ذی‌نفع، کشتی‌ها، بیمه‌گران، واسطه‌های تجاری، مؤسسات مالی و مسیر‌های تسویه در آن دخیل‌اند.

تراستی‌ها در چنین ساختاری، بخشی از زنجیره انتقال، مدیریت یا تسویه منابع مالی‌اند. نقش آنها ممکن است در شرایط تحریم برای حفظ مسیر‌های تجاری ضروری تلقی شود، اما همین نقش، در صورت ضعف نظارت، می‌تواند به تمرکز اطلاعات و منابع، افزایش ریسک قراردادی و دشوارشدن پیگیری مطالبات منجر شود.

هر حلقه ممکن است به‌تنهایی عادی به نظر برسد، اما ارتباط میان این حلقه‌هاست که تصویر واقعی معامله را آشکار می‌کند. مالکیت مشترک شرکت‌ها، ارتباط میان کشتی‌ها و بیمه‌گران، مسیر‌های تکرارشونده پرداخت و رابطه میان واسطه‌ها می‌تواند الگو‌هایی ایجاد کند که با بررسی جداگانه اسناد قابل تشخیص نیستند.

شاید وقت آن رسیده که تراستی‌ها هم بر مدار روش‌های نوین گام بردارند.

اینجا فناوری اهمیت پیدا می‌کند. تحلیل گراف، یادگیری ماشین، پردازش زبان طبیعی و تطبیق داده‌های تجاری می‌توانند به نهاد‌های نظارتی در کشف ارتباطات غیرآشکار، ارزیابی ریسک و اولویت‌بندی پرونده‌ها کمک کنند.

در این میان، OFAC در وزارت خزانه‌داری آمریکا تنها یک نام در فهرست تحریم‌ها نیست؛ بخشی از معماری اجرایی قدرت مالی آمریکاست که اقدامات آن می‌تواند بر رفتار بانک‌ها و شرکت‌های بین‌المللی اثر بگذارد.

در اکتبر ۲۰۲۵، شبکه FinCEN وزارت خزانه‌داری آمریکا اعلام کرد که بر اساس گزارش‌های مؤسسات مالی، حدود ۹ میلیارد دلار فعالیت بالقوه مرتبط با بانکداری سایه ایران در سال ۲۰۲۴ از حساب‌های کارگزاری بانکی آمریکا عبور کرده است. در آپریل ۲۰۲۶ نیز OFAC از تحریم ۳۵ شخص و نهاد مرتبط با شبکه‌های مالی ایران خبر داد.

این ارقام به‌خودی‌خود اثبات‌کننده استفاده مستقیم از هوش مصنوعی نیستند؛ اما مقیاس داده‌ها و تمرکز بر شبکه‌های به‌هم‌پیوسته گویا استخدام هوش مصنوعی بعنوان افسر مبارزه با پولشون در OFAC است. در چنین محیطی، شناسایی ریسک دیگر فقط به بررسی نام شرکت‌ها یا اسناد منفرد محدود نمی‌شود؛ بلکه روابط، الگو‌های رفتاری و تغییرات شبکه نیز اهمیت پیدا می‌کنند.

پرسش مهم‌تر این است: اگر رصد شبکه‌ها سریع‌تر، تحلیل روابط دقیق‌تر و ارزیابی ریسک مستمرتر شود، آیا هزینه همکاری با واسطه‌های مرتبط با تجارت نفت ایران نیز افزایش نمی‌یابد؟

ما تا کجا میخواهیم با تخفیف دادن در فروش نفت این هزینه‌ها را جبران کنیم؟

یک بانک، بیمه‌گر یا شریک تجاری ممکن است حتی پیش از اعمال تحریم رسمی، به دلیل نگرانی از تحریم ثانویه یا آسیب به اعتبار خود از همکاری عقب‌نشینی کند. بنابراین، اثر تحریم‌ها فقط در مسدودشدن مستقیم یک حساب یا قرارگرفتن یک شرکت در فهرست تحریم‌ها خلاصه نمی‌شود؛ بلکه می‌تواند از طریق افزایش ریسک ادراک‌شده، هزینه مبادله و دشواری تسویه نیز منتقل شود.

این وضعیت، تراستی‌ها و سایر واسطه‌ها را در معرض ارزیابی‌های پیچیده‌تری قرار می‌دهد. دیگر کافی نیست یک واسطه صرفاً در ظاهر مستقل باشد؛ باید روابط مالی، سابقه عملیاتی، طرف‌های مرتبط و مسیر‌های انتقال منابع نیز بررسی شود.

در اینجا باید میان دو موضوع تفاوت گذاشت: توانایی فروش نفت و توانایی وصول درآمد نفتی.

توانایی فروش به بازار، خریدار، قیمت، حمل‌ونقل و استمرار عرضه وابسته است. اما وصول درآمد، علاوه بر این عوامل، به اعتبار طرف‌های معامله، امکان تسویه، تعهدات قراردادی، دسترسی مالی و ریسک تحریمی شبکه وابسته است.

فروش موفق، بدون وصول مطمئن، می‌تواند به انباشت مطالبات، فشار نقدینگی و کاهش قدرت مانور اقتصادی منجر شود. به همین دلیل، تعداد بشکه‌های فروخته‌شده به‌تنهایی معیار کافی برای سنجش موفقیت تجارت نفت نیست.

باید مشخص باشد چه میزان از درآمد فروش، در چه زمانی و با چه هزینه‌ای به منابع قابل‌استفاده کشور تبدیل شده است.

البته هر پول بازنگشته‌ای محصول هوش مصنوعی یا اقدام مستقیم آمریکا نیست. محدودیت‌های بانکی، اختلافات قراردادی، ضعف نظارت بر مطالبات، تمرکز منابع نزد واسطه‌ها و مشکلات حکمرانی نیز می‌توانند نقش داشته باشند.

مسئله دقیقاً همین است: تشخیص سهم هر عامل، به‌جای پناه‌بردن به یک توضیح واحد. اگر همه مشکلات به تحریم خارجی نسبت داده شود، ضعف‌های داخلی در قراردادها، نظارت و مدیریت مطالبات پنهان می‌ماند. اگر همه مسئولیت‌ها متوجه تراستی‌ها شود، نقش ساختار‌های تصمیم‌گیری و سازوکار‌های نظارتی نادیده گرفته خواهد شد.

تحلیل دقیق باید نشان دهد کدام بخش از مشکل به محدودیت‌های خارجی، کدام بخش به ریسک شبکه‌های مالی و کدام بخش به ضعف حکمرانی داخلی مربوط است.

اما نباید پیوسته نقد کنیم؛ ما باید راه حل هم ارائه نماییم.

راه‌حل نباید به تغییر مداوم واسطه‌ها یا مسیر‌های تجاری محدود شود. ایران به یک نظام یکپارچه حکمرانی ریسک در تجارت نفت نیاز دارد؛ نظامی که وضعیت مطالبات، تعهدات تسویه، تمرکز منابع، اعتبار طرف‌های قرارداد و ریسک‌های مالی را به‌صورت مستمر پایش کند.

در این چارچوب، چند اقدام اهمیت اساسی دارد:

• ارزیابی مستقل و دوره‌ای تراستی‌ها؛

• شفاف‌سازی تعهدات قراردادی و زمان‌بندی تسویه؛

• حسابرسی قابل اتکا و تفکیک مسئولیت‌ها؛

• ایجاد داشبورد مدیریتی برای پایش وصول درآمدها؛

• تحلیل ارتباطات میان شرکت‌ها، واسطه‌ها و طرف‌های مالی؛

• استفاده از هوش مصنوعی برای شناسایی الگو‌های پرریسک؛

• ایجاد سازوکار پاسخ‌گویی برای مطالبات معوق و منابع متمرکز نزد واسطه‌ها.

هوش مصنوعی در این میان نباید جایگزین تصمیم‌گیری انسانی یا نظارت حقوقی شود؛ بلکه باید به‌عنوان ابزار تشخیص زودهنگام، تحلیل ریسک و پشتیبانی از تصمیم‌گیری به کار گرفته شود.

در نهایت، معیار موفقیت صنعت نفت نباید فقط تعداد بشکه‌های فروخته‌شده باشد. باید بدانیم چه میزان از درآمد فروش، در چه زمانی، با چه هزینه‌ای و با چه درجه‌ای از اطمینان به منابع قابل‌استفاده کشور تبدیل شده است.

در عصر جدید تحریم‌ها، پرسش فقط این نیست که چه کسی می‌تواند نفت ایران را بخرد؛ پرسش این است که آیا ایران می‌تواند درآمد نفت خود را با اطمینان، سرعت و شفافیت مدیریتی به دست آورد؟

این پرسشی است که پاسخ آن دیگر صرفاً در میدان نفتی یا میز فروش جست‌و‌جو نمی‌شود؛ بلکه به کیفیت حکمرانی مالی، مدیریت داده و شناخت ما از معماری جدید قدرت اقتصادی جهان وابسته است.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه