آیا استارلینک پایان حکمرانی ارتباطات در ایران است؟

|
۱۴۰۵/۰۸/۱۶
|
۱۰:۳۵:۰۲
| کد خبر: ۲۴۱۱۷۷۶
مرکز ملی فضای مجازی
رئیس مرکز پایش و فراداده مرکز ملی فضای مجازی گفت: استارلینک را نمی‌توان پایان حکمرانی فضای مجازی دانست همان‌طور که نمی‌توان آن را صرفا یک ابزار تبلیغاتی دانست.

به گزارش گروه علمی و فناوری، محمد امین الله‌داد رئیس مرکز پایش و فراداده مرکز ملی فضای مجازی در یادداشتی به ابعاد فنی استارلینک و امکان‌سنجی گستره‌ی خدمات اینترنت ماهواره‌ای پرداخته است.

 متن کامل این یادداشت به شرح ذیل است: 

در ۲ مهر ۱۴۰۵ (۲۴ سپتامبر ۲۰۲۶)، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر جنایتکار جنگی رژیم صهیونیستی در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد یک ترمینال استارلینک را در دست گرفت و آن را «نمادی از امکان دسترسی ایرانیان به اطلاعات و شبکه‌های اجتماعی» معرفی کرد. یک روز بعد نیز سفیر اسرائیل در سازمان ملل تلاش کرد همان دستگاه را به یکی از اعضای هیئت ایرانی تحویل دهد که البته با واکنشی متناسب از سوی عضو هیئت ایرانی مواجه شد.

نتانیاهو در سخنرانی خود، استارلینک را نه به‌عنوان یک محصول مخابراتی، بلکه به‌عنوان نمادی از امکان عبور از آن چه محدودیت‌های ارتباطی ایران می‌خواند به کار گرفت. پیام او آشکارا جنبه تبلیغاتی داشت و در ابتدا باید این اقدام را در چارچوب فشار سیاسی و جنگ روایت‌ها تحلیل کرد. بازتاب بین المللی و واکنش‌ها به این پیام حاکی از شکست کمپین نتانیاهو بود؛ چه آن‌که ردای نگرانی برای آزادی بیان در ایران یا هر جای دیگری از جهان به قامت چنین قصاب بدنامی با آن پرونده بین المللی از جنایات جنگی زار می‌زند. اما بازتاب اثرات داخلی آن در ادبیات برخی مسئولین کشور منجر به طرح این پرسش شد که آیا این به معنای آن است که پشت این نمایش سیاسی، هیچ ظرفیت واقعی فناورانه‌ای وجود ندارد؟ و اگر این امکان در اختیار یک دشمن متخاصمی، چون رژیم صهیونیستی باشد چه راهکاری برای حفظ امنیت مردم وجود خواهد داشت؟ 

این یادداشت سعی بر آن دارد که نسبت مسئله اینترنت ماهواره‌ای و اتصال مستقیم گوشی به ماهواره را با مسئله امنیت ملی و ساختار حکمرانی فضای مجازی ایران، ابتدا از منظر فنی و سپس از منظر حکمرانی فضای مجازی توضیح دهد.

نقطه آغاز: چه میزان از تصویر ارائه‌شده درباره استارلینک برای ایران، امروز از نظر فنی عملی است و چه میزان به آینده فناوری مربوط می‌شود؟

پاسخ به این سؤال اهمیت زیادی دارد؛ زیرا در صورت توسعه ارتباط مستقیم ماهواره با تلفن همراه، موضوع دیگر صرفاً «اینترنت ماهواره‌ای» نخواهد بود، بلکه به مسئله‌ای درباره آینده معماری قدرت دیجیتال کشور تبدیل می‌شود و این‌که آیا هر دولت بیگانه‌ای هر زمان که بخواهد می‌تواند ارتباطات داخلی کشور را در اختیار خود بگیرد و از آن برای پشتیبانی حمله نظامی، کودتا، عملیات گروهک‌های تروریستی تجزیه طلب و... استفاده کند؟ موضوعی که در قرن گذشته و با توجه به محدودیت‌ها و کنترل پذیری رسانه‌ها و ابزار‌های ارتباطی آن عصر، بار‌ها ایرانیان را در معرض تاخت و تاز استعمارگران بیگانه قرار داد. 

اما پاسخ سوال؛ استارلینک معمولی برای اتصال به اینترنت به پایانه زمینی نیاز دارد. بنابراین، اگر تصور کنیم که با ارسال یا توزیع چند ترمینال، امکان دسترسی گسترده میلیون‌ها نفر به اینترنت پرسرعت فراهم خواهد شد، با واقعیت فنی فاصله داریم. اما فناوری مهم‌تر Direct-to-Cell (D۲C) یا ارتباط مستقیم ماهواره با تلفن همراه است. در این فناوری، ماهواره می‌تواند با استفاده از تجهیزات ارتباطی ویژه، نقش نوعی «دکل مخابراتی در فضا» را ایفا کند و با تلفن‌های همراه سازگار ارتباط برقرار کند. استارلینک از سال‌های گذشته توسعه این فناوری را آغاز کرده و خدمات پیام‌رسانی ماهواره‌ای آن در برخی کشور‌ها به‌صورت تجاری فعال شده است. این شرکت همچنین از توسعه خدمات داده و تماس و نسل‌های جدید ماهواره‌های D۲C خبر داده است. در حال حاضر، این فناوری هنوز معادل یک شبکه موبایل زمینی با ظرفیت نامحدود نیست. خود SpaceX نیز میان خدمات فعلی و نسل آینده این فناوری تفاوت قائل است و برای نسل بعدی، افزایش قابل توجه ظرفیت و امکان ارائه ارتباطات پهن‌باند مستقیم به تلفن‌های همراه را هدف‌گذاری کرده است.

بنابراین، اگر منظور از اقدام مورد اشاره نتانیاهو این باشد که همین امروز می‌توان با چند ترمینال یا حتی چند ماهواره، شبکه ارتباطی ایران را کنار زد، چنین برداشتی بیشتر جنبه تبلیغاتی و فریب مخاطب را دارد. آنچه نتانیاهو تعقیب می‌کند، ایجاد و توسعه یک کانال ارتباطی مستقل از شبکه زمینی ایران برای عملیات خرابکارانه است. موضوعی منطبق با رفتار شبکه جاسوسی رژیم صهیونیستی که با ظرفیت استارلینک به عنوان ابزار دارای کاربری دوگانه به جنگ با ایران مطرح می‌شود. 

چرا D۲C برای ایران مهم‌تر است؟

مدل سنتی ارتباط تلفن همراه را می‌توان به‌صورت ساده چنین نمایش داد:

گوشی ← سیم‌کارت ← اپراتور ← شبکه ارتباطی داخلی ← اینترنت

این معماری نقاط متعددی برای تنظیم‌گری و مدیریت ایجاد می‌کند: اپراتور، سیم‌کارت، شناسه دستگاه، شبکه انتقال، دروازه‌های ارتباطی و زیرساخت‌های داده. اما در یک معماری ماهواره‌ای می‌توان با الگویی متفاوت مواجه شد:

گوشی ← ماهواره ← شبکه ماهواره‌ای ← اینترنت

البته D۲C فعلی همچنان با ملاحظات مهمی از جمله همکاری اپراتورها، طیف فرکانسی و چارچوب‌های مقرراتی روبه‌روست. برای نمونه، مدل تجاری فعلی استارلینک در بسیاری از کشور‌ها بر همکاری با اپراتور‌های تلفن همراه استوار است. سناریو‌های پایه (نه خوشبینانه و نه بدبینانه) با فرض اینکه این فناوری بخواهد تنها ۲۰ درصد ظرفیت ارتباطات سیار کنونی ایران را پوشش دهد، زمانی طولانی‌تر از ۱۴۱۵ را پیش بینی می‌کنند. با این حال، باید به دو نکته توجه داشت. اولاً جهت حرکت فناوری روشن است: بخشی از نقطه اتصال از زمین به فضا منتقل می‌شود؛ و ثانیاً مسئله بحران سازی مصنوعی و عملیات خرابکارانه نیازمند امکانات کمتری است. به همین دلیل این تحول از منظر حکمرانی بسیار مهم است و هرچه ارتباطات کمتر به نقاط اتصال زمینی وابسته شوند، این شکل از قدرت نیز نیازمند بازتعریف خواهد بود. 

موضوع دیگر نسبت میان D۲C و سامانه رجیستری تلفن همراه است. پاسخ دقیق این است که نقش رجیستری می‌تواند تغییر کند، اما الزاماً از بین نمی‌رود. رجیستری زمانی یک اهرم مؤثر برای مدیریت بازار و دسترسی ارتباطی است که تلفن همراه برای استفاده از شبکه ناگزیر به اتصال به اپراتور داخلی باشد. اگر یک دستگاه بتواند بدون عبور از شبکه اپراتور داخلی به یک شبکه ماهواره‌ای متصل شود، شاید رجیستری دیگر نتواند همان نقش سابق را در کنترل دسترسی ایفا کند. اما شناسه دستگاه، هویت کاربر، اطلاعات حساب، داده‌های مکانی و سایر داده‌های مرتبط همچنان می‌توانند در نظام تنظیم‌گری و مدیریت دستگاه مورد استفاده قرار گیرند؛ بنابراین تحول احتمالی را بهتر است این‌گونه بیان کنیم: در عصر ارتباطات ماهواره‌ای، رجیستری از «دروازه دسترسی به شبکه» به یکی از اجزای «مدیریت دستگاه و هویت دیجیتال» تبدیل خواهد شد. این تغییر، نمونه‌ای از جابه‌جایی محل اعمال قدرت در فضای دیجیتال است.

در واقع، اهمیت اینترنت ماهواره‌ای و فناوری D۲C برای ایران بیشتر از آن‌که به توانایی‌های امروز آن مربوط باشد، به مسیر توسعه این فناوری و میزان نقش ایران در توسعه و حکمرانی بر آن مربوط است.

جمع بندی فنی: آیا استارلینک می‌تواند اینترنت ایران را دور بزند؟

در اینجا باید میان سه سطح تفکیک کرد. در سطح نخست، ارتباطات اضطراری و کم‌ظرفیت قرار دارد؛ مانند پیام‌رسانی و خدمات محدود. این سطح هم‌اکنون نیز در برخی بازار‌ها عملیاتی شده است و ظرفیت‌ها و مخاطرات آن نیازمند بررسی است. در سطح دوم، دسترسی محدود به خدمات داده و اینترنت قرار دارد که فناوری برای حرکت به سمت آن در حال توسعه است. سطح سوم، اینترنت پرظرفیت و هم‌زمان برای میلیون‌ها کاربر است. در این سطح، ظرفیت ماهواره‌ها، تعداد کاربران، طیف فرکانسی، پوشش، معماری شبکه و محدودیت‌های فنی اهمیت زیادی پیدا می‌کند. از این رو، تصور این‌که در آینده نزدیک تمام کاربران حتی صرفاً در یک کلانشهر بتوانند بدون هیچ محدودیتی به یک شبکه ماهواره‌ای پرظرفیت متصل شوند، با وضعیت فعلی فناوری فاصله دارد.

اما همان‌طور که پیش‌تر گفته شد، یک نکته راهبردی وجود دارد: برای ایجاد اثر امنیتی یا سیاسی، لازم نیست یک فناوری در اختیار همه باشد. حتی یک شبکه ارتباطی با ظرفیت محدود می‌تواند در شرایط بحرانی، یک مسیر ارتباطی مستقل برای انتقال اطلاعات ایجاد کند. به همین دلیل، استارلینک را بهتر است نه «جایگزین فوری اینترنت کشورها»، بلکه یک لایه ارتباطی خارج از کنترل شبکه زمینی دانست که ظرفیت آن در حال افزایش است. اهمیت امنیتی اینترنت ماهواره‌ای نیز از همین نقطه آغاز می‌شود. در شبکه زمینی، بخش قابل توجهی از زیرساخت در قلمرو کشور قرار دارد و از طریق مجموعه‌ای از ابزار‌های فنی، حقوقی و اجرایی قابل مدیریت است. اما در شبکه ماهواره‌ای، بخش مهمی از زیرساخت در خارج از قلمرو سرزمینی قرار دارد. این موضوع در بحث‌های مربوط به استارلینک در اتحادیه بین‌المللی مخابرات نیز منعکس شده است. البته این به معنای آسیب‌ناپذیر بودن شبکه ماهواره‌ای نیست. اختلالات رادیویی، محدودیت‌های طیفی، شناسایی پایانه‌ها و سایر اقدامات فنی می‌توانند عملکرد چنین شبکه‌ای را محدود کنند. در ۱۳ مهر ۱۴۰۵ (۵ اکتبر ۲۰۲۶) نیز دبیر شورای عالی فضای مجازی اعلام کرد که ایران توانسته است فعالیت پایانه‌های استارلینک را برای مدتی مختل کند و از آمادگی فنی برای مقابله با تهدید‌های احتمالی برخوردار است. بازتاب این موضوع در اخبار برخی رسانه‌های غربی در زمستان سال ۱۴۰۴ نیز نشان از جدی گرفته شدن این ادعا در محافل فناورانه خارجی دارد. در نتیجه، دو گزاره می‌توانند هم‌زمان درست باشند: استارلینک یک شبکه غیرقابل‌اختلال نیست؛ اما کنترل آن نیز با کنترل یک شبکه زمینی یکسان نیست.

حال که ابعاد فنی موضوع تا حدی شرح داده شد، بهتر است به مسئله اصلی بپردازیم: مسئله اصلی استارلینک نیست؛ مسئله قدرت دیجیتال ایران است.

اگر بحث را صرفاً به «فیلترینگ»، «رجیستری» یا «اینترنت ماهواره‌ای» محدود کنیم، احتمالاً مهم‌ترین بخش مسئله را از دست خواهیم داد. موضوع اصلی این است که محل تولید و اعمال قدرت در فضای دیجیتال در حال تغییر است. در مدل سنتی، قدرت دیجیتال کشور تا حد زیادی بر زیرساخت‌های ملی متکی بود: اپراتور، فیبر، مراکز داده، دروازه‌های بین‌المللی و شبکه‌های زمینی. اما معماری جدید دیجیتال ترکیبی از عناصر ملی و فراملی است: ماهواره‌های ارتباطی، پلتفرم‌های جهانی، خدمات ابری، هوش مصنوعی، تراشه‌ها و زنجیره تأمین فناوری، داده، استاندارد‌های فنی، شبکه‌های پرداخت و زیرساخت‌های دیجیتال فرامرزی. در چنین محیطی، قدرت دیجیتال صرفاً توانایی کنترل اینترنت داخل مرز‌ها (به عنوان یک شرط لازم حکمرانی) تعریف نمی‌شود. بلکه مهم توانایی یک کشور برای ساختن، کنترل کردن، اثرگذاری بر و تاب‌آوری در برابر زیرساخت‌ها و شبکه‌هایی که اقتصاد، امنیت، ارتباطات و اطلاعات آن کشور به آنها وابسته است خواهد بود.

از این منظر، استارلینک یک هشدار نیازمند برنامه ریزی برای سیاست‌گذاری دیجیتال ایران است. نه به این دلیل که فردا شبکه ارتباطی کشور را کنار خواهد زد؛ بلکه به این دلیل که نشان می‌دهد مرز‌های جغرافیایی دیگر الزاماً مرز‌های شبکه‌ای نیستند.

گذار از «حکمرانی بر شبکه» به «قدرت در شبکه»: ایران در کجای آینده معماری قدرت دیجیتال قرار می‌گیرد؟

در گذشته، بخش مهمی از حکمرانی ارتباطات با این سؤال تعریف می‌شد: چگونه می‌توان نقطه اتصال به شبکه را مدیریت کرد؟ در معماری جدید، سؤال باید گسترده‌تر شود: اگر بخشی از ارتباطات دیگر از نقطه اتصال داخلی عبور نکند، قدرت ملی چگونه باید اعمال شود؟ 

پاسخ این پرسش صرفاً توسعه ابزار‌های مقابله‌ای نیست. کشوری که در حوزه ارتباطات ماهواره‌ای، هوش مصنوعی، زیرساخت ابری، داده، پلتفرم، امنیت سایبری، تراشه و اقتصاد دیجیتال دارای ظرفیت باشد، حتی در شرایطی که بخشی از شبکه‌های خارجی خارج از کنترل آن قرار دارند، قدرت مانور بیشتری خواهد داشت.

در مقابل، اگر قدرت دیجیتال عمدتاً به کنترل شبکه داخلی محدود شود و بازیگرانی که باید نقش توسعه را ایفا کنند عملکرد قابل قبولی نداشته باشند، با ظهور هر فناوری جدیدی که یک لایه مستقل به معماری ارتباطات اضافه کند، بخشی از این قدرت به چالش کشیده خواهد شد. از این منظر، استارلینک بیش از آن‌که تهدیدی برای یک سامانه یا یک نهاد خاص باشد، آزمونی برای مدل قدرت دیجیتال کشور است و پاسخ این مسئله نه در «وادادگی دیجیتال» و نه در «اجتناب دیجیتال» است. ایران به خلق ابزار قدرت واقعی متناسب با زمانه نیاز دارد. (به هر حال در جهانی که زورمندان هیچ مانعی برای تجاوز و تصاحب و غارت در برابر خود نمی‌بینند، اکتفا به مدل‌های آرزومندانه مبتنی بر حقوق بین الملل و فرض رضایت طرف متجاوز به سناریوی برد – برد چندان خردمندانه به نظر نمی‌رسد.)

استارلینک را نمی‌توان پایان حکمرانی فضای مجازی دانست؛ همان‌طور که نمی‌توان آن را صرفاً یک ابزار تبلیغاتی دانست. نمایش استارلینک در سخنرانی نخست وزیر جنایتکار رژیم صهیونی، بخش مهمی از یک پیام سیاسی بود و احتمالاً هدف آن ایجاد تصویر امکان ارتباط مستقیم شبکه خرابکاری رژیم با مهره‌هایی در داخل ایران، برجسته کردن محدودیت‌های ارتباطی و پروپاگاندای فناوری (هر چند اغراق آمیز) بود. اما باید توجه داشت این کمپین فریبکارانه بر موج تصورات و انتظارات عمومی از یک تحول سوار شده است و ما موظف به تحلیل دقیق رفتار فناورانه دشمن‌ایم. D۲C و فناوری‌های مشابه نشان می‌دهند که در آینده، بخشی از ارتباطات می‌تواند با وابستگی کمتر به زیرساخت زمینی و مرز‌های ملی برقرار شود. بنابراین، ایران علاوه بر این که باید بتواند در صورت مشارکت استارلینک در عملیات نظامی و خرابکارانه آن را مختل کند، باید به این مسئله مهم‌تر نیز پاسخ دهد که «اگر بخشی از شبکه ارتباطی از کنترل نقاط اتصال زمینی خارج شود، چگونه می‌توان جایگاه خود را در معماری جهانی قدرت دیجیتال حفظ و تقویت کرد؟»

پاسخ این سؤال، در نهایت، به توان کشور در توسعه هم‌زمان زیرساخت، فناوری، داده، هوش مصنوعی، امنیت سایبری، اقتصاد دیجیتال، خدمات ابری، ارتباطات ماهواره‌ای و پلتفرم‌های بومی بازمی‌گردد. استارلینک از این منظر یک مقصد نیست؛ یک نشانه است. نشانه‌ای از جهانی که در آن قدرت دیجیتال دیگر فقط در دکل مخابراتی، فیبر نوری و دروازه اینترنت متمرکز نیست؛ بلکه در مدار زمین، مراکز داده، تراشه‌ها، پلتفرم‌ها، داده‌ها و شبکه‌های فراملی نیز توزیع شده است و جایگاه ایران در این جهان، علاوه بر امکان اعمال محدودیت بر فناوری‌های نظامی متخاصم به خلق ابزار قدرت برای افزایش میزان سهم و اختیار در ساختن معماری دیجیتال آینده نیز وابسته خواهد بود.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه