بازار مردهها؛ روایتی که میتواند بخشی از هویت گردشگری سمنان شود
به گزارش برنا از سمنان؛ دکتر بنی اسدی با درج یادداشتی در برنا نوشت: تصور کنید در یکی از بازارهای قدیمی سمنان قدم میزنید؛ بازاری که روزگاری صدای چکش مسگران در آن طنینانداز بود و مردم، پیکر درگذشتگان خود را از میان دکانهایش عبور میدادند. در حافظه تاریخی این شهر، این محدوده با نامی شناخته میشود که در نگاه نخست شاید غریب و حتی تأملبرانگیز باشد: «بازار مردهها». نامی که پشت آن، روایتی از زندگی اجتماعی، آیینهای سوگواری، مشاغل سنتی و باورهای مردمی نهفته است.
بازار شیخ علاءالدوله سمنان از آن دسته فضاهای تاریخی است که ارزش آن را نمیتوان فقط با معماری، قدمت بناها یا موقعیت تجاری سنجید. این بازار در حافظه جمعی شهروندان، حامل روایتهایی درباره مناسبات اجتماعی و شیوه زندگی نسلهای گذشته است. یکی از این روایتها، سنت عبور پیکر درگذشتگان از مسیر بازار و پیوند آن با صدای کارگاههای مسگری است؛ روایتی که ظرفیت تبدیلشدن به موضوعی برای شناخت و معرفی میراث ناملموس سمنان را دارد.
در گذشته، عبور پیکر درگذشتگان از بازار شیخ علاءالدوله، یکی از مسیرهای معمول تشییع در شهر سمنان بود. در آن دوره، بخش قابلتوجهی از دکانهای این محدوده به حرفه مسگری اختصاص داشت و صدای چکش مسگران که هنگام ساخت و شکلدهی ظروف مسی در فضای بازار میپیچید، بخشی از صدای همیشگی زندگی در این مکان بود.
در حافظه شفاهی مردم سمنان، روایتی درباره ارتباط این صدا با عبور پیکر درگذشتگان به سمت گورستان قدیمی علمدار شکل گرفته است. بر اساس این روایت، در گذشته که امکانات تشخیص مرگ و تجهیزات پزشکی محدود بود، گاهی احتمال داشت فردی در حالت اغما یا بیهوشی عمیق، به اشتباه فوتشده تصور شود. مردم باور داشتند که عبور چنین فردی از میان بازار و شنیدن صدای بلند و پیوسته چکش مسگران ممکن است به بازگشت هوشیاری او کمک کند. این باور عامیانه در کنار سنت عبور پیکرها از بازار، به شکلگیری و ماندگاری نام «بازار مردهها» در حافظه محلی کمک کرده است.
البته باید تأکید کرد که این روایت، یک باور شفاهی و بخشی از فرهنگ عامه مردم است و از نظر پزشکی تأیید نشده است. اهمیت فرهنگی آن در بازتاب شرایط زندگی در گذشته، محدودیت امکانات درمانی و شیوهای است که مردم برای پدیدههای ناشناخته توضیح و معنا میساختند.
امروزه گردشگری شهری در بسیاری از مقاصد تاریخی، به سمت شناخت تجربههای زندگی روزمره، روایتهای محلی، آیینها و صداهای فراموششده حرکت کرده است. گردشگر معاصر در بسیاری از موارد به دنبال کشف داستانهایی است که در راهنماهای معمول شهرها کمتر دیده میشوند؛ داستانهایی که به یک مکان هویت میدهند و امکان برقراری ارتباط عمیقتر با جامعه میزبان را فراهم میکنند.
از این منظر، بازار شیخ علاءالدوله میتواند یکی از نقاط قابل توجه در روایت گردشگری فرهنگی سمنان باشد. روایت «بازار مردهها» ظرفیت ایجاد یک مسیر روایتمحور را دارد؛ مسیری که در آن تاریخ بازار، پیشه مسگری، مناسک سوگواری و خاطرات مردم در کنار یکدیگر معرفی شوند.
با وجود جذابیت این روایت، تبدیل آن به یک محصول گردشگری نیازمند بررسی دقیق و واقعبینانه است. نخستین نقطه قوت، برخورداری از یک روایت بومی و متمایز است که با هویت تاریخی بازار و حرفه مسگری ارتباط دارد. دومین مزیت، امکان شناسایی حاملان زنده این خاطره و گردآوری روایتهای دستاول است. سومین فرصت نیز پیوند موضوع با چند حوزه مطالعاتی و گردشگری، از جمله تاریخ اجتماعی، مردمشناسی، میراث ناملموس و میراث صوتی است.
در مقابل، این ظرفیت با ضعفهایی نیز روبهروست. هنوز اطلاعات مستند و جامعی درباره قدمت دقیق این سنت، چگونگی شکلگیری نام بازار مردهها و سیر تحول روایت مربوط به صدای مسگران در دست نیست. عدم فعالیت کارگاههای سنتی، تغییرات کالبدی و عملکردی بازار و از دست رفتن تدریجی حافظه شفاهی سالمندان نیز خطر فراموشی این میراث را افزایش میدهد.
برای بهرهبرداری مسئولانه از این ظرفیت، گام نخست باید پژوهش و مستندسازی باشد. انجام مصاحبه با سالمندان محلات تاریخی، کسبه قدیمی بازار، بازماندگان خانوادههای مسگر و افرادی که تجربه یا خاطره مستقیمی از این سنت دارند، ضروری است. ثبت روایتها بهصورت صوتی و تصویری، گردآوری عکسها و اسناد قدیمی و شناسایی مسیر تاریخی عبور پیکر درگذشتگان میتواند پایه یک پرونده مستند برای معرفی و پاسداری از این عنصر باشد.
در مرحله بعد، شهرداری سمنان با همکاری ادارهکل میراث فرهنگی، دانشگاهها و تشکلهای فرهنگی میتواند زمینه تهیه یک محتوای معرفی معتبر، نصب نشانگرهای فرهنگی در بازار و طراحی مسیر روایتمحور را فراهم کند. ثبت صدای کارگاههای مسگری فعال یا بازآفرینی مستند صدای این حرفه با مشارکت استادکاران نیز میتواند به حفظ بخشی از میراث صوتی بازار کمک کند.
در این مسیر، توجه به نسل جوان اهمیت زیادی دارد. برگزاری نشستهای روایتگری، تولید پادکست و مستند کوتاه و مشارکت دانشجویان در ثبت خاطرات محلی میتواند ارتباط میان نسلهای قدیم و جدید را تقویت کند. هرگونه برنامه گردشگری نیز باید پس از تکمیل مطالعات و با مشارکت جامعه محلی طراحی شود.
«بازار مردهها» شاید در نگاه نخست نامی نامتعارف برای یک جاذبه گردشگری باشد، اما در لایههای عمیقتر، روایتی از زندگی شهری در گذشته را بازگو میکند؛ از بازار و پیشههای سنتی تا آیینهای جمعی و باورهایی که در حافظه مردم شکل گرفتهاند.
ارزش این روایت در آن است که ما را با بخشی از تاریخ اجتماعی سمنان مواجه میکند؛ تاریخی که در اسناد رسمی و بناهای تاریخی بهتنهایی قابل مشاهده نیست و برای شناخت آن باید به سراغ مردم، خاطرات و صداهای فراموششده رفت.
سمنان برای تبدیلشدن به مقصدی متمایز در گردشگری فرهنگی، به شناخت و بازخوانی همین روایتهای محلی نیاز دارد. بازار شیخ علاءالدوله میتواند یکی از میدانهای این بازخوانی باشد؛ به شرط آنکه پیش از هرگونه تبلیغ و بهرهبرداری گردشگری، روایتهای آن با دقت ثبت، راستیآزمایی و با احترام به ارزشهای جامعه محلی معرفی شوند.
شاید پرسش اصلی این باشد: اگر امروز صدای چکش مسگران در بازار خاموش شده و راویان قدیمی یکییکی از میان ما میروند، چه کسی مسئول ثبت داستانهایی است که با خاموشی آنها، بخشی از حافظه تاریخی سمنان نیز خاموش خواهد شد؟