صورتحساب سنگین فناوری در ایران / شکاف چندماهه برای خرید یک گوشی + نمودار
به گزارش برنا، بررسی قیمت آیفون ۱۷ پرومکس ۵۱۲ گیگابایتی نشان میدهد خرید این گوشی با قیمت حدود ۵۹۵ میلیون تومان، معادل نزدیک به ۳۶ ماه حداقل حقوق پایه یک کارگر ایرانی در سال ۱۴۰۵ است؛ یعنی یک کارگر با فرض پسانداز تمام حقوق پایه خود، باید تقریباً سه سال کار کند تا بتواند یک گوشی پرچمدار بخرد. این در حالی است که همین گوشی در آلمان با قیمتی معادل کمتر از یک ماه حداقل دستمزد ناخالص قابل تهیه است. این مقایسه، شکافی فراتر از تفاوت قیمت کالاها را آشکار میکند؛ شکاف دسترسی به فناوری در اقتصادهای مختلف.
سه سال کار برای یک گوشی، صورتحساب سنگین فناوری در ایران
بازار موبایل ایران در یک سال گذشته شاهد رشدهایی بوده که حتی از افزایش نرخ ارز نیز فراتر رفته است. بررسی تغییرات قیمت سه گوشی پرچمدار از برندهای سامسونگ، شیائومی و اپل در فاصله آبان ۱۴۰۴ تا آبان ۱۴۰۵ نشان میدهد قیمت پوکو F6 پرو ۲۲۸ درصد، گلکسی S25 اولترا ۲۱۸ درصد و آیفون ۱۷ پرومکس ۱۷۹ درصد افزایش یافته است؛ در حالی که دلار در همین بازه ۱۴۷ درصد رشد کرده است.
اما پشت این درصدها، مسئله مهمتری پنهان شده است، فاصله قیمت فناوری با درآمد خانوار.
بر اساس مصوبه دستمزد سال ۱۴۰۵، حداقل مزد پایه ماهانه کارگران حدود ۱۶ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان تعیین شده است. در مقابل، قیمت آیفون ۱۷ پرومکس ۵۱۲ گیگابایتی در بازار ایران به حدود ۵۹۵ میلیون تومان رسیده است.
محاسبه این دو رقم نشان میدهد خرید این گوشی به حدود ۳۵.۸ ماه حقوق پایه کارگر نیاز دارد. به بیان ساده، یک کارگر حداقلبگیر برای خرید این گوشی باید تقریباً سه سال تمام حقوق خود را پسانداز کند؛ آن هم بدون پرداخت هزینه مسکن، خوراک، حملونقل، درمان و سایر مخارج زندگی.
این محاسبه در واقع خوشبینانهترین سناریو است، زیرا در زندگی واقعی امکان پسانداز کامل درآمد ماهانه وجود ندارد و با احتساب هزینههای ضروری خانوار، زمان لازم برای خرید چنین کالایی بسیار طولانیتر خواهد شد.

آلمان، یک آیفون در برابر کمتر از یک ماه حداقل دستمزد
برای درک بهتر ابعاد این شکاف، مقایسه بازار ایران با آلمان قابل توجه است.
طبق اطلاعات وزارت کار آلمان، حداقل دستمزد ساعتی در سال ۲۰۲۶ به ۱۳.۹۰ یورو رسیده و حداقل دستمزد ناخالص ماهانه یک نیروی تماموقت حدود ۲ هزار و ۳۴۳ یورو برآورد میشود.
از سوی دیگر، قیمت رسمی آیفون ۱۷ پرومکس ۵۱۲ گیگابایتی در فروشگاه اپل آلمان حدود یکهزار و ۵۴۹ یورو ثبت شده است.
بنابراین، بهای این گوشی معادل حدود ۶۶ درصد حداقل دستمزد ناخالص ماهانه یک کارگر تماموقت در آلمان است؛ یعنی پیش از محاسبه مالیات و سایر کسورات، قیمت گوشی کمتر از یک ماه حقوق ناخالص اوست.
در ایران اما همین محصول به حدود ۳۶ ماه حقوق پایه نیاز دارد.
البته این مقایسه به معنای یکسان بودن شرایط زندگی، مالیات، هزینههای مسکن یا قدرت خرید همه خانوارها در دو کشور نیست؛ بلکه نسبت قیمت یک محصول مشخص به حداقل دستمزد را نشان میدهد. همین نسبت بهتنهایی تصویر روشنی از تفاوت دسترسی به فناوری ارائه میکند.
سبقت موبایل از دلار/ چه چیزی به قیمت گوشی اضافه شده است؟
رشد ۲۲۸ درصدی قیمت پوکو F6 پرو در برابر افزایش ۱۴۷ درصدی دلار، نشان میدهد که نرخ ارز تنها متغیر تعیینکننده قیمت موبایل نیست.
محدودیتهای واردات، دشواری تأمین ارز، هزینههای گمرکی، تغییر مقررات رجیستری و نااطمینانی نسبت به آینده عرضه، مجموعهای از هزینهها را به بازار تحمیل کردهاند.
در چنین شرایطی، فروشنده تنها بر اساس قیمت خرید قبلی تصمیم نمیگیرد، بلکه هزینه احتمالی جایگزینی همان کالا را نیز در نظر میگیرد. به همین دلیل، حتی زمانی که دلار تغییر محدودی دارد، قیمت گوشی میتواند تحت تأثیر نگرانی از کمبود عرضه افزایش پیدا کند.
از سوی دیگر، افزایش جهانی تقاضا برای تراشه و حافظه، بهویژه در پی توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی، هزینههای زنجیره تأمین تجهیزات الکترونیکی را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
با این حال، برای تعیین سهم هر عامل در افزایش قیمت گوشیهای وارداتی ایران، بررسی قیمت منطقهای مدلهای مشابه و هزینه تمامشده واردات ضروری است.
گرانی موبایل، آغاز شکاف دیجیتال در سبد خانوار
موبایل در اقتصاد امروز دیگر یک کالای صرفاً تفریحی نیست. دسترسی به خدمات بانکی، آموزش مجازی، کسبوکارهای اینترنتی، ارتباطات شغلی و بسیاری از خدمات عمومی به تلفن همراه وابسته شده است.
بنابراین، افزایش قیمت گوشی تنها هزینه خرید یک محصول را بالا نمیبرد، بلکه میتواند دسترسی خانوارها به امکانات اقتصادی و اجتماعی را نیز محدود کند.
وقتی خرید یک گوشی پرچمدار به چند سال درآمد پایه نیاز دارد، مصرفکننده ناچار میشود مدت استفاده از دستگاه فعلی را افزایش دهد، به بازار گوشیهای کارکرده مراجعه کند یا از خرید مدلهای جدید صرفنظر کند.
این روند میتواند به شکلگیری دو بازار متفاوت منجر شود؛ بازاری برای گروههایی که همچنان توان خرید فناوریهای جدید را دارند و بازاری برای خانوارهایی که هر سال فاصله بیشتری با محصولات روز پیدا میکنند.
در این میان، هزینه تعمیر و نگهداری گوشیهای قدیمی نیز میتواند افزایش پیدا کند و فشار مضاعفی بر مصرفکننده وارد سازد.
مسئله فقط آیفون نیست، فناوری به کالای دور از دسترس تبدیل میشود
افزایش قیمت گوشیهای سامسونگ و شیائومی نیز نشان میدهد مسئله محدود به محصولات لوکس اپل نیست. رشد ۲۱۸ درصدی گلکسی S25 اولترا و ۲۲۸ درصدی پوکو F6 پرو بیانگر آن است که فشار قیمتی در بخشهای مختلف بازار موبایل وجود دارد.
در چنین شرایطی، حتی تغییر برند نیز لزوماً به معنای دسترسی آسانتر به فناوری نیست. وقتی قیمت مدلهای مختلف با سرعتی بیشتر از رشد درآمد خانوار افزایش پیدا میکند، انتخاب مصرفکننده بهتدریج از میان محصولات روز به سمت مدلهای قدیمیتر و ارزانتر محدود میشود.
این اتفاق میتواند در بلندمدت بر کیفیت دسترسی به خدمات دیجیتال، بهرهوری نیروی کار و حتی توان رقابت کسبوکارهای کوچک اثر بگذارد.
آزمون سیاستگذار، کاهش قیمت یا بازگرداندن قدرت خرید؟
برای اصلاح وضعیت بازار موبایل، تمرکز صرف بر کنترل قیمت نهایی کافی نیست. ثبات مقررات واردات، شفافیت در تخصیص ارز، کاهش موانع غیرضروری ورود کالا، پیشبینیپذیر شدن سیاستهای رجیستری و افزایش رقابت میان واردکنندگان از جمله اقداماتی است که میتواند هزینه عرضه را کاهش دهد.
در کنار این اقدامات، سیاستهای اقتصادی باید به مسئله قدرت خرید خانوار نیز توجه کنند. زیرا حتی اگر قیمت گوشی در اثر افزایش عرضه تعدیل شود، بدون بهبود تناسب میان درآمد و هزینههای زندگی، بخش بزرگی از جامعه همچنان از خرید محصولات جدید محروم خواهد ماند.
جمعبندی اینکه، فاصله ۳۶ ماه حقوق پایه با قیمت یک آیفون در ایران در برابر نسبت کمتر از یک ماه حداقل دستمزد ناخالص در آلمان، تنها تفاوت قیمت دو بازار نیست؛ این فاصله نشان میدهد فناوری در ایران با چه هزینهای به دست مصرفکننده میرسد. پرسش اصلی دیگر این نیست که یک گوشی چقدر گران شده، بلکه این است که چرا دسترسی به ابزارهای عادی زندگی دیجیتال برای بخشی از جامعه به هدفی چندساله تبدیل شده است؟
انتهای پیام/