کریدور راهبردی چابهار–میلک؛ دروازه اتصال اقیانوس هند به افغانستان و آسیای مرکزی و ضرورت تسریع در تکمیل شبکه ریلی شرق کشور
به گزارش برنا از سیستان و بلوچستان؛ رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران (ره) موقعیت راهبردی چابهار در کرانه اقیانوس هند، برخورداری از دسترسی مستقیم به آبهای آزاد اقیانوسی و قرار گرفتن آن در امتداد مسیرهای ارتباطی شرق کشور، این منطقه را به یکی از ظرفیتهای مهم جمهوری اسلامی ایران برای توسعه مناسبات اقتصادی و تجاری با کشورهای همسایه و بهویژه افغانستان و کشورهای آسیای مرکزی محصور در خشکی تبدیل کرده است.
در این میان، کریدور چابهار–میلک، با اتصال بندر و منطقه آزاد چابهار به مرز میلک و از آنجا به زرنج افغانستان، میتواند نقشی فراتر از یک مسیر حملونقل جادهای ایفا کند و به محور شکلگیری یک شبکه یکپارچه تجاری، ترانزیتی، لجستیکی و اقتصادی در شرق کشور و منطقه تبدیل شود.
اهمیت این کریدور صرفاً در جابهجایی کالا و کاهش هزینههای حملونقل خلاصه نمیشود؛ بلکه باید آن را بخشی از یک طرح کلان ژئواکونومیک برای پیوند دادن ظرفیتهای دریایی ایران با موقعیت جغرافیایی افغانستان و کشورهای محصور در خشکی آسیای مرکزی دانست. تحقق این هدف مستلزم نگاه شبکهای به زیرساختهای جادهای و ریلی، تکمیل حلقههای مفقوده ارتباطی، توسعه خدمات لجستیکی، تسهیل تردد ناوگان حملونقل و فعالسازی ظرفیتهای اقتصادی مناطق آزاد در امتداد این مسیر است.
*کریدور چابهار–میلک؛ حلقه اتصال افغانستان به آبهای آزاد اقیانوسی*
افغانستان بهعنوان کشوری محصور در خشکی، برای دسترسی پایدار و اقتصادی به بازارهای جهانی و آبهای آزاد، نیازمند مسیرهای متنوع، قابل اتکا و رقابتپذیر است. در چنین شرایطی، موقعیت جغرافیایی چابهار، واقع در سواحل راهبردی مکران و دسترسی آن به اقیانوس هند، فرصتی راهبردی برای توسعه همکاریهای اقتصادی ایران و افغانستان فراهم میکند.
مسیر چابهار–زاهدان–زابل–میلک–زرنج، با اتصال جنوب شرق ایران به غرب افغانستان، میتواند یکی از مسیرهای مهم دسترسی افغانستان به آبهای آزاد و بازارهای بینالمللی باشد. این مسیر، علاوه بر پاسخگویی به بخشی از نیازهای تجاری افغانستان، ظرفیت انتقال کالاهای ترانزیتی، صادراتی و وارداتی، مواد اولیه، محصولات معدنی و کالاهای واسطهای را نیز فراهم میسازد.
از سوی دیگر، فعالسازی این کریدور میتواند دسترسی تجار و فعالان اقتصادی کشورهای آسیای مرکزی را به آبهای آزاد از طریق افغانستان و خاک ایران تسهیل کند. به این ترتیب، چابهار صرفاً یک مقصد بندری برای مبادلات تجاری نخواهد بود، بلکه میتواند به دروازه دریایی یک شبکه گسترده ارتباطی میان آسیای مرکزی، افغانستان، آسیای جنوبی و بازارهای حاشیه اقیانوس هند تبدیل شود.
این کریدور در قالب یک پیوند دوسویه، از یک سو چابهار را به یکی از اقتصادیترین دروازههای ارتباطی ایران با افغانستان و آسیای مرکزی و از سوی دیگر، به دروازه دریایی افغانستان و کشورهای آسیای مرکزی برای دسترسی به اقیانوس هند، بازارهای آسیای جنوبی و شبکه تجارت بینالمللی تبدیل میکند.
*کریدور چابهار–میلک؛ ابزار تحقق دیپلماسی اقتصادی و سیاست همسایگی*
تقویت و توسعه کریدور چابهار–میلک را باید در چارچوب سیاست همسایگی جمهوری اسلامی ایران و راهبرد گسترش دیپلماسی اقتصادی با کشورهای منطقه مورد توجه قرار داد. افغانستان به دلیل پیوندهای تاریخی، فرهنگی، جغرافیایی و اقتصادی با ایران، از جایگاه ویژهای در سیاست خارجی و مناسبات اقتصادی کشور برخوردار است و توسعه زیرساختهای مشترک ارتباطی میتواند زمینهساز ارتقای سطح این همکاریها باشد.
در شرایطی که کشورهای منطقه برای دسترسی به بازارهای جدید، تنوعبخشی به مسیرهای ترانزیتی و کاهش هزینههای تجارت رقابت میکنند، ایران میتواند با تکمیل زیرساختهای شرق کشور و فراهم کردن خدمات یکپارچه حملونقل و لجستیک، جایگاه خود را در شبکه مبادلات منطقهای ارتقا دهد.
کریدور چابهار–میلک این ظرفیت را دارد که از یک مسیر صرفاً عبوری به بستری برای شکلگیری همکاریهای اقتصادی پایدار تبدیل شود؛ همکاریهایی که حوزههایی مانند حملونقل و ترانزیت، سرمایهگذاری مشترک، انبارداری، فرآوری مواد معدنی، صنایع تبدیلی، صادرات مجدد و ارائه خدمات فنی و تجاری را در بر میگیرد.
از این منظر، توسعه این کریدور باید در دستور کار مشترک دستگاههای اقتصادی، حملونقلی و دیپلماسی کشور و استان قرار گیرد و از سطح توافقات کلی فراتر رفته و به برنامههای اجرایی مشخص، زمانبندیشده و قابل ارزیابی تبدیل شود.
*ضرورت راهبردی اتصال ریلی چابهار به زرنج افغانستان و احداث راهآهن زاهدان–زابل–میلک*
تکمیل شبکه ریلی شرق کشور، یکی از مهمترین الزامات ارتقای ظرفیت و رقابتپذیری کریدور چابهار–میلک است. راهآهن چابهار–زاهدان بهعنوان زیرساخت اصلی اتصال ریلی چابهار به شبکه سراسری راهآهن ایران، میتواند زمینه انتقال حجم قابل توجهی از کالاها را از مبدأ و مقصد این منطقه فراهم کند و نقش مؤثری در کاهش هزینههای حملونقل و افزایش ظرفیت ترانزیتی کشور داشته باشد.
با این حال، برای بهرهبرداری کامل از ظرفیت این زیرساخت در ارتباط با افغانستان، لازم است امتداد شبکه ریلی از زاهدان به سمت زابل و مرز میلک نیز در برنامهریزیهای توسعهای کشور مورد توجه قرار گیرد. احداث راهآهن زاهدان–زابل–میلک و فراهمسازی زمینه اتصال آن به زرنج و سایر مسیرهای ریلی آینده افغانستان، میتواند حلقه تکمیلی اتصال ریلی چابهار به بازار افغانستان و در افق بلندمدت به کشورهای آسیای مرکزی باشد.
اهمیت این اتصال زمانی بیشتر آشکار میشود که بدانیم توسعه تجارت منطقهای صرفاً به وجود یک مسیر جادهای وابسته نیست؛ بلکه ترکیب حملونقل ریلی و جادهای، امکان جابهجایی انبوه کالا، مواد معدنی و محمولههای صادراتی را با هزینه و زمان رقابتیتر فراهم میکند. بهویژه در حوزه انتقال مواد معدنی و کالاهای حجیم، حملونقل ریلی میتواند مزیت قابل توجهی برای کریدور ایجاد کند.
از این منظر، تکمیل زیرساختهای ارتباطی شرق کشور، بهویژه راهآهن چابهار–زاهدان و امتداد آن در مسیر زابل–میلک و اتصال به زرنج افغانستان، باید در چارچوب یک طرح جامع، یکپارچه و دارای اولویت ملی و منطقهای مورد توجه قرار گیرد و فرآیند اجرایی آن با جدیت و شتاب بیشتری دنبال شود. اجرای این طرح، افزون بر تقویت ظرفیتهای اقتصادی و ترانزیتی جمهوری اسلامی ایران، زمینهساز توسعه همکاریهای اقتصادی با افغانستان و کشورهای آسیای مرکزی، گسترش دسترسی این کشورها به آبهای آزاد و تقویت جایگاه شرق کشور در شبکه تجارت و حملونقل منطقهای خواهد بود.
بدیهی است تحقق اتصال ریلی فرامرزی، علاوه بر تکمیل زیرساختهای داخلی، مستلزم انجام مطالعات فنی و اقتصادی، توافقات دوجانبه، تعیین استانداردهای فنی و عملیاتی و هماهنگی میان مراجع مسئول دو کشور است. بنابراین، پیشنهاد میشود موضوع اتصال ریلی میلک به زرنج افغانستان بهعنوان یک پروژه مشترک راهبردی در دستور کار مذاکرات و همکاریهای حملونقلی ایران و افغانستان قرار گیرد.
*توسعه و تسهیل تردد ناوگان حملونقل جادهای ایران و افغانستان؛ ارتقای ظرفیت موجود کریدور*
در کنار توسعه زیرساختهای ریلی، حملونقل جادهای همچنان یکی از ارکان اصلی فعالیت کریدور چابهار–میلک به شمار میرود. در حال حاضر، تردد کامیونهای دارای پلاک افغانستان در محور چابهار–میلک و همچنین محور چابهار–ریمدان در حال انجام است و این موضوع نشاندهنده وجود ظرفیت عملیاتی و شکلگیری بخشی از پیوند حملونقلی میان دو کشور است.
بنابراین، مسئله اصلی در این حوزه، ایجاد امکان تردد از نقطه صفر نیست؛ بلکه توسعه، تسهیل، پایدارسازی و افزایش ظرفیت تردد موجود و فراهم کردن خدمات پشتیبان برای ناوگان ایرانی و افغانستانی است. هر اندازه تشریفات مرزی، مقررات حملونقل، خدمات لجستیکی و امکانات پشتیبان در طول مسیر هماهنگتر و کارآمدتر باشد، امکان کاهش زمان توقف، هزینه حمل و ریسک فعالیت شرکتهای حملونقل افزایش خواهد یافت.
در این چارچوب، تسهیل تردد ناوگان دارای پلاک منطقه آزاد چابهار در محور چابهار–میلک–زرنج نیز میتواند بهعنوان یکی از موضوعات قابل پیگیری مطرح شود. تحقق این موضوع مستلزم هماهنگی و اخذ مجوزهای لازم از مراجع ذیصلاح دو کشور و بررسی ضوابط مربوط به حملونقل بینالمللی است.
همچنین توسعه پایانههای حملونقل، توقفگاههای ایمن و مجهز، امکانات سوخترسانی، تعمیر و نگهداری ناوگان، خدمات رفاهی رانندگان، پوششهای بیمهای، تسهیل صدور مجوزهای حمل بینالمللی و هماهنگی در تشریفات گمرکی و مرزی، از جمله الزامات پشتیبان این کریدور به شمار میروند.
ایجاد سازوکار مشترک میان ایران و افغانستان برای تبادل اطلاعات حملونقلی، رهگیری محمولهها، هماهنگی تردد ناوگان و کاهش زمان توقف در مرز میلک نیز میتواند نقش مؤثری در ارتقای کارآمدی این مسیر داشته باشد. همچنین امکان حمل مستقیم کالا و کاهش نیاز به تخلیه و بارگیری مجدد در مرز، با رعایت مقررات و پس از توافق مراجع ذیصلاح دو کشور، قابل بررسی است.
در واقع، هرچه تردد موجود ناوگان افغانستان در محورهای منتهی به چابهار با سهولت و پایداری بیشتری انجام شود، زمینه برای افزایش سهم این کریدور در مبادلات تجاری دو کشور و جذب سرمایهگذاری در بخش حملونقل و خدمات لجستیکی فراهمتر خواهد شد.
*افغانستان؛ قلب آسیا و حلقه پیوند آسیای مرکزی و آسیای جنوبی، چابهار؛ دروازه اقیانوسی این پیوند*
افغانستان از منظر جغرافیای اقتصادی و موقعیت ارتباطی، در نقطه اتصال آسیای مرکزی و آسیای جنوبی قرار گرفته و میتواند نقش حلقه واسط میان این دو حوزه مهم اقتصادی را ایفا کند. این موقعیت، ظرفیت تبدیل افغانستان به یکی از کانونهای اصلی مبادلات منطقهای را فراهم میکند؛ بهویژه اگر زیرساختهای ارتباطی آن با کشورهای همسایه توسعه یابد و مسیرهای متنوع دسترسی به بازارهای جهانی در اختیار فعالان اقتصادی این کشور قرار گیرد.
از این منظر، میتوان افغانستان را "قلب آسیا" و حلقه پیوند آسیای مرکزی و آسیای جنوبی دانست؛ جایگاهی که در صورت توسعه زیرساختهای حملونقل و ترانزیت، امکان اتصال بازارهای شمال و مرکز آسیا به مسیرهای دریایی جنوب را تقویت میکند.
در این میان، چابهار به دلیل دسترسی مستقیم به اقیانوس هند و قرار گرفتن در جنوب شرقی ایران، میتواند دروازه اقیانوسی تحقق این پیوند باشد. اتصال افغانستان و کشورهای آسیای مرکزی به چابهار، امکان دسترسی آنها به بازارهای آسیای جنوبی، کشورهای حاشیه خلیج فارس و شبکه تجارت دریایی اقیانوس هند را فراهم میسازد.
مسیر ازبکستان–افغانستان–ایران–چابهار نیز میتواند بهعنوان یکی از گزینههای مکمل و قابل بررسی در کنار سایر مسیرهای ترانسافغان، از جمله مسیر ازبکستان–افغانستان–پاکستان، مورد توجه قرار گیرد. ارزیابی مزیت این مسیرها باید بر اساس شاخصهایی مانند هزینه تمامشده حمل، زمان انتقال کالا، ظرفیت زیرساختی، پایداری خدمات، امنیت مسیر و سهولت تشریفات مرزی انجام شود.
در چنین چارچوبی، کریدور چابهار–میلک صرفاً یک مسیر دوجانبه میان ایران و افغانستان نیست، بلکه میتواند بخشی از یک شبکه منطقهای باشد که کشورهای آسیای مرکزی را از طریق افغانستان و خاک ایران به آبهای آزاد و بازارهای بینالمللی متصل میکند.
*مناطق آزاد چابهار و سیستان؛ دو بازوی مکمل در زنجیره زمینی و دریایی کریدور*
یکی از ظرفیتهای مهم برای عملیاتیسازی کریدور چابهار–میلک، بهرهگیری همزمان از ظرفیتهای مناطق آزاد سیستان و چابهار است. این دو منطقه میتوانند در قالب یک زنجیره اقتصادی و لجستیکی مکمل، نقش مهمی در توسعه مبادلات ایران و افغانستان ایفا کنند.
منطقه آزاد سیستان به دلیل همجواری با مرز میلک و قرار گرفتن در مجاورت افغانستان، ظرفیت تبدیل شدن به دروازه زمینی مبادلات مرزی، مرکز خدمات گمرکی و لجستیکی، محل استقرار انبارها، پایانههای حملونقل و مراکز توزیع کالا را دارد. این منطقه میتواند نقطه ورود کالاهای افغانستان به شبکه اقتصادی ایران و محل ساماندهی بخشی از فعالیتهای تجاری و ترانزیتی در مرز باشد.
در مقابل، منطقه آزاد چابهار با برخورداری از موقعیت ساحلی و دسترسی به آبهای آزاد، ظرفیت ایفای نقش بهعنوان دروازه دریایی افغانستان و کشورهای آسیای مرکزی را داراست. توسعه فعالیتهای بندری و لجستیکی، ایجاد مراکز نگهداری و توزیع کالا، فرآوری مواد معدنی و محصولات صنعتی، استقرار شرکتهای حملونقل و خدمات بازرگانی و فراهم کردن بستر صادرات و صادرات مجدد، از جمله ظرفیتهایی است که میتواند در این منطقه توسعه یابد.
در این الگو، سیستان دروازه زمینی افغانستان به ایران و پل ارتباطی آن با چابهار است و چابهار دروازه آبی افغانستان به آبهای آزاد و اقیانوس هند خواهد بود.
زنجیره ارتباطی مرز میلک، منطقه آزاد سیستان، زابل، زاهدان و منطقه آزاد چابهار میتواند به یک شبکه منسجم حملونقل و خدمات اقتصادی تبدیل شود؛ شبکهای که ضمن تسهیل مبادلات تجاری دو کشور، ظرفیتهای اقتصادی شرق ایران را نیز به یکدیگر پیوند میدهد.
تقویت همکاری میان دو منطقه آزاد، هماهنگی در ارائه خدمات به سرمایهگذاران و تجار افغانستانی، طراحی بستههای مشترک سرمایهگذاری و ایجاد سازوکارهای یکپارچه برای تسهیل حملونقل و ترانزیت، میتواند از جمله اقدامات مؤثر در تحقق این هدف باشد.
*ضرورت نگاه شبکهای به کریدورهای شرق کشور*
توسعه کریدور چابهار–میلک نباید بهصورت یک پروژه منفرد و محدود به مسیر ارتباطی چابهار تا مرز میلک تعریف شود. این کریدور زمانی به ظرفیت واقعی خود دست خواهد یافت که در قالب شبکهای از مسیرهای جادهای، ریلی، مرزی، لجستیکی و تجاری مورد برنامهریزی قرار گیرد.
در این نگاه، مسیر چابهار–میلک–زرنج، محور اصلی ارتباط زمینی و پیونددهنده چابهار با افغانستان است؛ راهآهن چابهار–زاهدان زیرساخت اصلی اتصال ریلی جنوب شرق کشور به شبکه سراسری محسوب میشود و امتداد ریلی زاهدان–زابل–میلک میتواند حلقه تکمیلی این شبکه باشد.
از سوی دیگر، منطقه آزاد سیستان در مجاورت مرز میلک و منطقه آزاد چابهار در کرانه اقیانوس هند، دو نقطه مهم برای ساماندهی فعالیتهای تجاری، لجستیکی و سرمایهگذاری در این مسیر هستند. پیوند این دو منطقه با ظرفیتهای حملونقلی زاهدان و زابل میتواند زمینه شکلگیری یک زنجیره ارزش اقتصادی را فراهم کند.
این شبکه همچنین میتواند در آینده، با توسعه همکاریهای اقتصادی و حملونقلی با افغانستان و کشورهای آسیای مرکزی، به مسیرهای منطقهای گستردهتری متصل شود. در چنین شرایطی، چابهار از یک نقطه ساحلی و تجاری به یکی از کانونهای اصلی اتصال اقتصاد ایران به اقتصادهای آسیای مرکزی و آسیای جنوبی تبدیل خواهد شد.
بنابراین، ضروری است برنامهریزی برای توسعه کریدورهای شرق کشور با رویکردی یکپارچه و مبتنی بر همافزایی زیرساختها انجام شود و از اجرای طرحهای پراکنده و فاقد پیوند عملیاتی با یکدیگر پرهیز شود.
*پیشنهادهای اجرایی و اولویتهای راهبردی*
برای تبدیل ظرفیتهای موجود کریدور چابهار–میلک به دستاوردهای عملیاتی و اقتصادی، پیشنهاد میشود اقدامات زیر در اولویت برنامهریزی و پیگیری دستگاههای ذیربط قرار گیرد:
۱. تسریع در تکمیل و بهرهبرداری از راهآهن چابهار–زاهدان:
تکمیل و بهرهبرداری مؤثر از راهآهن چابهار–زاهدان باید بهعنوان زیرساخت اصلی توسعه حملونقل ترکیبی و ارتقای ظرفیت ترانزیتی شرق کشور دنبال شود. همچنین لازم است برنامهریزی برای اتصال این مسیر به مراکز لجستیکی و شبکه جادهای منتهی به مرز میلک انجام گیرد.
۲. قرار دادن راهآهن زاهدان–زابل–میلک در اولویت طرحهای توسعهای شرق کشور:
مطالعات فنی، اقتصادی و اجرایی احداث این مسیر با هدف اتصال ریلی چابهار به مرز میلک و فراهمسازی زمینه اتصال به زرنج افغانستان، با جدیت دنبال شود. همچنین موضوع اتصال ریلی دو کشور در دستور کار مذاکرات و همکاریهای مشترک ایران و افغانستان قرار گیرد.
۳. تدوین توافق اجرایی مشترک برای توسعه و تسهیل تردد ناوگان حملونقل ایران و افغانستان:
با توجه به تردد فعلی کامیونهای دارای پلاک افغانستان در محورهای چابهار–میلک و چابهار–ریمدان، توافقی اجرایی برای تسهیل، پایدارسازی و افزایش ظرفیت این ترددها تدوین شود. تسهیل تردد ناوگان دارای پلاک منطقه آزاد چابهار در مسیر چابهار–میلک–زرنج نیز با هماهنگی و اخذ مجوزهای قانونی لازم مورد پیگیری قرار گیرد.
۴. توسعه زیرساختها و خدمات پشتیبان حملونقل در طول کریدور:
ایجاد و تکمیل پایانهها، توقفگاههای ایمن، مراکز سوخترسانی، تعمیر و نگهداری ناوگان، خدمات رفاهی رانندگان، امکانات بیمهای و تسهیلات گمرکی و مرزی در محور چابهار–میلک در دستور کار قرار گیرد. همچنین امکان ایجاد خدمات مشترک و هماهنگ برای ناوگان ایرانی و افغانستانی بررسی شود.
۵. ایجاد مرکز لجستیکی و ترانزیتی ویژه افغانستان در منطقه آزاد چابهار:
با هدف ساماندهی فعالیت شرکتهای حملونقل و بازرگانی افغانستانی، پیشنهاد میشود مرکز لجستیکی و ترانزیتی ویژه افغانستان در منطقه آزاد چابهار ایجاد شود. این مرکز میتواند خدمات انبارداری، توزیع، تجمیع و تفکیک محمولهها، حملونقل ترکیبی، امور بازرگانی و خدمات پشتیبان صادرات و واردات را ارائه کند.
۶. توسعه همکاریهای معدنی، صنعتی و فرآوری مواد خام افغانستان در منطقه آزاد چابهار:
با توجه به ظرفیتهای معدنی افغانستان، زمینه سرمایهگذاری مشترک برای انتقال مواد معدنی، ایجاد واحدهای فرآوری و صنایع تبدیلی در منطقه آزاد چابهار و صادرات محصولات فرآوریشده به بازارهای کشورهای حاشیه خلیج فارس، آسیای جنوبی، بهویژه هند، و کشورهای حاشیه اقیانوس هند فراهم شود. این رویکرد میتواند ارزش افزوده بیشتری برای فعالان اقتصادی دو کشور ایجاد کند.
۷. طراحی بستههای مشترک سرمایهگذاری و تجاری میان مناطق آزاد چابهار و سیستان:
با استفاده از ظرفیتهای مکمل دو منطقه، بستههای مشترکی برای جذب سرمایهگذاران افغانستانی و ایرانی در حوزههای لجستیک، انبارداری، صنایع تبدیلی، خدمات تجاری، حملونقل و صادرات تدوین شود. همچنین سازوکار هماهنگی میان دو منطقه برای ارائه خدمات یکپارچه به فعالان اقتصادی ایجاد شود.
۸. توسعه همکاریهای ترانزیتی و تجاری با کشورهای آسیای مرکزی از مسیر افغانستان:
با هدف افزایش حجم کالاهای عبوری و تقویت جایگاه چابهار در شبکه تجارت منطقهای، مذاکرات و همکاریهای اقتصادی و حملونقلی با کشورهای آسیای مرکزی، بهویژه ازبکستان، در دستور کار قرار گیرد. مسیر ازبکستان–افغانستان–ایران–چابهار بهعنوان یکی از گزینههای مکمل ترانزیتی، بر اساس مطالعات اقتصادی و فنی مورد بررسی قرار گیرد.
۹. تشکیل ستاد استانی توسعه کریدور چابهار–میلک:
بهمنظور ایجاد هماهنگی میان دستگاههای مسئول و جلوگیری از اقدامات پراکنده، تشکیل ستاد استانی توسعه کریدور چابهار–میلک با مشارکت نمایندگان وزارت راه و شهرسازی، سازمان برنامه و بودجه کشور، وزارت امور خارجه، وزارت صنعت، معدن و تجارت، گمرک جمهوری اسلامی ایران، استانداری سیستان و بلوچستان، سازمان منطقه آزاد چابهار، سازمان منطقه آزاد سیستان و سایر دستگاههای مرتبط پیشنهاد میشود. این ستاد میتواند مسئولیت تعیین اولویتها، رفع موانع اجرایی، پیگیری توافقات بیندستگاهی و ارزیابی پیشرفت پروژهها را بر عهده داشته باشد.
۱۰. تدوین نقشه راه و نظام پایش عملکرد کریدور:
برای اطمینان از تحقق اهداف، نقشه راه اجرایی کریدور با تعیین پروژههای اولویتدار، دستگاه مسئول، زمانبندی، منابع تأمین مالی و شاخصهای ارزیابی تدوین شود. شاخصهایی نظیر حجم کالاهای عبوری، میزان تردد ناوگان، زمان توقف در مرز، هزینه حمل، میزان سرمایهگذاری جذبشده، ظرفیت انبارداری و سهم کالاهای فرآوریشده و صادراتی میتواند مبنای ارزیابی عملکرد کریدور قرار گیرد.
*جمعبندی؛ افغانستان، قلب آسیا؛ چابهار، دروازه اقیانوسی پیوند منطقهای*
کریدور چابهار–میلک را باید یکی از ظرفیتهای مهم ژئواکونومیک ایران برای توسعه همکاریهای اقتصادی با افغانستان و کشورهای آسیای مرکزی دانست؛ ظرفیتی که در صورت تکمیل زیرساختهای جادهای و ریلی، توسعه خدمات لجستیکی، تسهیل تردد ناوگان و همافزایی مناطق آزاد چابهار و سیستان، میتواند به یکی از محورهای مؤثر تجارت و ترانزیت منطقهای تبدیل شود.
در این چارچوب، افغانستان بهعنوان قلب آسیا و حلقه پیوند آسیای مرکزی و آسیای جنوبی، از طریق کریدور چابهار–میلک میتواند به آبهای آزاد و شبکه تجارت دریایی اقیانوس هند دسترسی مؤثرتری پیدا کند و چابهار نیز با ایفای نقش دروازه اقیانوسی این پیوند، جایگاه خود را در مناسبات اقتصادی و ترانزیتی منطقه ارتقا دهد.
تحقق این چشمانداز نیازمند عزم ملی و استانی، هماهنگی میان دستگاههای اجرایی، پیگیری مستمر توافقات با افغانستان و تبدیل ظرفیتهای جغرافیایی به پروژههای مشخص و قابل اجراست. در این میان، تسریع در تکمیل راهآهن چابهار–زاهدان، برنامهریزی برای امتداد آن به زابل و میلک، توسعه تردد جادهای موجود و ایجاد زیرساختهای لجستیکی و اقتصادی در مناطق آزاد چابهار و سیستان، باید در زمره اولویتهای اصلی توسعه شرق کشور قرار گیرد.
فعالسازی محور چابهار–میلک و تکمیل زنجیره ارتباطی آن، همانگونه که در تأکیدات رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران (ره) درباره ظرفیت تحولآفرین این محور برای جنوب شرق کشور مورد توجه قرار گرفته بود، میتواند زمینهساز تحولی بنیادین در جایگاه اقتصادی، ترانزیتی و ارتباطی این منطقه و ارتقای نقش ایران در معادلات اقتصادی منطقه باشد.