هنر زبانی فراملیتی برای بیان افکار و اندیشههای انسانهاست
خبرگزاری برنا در کرمانشاه برآن شده است که در راستای اعتلای فرهنگ کرمانشاه و معرفی هنرمندانی این دیار که سالیان سال بدون چشمداشتی در این خطه به کارهای بزرگ هنری مشغول هستند، تاکنون با وجود کسب عناوین کشوری، مظلوم واقعه شدهاند و هنوز آنچنان به هنر و هنرمند این دیار توجه جدی نشده است، کارهای این هنرمندان کرمانشاهی را به نسل جوان معرفی مینماید.
ابتدا برای شناخت بیشتر خوانندگان این هنرمندان را معرفی و سپس از او در مورد کارهای هنری و فعالیتهایش در این زمینه میپرسم. مجتبی اسدی طراح، مجسمهساز که دارای مدرک کارشناسی ارشد مهندسی صنایع چوب است در سال 1358 در کرمانشاه متولد شده و آموزش هنر را از دوران دبیرستان و با انتخاب رشته صنایع چوب آغاز کرده است که با ادامه تحصیل در همین رشته دانش علمی وعملی خود را افزایش داده و در این زمینه از محضر اساتید بنامی چون چهره ماندگار هنراستاد میرطیبی در زمینه منبت و معرق منبت، استاد خاورزاده در طراحی استاد فرجی در پتینهکاری و از دکتر غفرانی در ساخت و سازههای مصنوعات چوبی و دکتر تقی یاری در حفاظت صنعتی چوب بهرهمند شده است.
اسدی هم اکنون درزمینه معرق، منبت، معرق منبت و مجسمهسازی به فعالیت مشغول بوده و هنر تخصصیاش نیز منبت است که برخی از آثارم در مسابقات هنری مختلف جوایز کشوری و استانی را ازآن خود کرده است و تعدادی نیز زینت بخش شهر کرمانشاه میباشد.
این هنرمند نامی کرمانشاهی هم اکنون در آموزش و پرورش استان به تعلیم هنرآموزان جوان مشغول بوده و با شهرداری مناطق مختلف کرمانشاه در زمینه زیباسازی شهر همکاری نزدیک دارد با این استاد هنرمند کرمانشاهی گفتگویی انجام گرفته که در پی میآید:استاد اسدی جایگاه و وضعیت تخصص و رشته هنری خود را در ایران واستان چگونه میبینید؟ با توجه به این که گرایش به هنر با روحیه ایرانی عجین بوده و هنرهای چوبی در اکثر مناطق ایران کاربرد داشته و دارد و با توجه به فعالیتهای آموزش و پرورش در زمینه آموزش هنرهای مختلف از جمله هنرهای چوبی به نوجوانان امیدوارم که این هنر به جایگاه رفیعی که شایسته آن بوده و درگذشته داشته است، دست پیدا کند. -جایگاه اقتصادی مهارت تخصص شما در استان کرمانشاه چگونه است؟ با توجه به گستردگی کاربرد هنرهای چوبی در منازل، سازمانها و ادارات امکان بهرهگیری مناسبتر و شایستهتر از هنرهای چوبی وجود دارد، هرچند بستر توجه به این هنرها محدود هست و توجه بیشتر مسئولان به این حوزه را میطلبد. -حمایتها و آسیبها را چگونه ارزیابی میکنید؟ حمایتهای فعلی هرچند کم اما خوب است و امکان بهبود در کمیت و کیفیت حمایتهایی که سازمان های ذیربط از هنرمندان این رشته به خصوص جوانان انجام میدهند وجود دارد که توجه همدلانه مسئولین را میطلبد. آسیبهای مختلفی یک هنر را تهدید میکند که از معرفی نشدن تا بد معرفی شدن شروع میشود و به عدم حمایت در تولید و عرضه ختم میشود. ما دراستان کرمانشاه مرکز نمایشگاه دائمی برای آثار هنری ارزنده، بومی، تاریخی و معاصر نداریم، جایی که محل معرفی هنر و هنرمند به مخاطبان باشد و این یعنی مرگ تدریجی هنر چون رسالت هنر انتقال پیام فکر و اندیشه هنرمند به هنر دوست است. ما فضایی برای تعریف جایگاه یک هنر و کاربرد همان هنر در زندگی امروزی نداریم و این دلیل انزوای هنر و هنرمند در استان کرمانشاه شده است. -نقش صدا وسیما و مطبوعات را در رشد هنر چگونه میبینید؟ هر رسانه جمعی با توجه به اهداف تعریف شده و نوع مخاطبیناش سعی در افزایش و غنیسازی اطلاعات آنها دارد یکی از این راهها آموزش شیوههایی برای پربار سازی اوقات فراغت و یا حتی شکوفا سازی استعدادهای افراد است. در استان کرمانشاه برخی از نشریات محلی مثل روزنامه باختر گاهی حرکتهای مقطعی و موردی داشتهاند که شایان توجه است، اما ادامهدار بودن این کارها در رشد هنر و سطح دانش هنری همشهریهای ما مهم است و حرکتهای منقطع خیلی مفید وتاثیر گذارنیست. صدا و سیما هم در چند برنامه که بنده در آن حضور داشتم به معرفی این رشته اقدام کرد متاسفانه ادامهدار وهدفمند نبود، اما در معرفی رشته به علاقهمندان بیتاثیر نبود که در صورت ادامه داشتن این قبیل برنامهها میشود، امیدوار بود که این هنر مخاطبان و علاقهمندان خود را جذب کرده و شرایط برای گسترش این هنر در استان کرمانهشاه بهبود پیدا کند. -اهمیت وضرورت پرداختن و حمایت از هنر وهنرمندان را درچه میبینید؟ هنر بیان دغدغههای فکری و روحی هنرمند و جامعه معاصر اوست. هنر در تمام ادوار تاریخی تجلیگر تمام حسهای متعالی افراد بوده و در قالب آثار هنری مختلف تاریخ، فرهنگ و سنتهای یک قوم به نسلهای بعد و جهان معرفی شده است. هنر زبانی فرا ملیتی و فرا قومی برای بیان افکار و اندیشههای انسانهاست. حمایت مناسب از یک هنر و هنرمند میتواند در انتقال یک فرهنگ و اندیشه از بسیاری از ابزارها مفیدتر باشد. -نقش وجایگاه حوزه هنری را در رشد وارتقاء هنر و فرهنگ استان کرمانشاه چگونه میبینید؟ حوزه هنری، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و سایر سازمانهای مربوطه میتوانند با فراهم کردن شرایطی برای تعامل بین هنرمندان مختلف و بین هنرمندان و هنرجویان فرصت مناسبی برای اعتلا و بالندگی هر هنری در کشور و استان ایجاد کنند و باعث معرفی هنرهای بومی و غیر بومی به جامعه شود. مصاحبه از فخرالدین دوستمحمد
استاد ارجمند از پیش ما رفت مانند خورشید ما را از نور ومرام ومعرفتش محروم ساخت این یک حادثه دردناک برای من که ازدوستان نزدیکش بودم باور کردنی نیست روحش شاد ویادش گرامی .....
خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشدتنه ایی بر در این خانه ی تنها زد و رفت...
آن نازنین که رفتحقیقتا چه ارجمند و گرامی بود
گوئی فرشته بود، نه آدم
در باغ آسمان و زمین، ما گیاه و او، گل بود، ماه بود.
با ما چه مهربان و چه دلجو، چه جان نثار
او رفت و رفت و رفت
او بهترین عزیز، عزیزتزین دوستان ما
جان ما و عزیزتر از جان بود
یادش بخیر و روحش شاد
خوابیدی بدون لالایی و قصه،بگیر آسوده بخواب بی درد و غصهدیگه کابوس زمستون نمیبینی،توی خواب گلای حسرت نمیچینی
دیگه خورشید چهره تو نمیسوزونه،جای سیلی های باد روش نمیمونه
دیگه بیدار نمیشی با نگرونی،یا با تردید که بری یا که بمونی
رفتی و آدمکها رو جا گذاشتی،قانون جنگل زیر پا گذاشتی
اینجا قهرن سینه ها با مهربونی،تو تو جنگل نمیتونستی بمونی
دلتو بردی با خود به جای دیگه،اونجا که خدا برات لالایی میگه
میدونم میببنمت یه روز دوباره، توی دنیایی که آدمک نداره
با اینکه حدودا 5 ماه ازعروج ایشان میگذرد ولی هنوز نامش بین تمام کسانی که ایشان را میشناختند به اندازه قبل زنده است هر بار که کوه میرویم از یادش و خاطرات مان یاد میکنیم..به قول یکی از دوستان که برایت میخواند : چرا رفتی چرا من بی قرارم
حلالم کن رفیقی که برات دل کندن آسونه ...
چهل روز گذشت رفیقم رفت و من ماندم خدا به خانواده اش و بازماندگانش صبر بده
دنیا مرد بزرگی رو از دست داد وقتی چنین انسانهایی از دنیا میرن نبودشان بیشتر مشهوده
خداحافظ مجتبی دلمان برات خیلی تنگ شده و دیدن لبخندت تو این عکس ما رو میبره به روزهای خوب گذشته و دوستی که الحق و النصاف زلال بود جات خیلی خالیه...
واقعا متن زیبایی بود منم خوندمش ؛به دوستان دیگه هم پیشنهاد میکنم بخوننمقاله ای تو روزنامه باختر 29 اردیبهشت بود..
درگذشت این هنرمند را به جامعه هنری کرمانشاه تسلیم میگم
پیکر نگار درختان خشک شهر در جوانی پژمرد
18 اردیبهشت فوت شدند 40 روز بعدش میشه 27 خرداد
روحش شاد، اگر اطلاع دارید مراسم چهلم کی هست لطفا خبر بدید من از همکلاسی های سابق آقای اسدی هستم
برای بعضی دردها نه میتوان گریه کرد،نه میتوان فریاد زد..!برای بعضی دردها، فقط میتوان نگاه کرد و بی صدا .....شکست......
درگذشت این استاد ارجمند و با اخلاق را به تمام بازماندگان و مردم کرمانشاه تسلیت میگم؛ایشان همیشه به مردم و شهرشان عشق میورزیدند؛روحشان شاد
روحش شاد
انگار ملائک تو را میان درددل هایم باخدا دزدیدند. عطر برگ های لیمو، درخت توت،کنار گارم زنگی و میوه های کال درخت انبه باغ ها را چه زود به فراموشی سپرد؟! چگونه توانستی آن همه خاطره را در یک لحظه تمام کنی. همه را میبینم جز تو که خاطره ای شده ای ماندگار برای قلب هایی که منتظرت هستند.گناه آسمانی که تو را به آغوش کشید و با خود برد را هرگز نخواهم بخشید. تو میان بودنت و یادت ، یادت را برایمان گذاشتی و بودنت را افسانه ساختی
واقعا جاش خالیه ...برای ما که از دوستانش بودیم رفتنش دردناکه ...روحش شاد
درگذشت این هنرمند نامی را به خانواده داغدیده ایشان و مردم عزیز کرمانشاه تسلین میگم. روحش شاد. 